انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 717 100 1

Orchestra

تلفظ orchestra
تلفظ orchestra به آمریکایی/ˈɔːrkəstrə/ تلفظ orchestra به انگلیسی/ˈɔːkɪstrə/

معنی: ارکستر، ارکست، جایگاه ارکست، دسته نوازندگان
معانی دیگر: (تئاترهای یونان باستان) پهنه ای به شکل نیم دایره در جلو صحنه (که محل گروه سرایندگان یا chorus بود)، نیم پرهونه، (در تئاترهای امروزی) جایگاه ارکستر (در جلو و زیر صحنه) (orchestra pit هم می گویند)، (سالن تئاتر) طبقه ی هم کف، صحن اصلی، صندلی های صحن اصلی (به ویژه در چند ردیف جلو)، (موسیقی - دسته ی بزرگ نوازندگان) ارکستر

بررسی کلمه Orchestra

اسم ( noun )
مشتقات: orchestral (adj.), orchestrally (adv.)
(1) تعریف: a group of musicians who play various instruments and perform together.
مشابه: band, chamber orchestra, ensemble, philharmonic, symphony, symphony orchestra

(2) تعریف: the space in front of and usu. below the stage in a theater, where such a musical group accompanies dramatic performances.
مترادف: pit

(3) تعریف: the section of seats on the main floor of a theater, usu. in front.
مشابه: parterre

واژه Orchestra در جمله های نمونه

1. an orchestra conducted by a famous person
ترجمه ارکستری که توسط شخص معروفی هدایت می‌شود

2. a jazz orchestra
ترجمه ارکستر جاز

3. a masterful orchestra conductor
ترجمه رهبر ارکستر پر تحکم

4. our symphony orchestra will be led by ricardo muti
ترجمه ارکستر سمفونیک ما توسط ریکاردو موتی رهبری می‌شود.

5. he rehearses the orchestra three times a week
ترجمه هفته‌ای سه بار به ارکستر تمرین می‌دهد.

6. the conductor of the orchestra bowed to the audience
ترجمه رهبر ارکستر به حضار تعظیم کرد.

7. mr. mahmoody will direct the orchestra
ترجمه آقای محمودی ارکستر را رهبری خواهد کرد.

8. the patrons of the symphony orchestra
ترجمه اعانه دهندگان به ارکستر سمفونیک

9. the wind section of the orchestra
ترجمه بخش سازهای بادی ارکستر

10. The orchestra is currently on tour in Germany.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارکستر در حال حاضر در تور آلمان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The Lithuanian Philharmonic Orchestra played Beethoven's Ninth Symphony.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارکستر فیلارمونیک لیتوانی سمفونی نهم بتهوون را بازی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The orchestra has grown in stature.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارکستر رشد کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I've got an audition for the Bournemouth Symphony Orchestra on Friday.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من جمعه برای ارکستر سمفونیک بورنموث امتحان کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The full orchestra includes two pairs of French horns.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارکستر کامل شامل دو جفت شاخ فرانسوی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The orchestra played with great panache.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارکستر با نگرانی بزرگ بازی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. An orchestra playing at full blast is a tremendous sound.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک ارکستر که در انفجار کامل بازی می کند یک صدای فوق العاده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The orchestra decided to flout convention/tradition, and wear their everyday clothes for the concert.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارکستر تصمیم گرفت تا کنوانسیون / سنت را از بین ببرد و لباس های روزمره خود را برای این کنسرت بپوشاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. She plays the flute in the school orchestra.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فلوت را در ارکستر مدرسه بازی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Orchestra

ارکستر (اسم)
band , orchestra
ارکست (اسم)
orchestra
جایگاه ارکست (اسم)
orchestra
دسته نوازندگان (اسم)
orchestra

معنی عبارات مرتبط با Orchestra به فارسی

ارکستر مجلسی (دسته ی نوازندگان که از ارکستر سمفونیک کوچکتر است)
(موسیقی) ارکستر سمفونی، ارکستر سمفونی، هم اوا، هم اهنگ
سر دسته این ارکستر کیست

معنی کلمه Orchestra به انگلیسی

orchestra
• band composed of musicians of many different instruments (usually including string and wind instruments); space reserved in front of a stage for musicians (theatre)
• an orchestra is a large group of musicians who play a variety of different instruments together.
orchestra conductor
• one who is responsible for directing the instrumentalists in a band
orchestra pit
• low area below the stage where an orchestra sits and plays during a performance
• the orchestra pit in a theatre is the space reserved for the musicians, immediately in front of or under the stage.
chamber orchestra
• group of 2 to 10 musicians which play chamber music
• a chamber orchestra is a small orchestra which plays classical music.
conduct an orchestra
• provide musical guidance for an orchestra, keep time and beat for an orchestra
electric light orchestra
• elo, british music group which was started in the early 1970's with the purpose of combining rock and classical music
idf orchestra
• musical group of the israeli military
israel philharmonic orchestra
• israeli symphony orchestra directed by maestro zubin mehta, ipo, representative orchestra of israel
lead an orchestra
• conduct an orchestra, provide direction for a music ensemble
london philharmonic orchestra
• symphony orchestra of london, lpo
new york philharmonic orchestra
• renowned orchestra based in new york city
red army orchestra
• official orchestra of the red army (army of the former soviet union)
string orchestra
• musical ensemble made up of only stringed instruments (violins, cellos, etc.)
symphonic orchestra
• type of band which plays long musical compositions
symphony orchestra
• group of musicians who play long musical compositions together on a collection of many different instruments (usually including string, wind and percussion instruments)
• a symphony orchestra is a large orchestra that plays classical music.

Orchestra را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Orchestra

Elmira ١٩:٤٥ - ١٣٩٧/٠١/٢٦
جایگاه ارکست
|

سمانه ١٤:٥٧ - ١٣٩٧/٠٤/١٦
دسته ای از نوازندگان. ارکست
|

ssss ١٨:١٧ - ١٣٩٧/٠٤/١٦
تاتر،سالن تاتر
|

Miss.Tanɦa ٢٠:١٤ - ١٣٩٧/٠٧/١٥
ارکست
|

Ladan ١٥:٥٤ - ١٣٩٧/٠٧/١٦
ارکست
|

محسن❤️رضوي❤️ستاره ١٧:٢٢ - ١٣٩٧/٠٧/١٦
اركست ، دسته نوازندگان
|

Mona ٠٩:٣٤ - ١٣٩٧/٠٧/١٩
معنی ارکستر رو میده که ارکسترا خونده میشه . المیرا خانم شما در انتخاب اسم دقت کن . و ssss عزیز شما هم کمی مطالعه کن و بعد نظر بنویس .
با تشکر از عوامل
|

Atena ١٣:٢٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢١
به صندلی های جلوی صحنه تئاتر هم گفته میشه
|

پیشنهاد شما درباره معنی Orchestra



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Zahra > در خدمت بودن
مشکات محمودي > مشکات
محمد > مدالله
وحید > کسالت اور
Erfan zareie > a.m
علیرضا هروی > ground
دلارام صادق خان > nonserious
dragon > شت

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی orchestra
کلمه : orchestra
املای فارسی : ارکسترا
اشتباه تایپی : خقزاثسفقش
عکس orchestra : در گوگل


آیا معنی Orchestra مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )