انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1020 100 1

Onshore

تلفظ onshore
تلفظ onshore به آمریکایی/ˈɑːnˌʃɔːr/ تلفظ onshore به انگلیسی/ˈɒnʃɔː/

معنی: واقع در ساحل، روی ساحل، متوجه بطرف ساحل، رو بساحل
معانی دیگر: به طرف ساحل، کران سوی، در خشکی، کرانه ای، بر کران

بررسی کلمه Onshore

قید ( adverb )
• : تعریف: to, toward, near, or on a coast or shore.
مشابه: ashore

- We went onshore for dinner.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برای شام به ساحل رفتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما برای شام رفتیم بیرون
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
صفت ( adjective )
(1) تعریف: proceeding in the direction of a coast or shore.

- an onshore storm
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یه طوفان در ساحل
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] طوفان در ساحل
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: found on or near the shore.

- an onshore marker
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک نشانه ساحلی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نشانگر دریایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Onshore در جمله های نمونه

1. an onshore breeze
ترجمه نسیم کران سوی

2. an onshore patrol
ترجمه پاسداری ساحلی

3. They missed the ferry and remained onshore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی را از دست دادند و روی ساحل ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها کشتی را از دست دادند و در ساحل ماندند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The height of tides is increased by onshore winds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارتفاع جزر و مد به وسیله باده‌ای ساحلی افزایش می‌یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارتفاع جزر و مد با وزش باد در حال افزایش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The wind will drive the boat onshore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باد قایق را به ساحل خواهد کشاند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باد این قایق را در سرزمین خود می چرخاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The onshore wind blew steadily past him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باد رو به ساحل می‌وزید و پیوسته از کنارش می‌گذشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باد ساحلی به طور پیوسته از او گذشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The appeal of onshore drilling is its comparatively cheap.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جاذبه حفاری ساحلی نسبتا ارزان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درخواست تجدید نظر در حفاری های دریایی نسبتا ارزان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. There was a slight onshore breeze.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نسیمی بر ساحل می‌وزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک نسیم درخشان وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. No convincing reason has been given for treating onshore and offshore workers differently - often by the same company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای برای درمان کارگران ساحلی و ساحلی به طور متفاوت - اغلب توسط یک شرکت داده نشده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ دلیل قانع کننده ای برای درمان کارگران ساحلی و دریایی به تنهایی وجود ندارد - اغلب توسط همان شرکت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The coupling of this offshore subsidence and onshore uplift will induce a flexure of the margin which will accentuate uplift inland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوپلینگ این فرونشست ساحلی و بربلندی بر روی ساحل، منجر به ناپایداری حاشیه‌ای خواهد شد که در داخل کشور بربلندی را برجسته خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتصال این فروپاشی دریایی و بالا رفتن سطح در ساحه موجب خمیدگی حاشیه ای خواهد شد که موجب افزایش سطح داخلی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. How does the offshore loading environment differ from onshore?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چگونه محیط بارگیری خارجی از ساحل متفاوت است؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چگونه محیط بارگیری در دریای خزر متفاوت است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Owners of onshore and offshore facilities also were strictly liable for government clean - up costs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صاحبان تاسیسات ساحلی و ساحلی نیز مسئول هزینه‌های پاک‌سازی دولت بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صاحبان تاسیسات ساحلی و دریایی نیز به شدت مسئول هزینه های پاکسازی دولت بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Volleyball nets will goad your friends to stay onshore, but you know better: Water sport is where it's at.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تورهای والیبال دوست شما را وادار به ماندن در ساحل می‌کنند، اما شما بهتر می‌دانید: ورزش آب جایی است که در آن قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شبکه های والیبال دوستان شما را برای اقامت در ساحل ملاقات می کنند، اما شما می دانید که ورزش های آب بهتر است که در آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. This includes not just OFCs but onshore jurisdictions with strict banking - privacy rules.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر نه تنها شامل OFCs بلکه به حوزه قضایی با قوانین سختگیرانه مربوط به حریم خصوصی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شامل نه تنها OFC ها، بلکه حوزه های قضایی در داخل کشور با قوانین حفظ حریم خصوصی دقیق است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Getting a full onshore presence isn't easy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آمدن یک ساحل پر از ساحل آسان نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرفتن حضور کامل در ساحل آسان نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Onshore

واقع در ساحل (صفت)
onshore
روی ساحل (صفت)
onshore
متوجه بطرف ساحل (صفت)
onshore
رو بساحل (صفت)
onshore

معنی Onshore در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] بطرف خشکی، درجهت خشکی
[نفت] پایگاه زمینی
[نفت] حفاری در خشکی
[نفت] مهندس ساحل کار
[نفت] چاه واقع در خشکی
[زمین شناسی] باد بطرف ساحل

معنی کلمه Onshore به انگلیسی

onshore
• onshore means happening or moving towards the land.
• onshore also means happening on or near land, rather than at sea.

Onshore را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی Onshore



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

منصور رخشانی > بازیگر رزمی کار فیلم معبدشائولین
منصور رخشانی > امیدوار کردن
منصور رخشانی > دیوی در شاهنامه که با رستم جنگید
منصور رخشانی > نیم تنه آستین
ah.banaei@hotmail > faster parent
مریم عبادتیان > Queens peace
وانیا > لغزید
محدثه فرومدی > dendritic

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی onshore
کلمه : onshore
املای فارسی : انشر
اشتباه تایپی : خدساخقث
عکس onshore : در گوگل


آیا معنی Onshore مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )