برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1319 100 1

Outlet

/ˈaʊˌtlet/ /ˈaʊtlet/

معنی: روزنه، عبور، مخرج، در رو، پریز، مجرای خروج، بازار فروش
معانی دیگر: مفر، منفذ، راه خروج، برون رو، رانشگاه، (برق) خروجی، (مجازی) وسیله ی بیان یا ارضا، رها راه، راه نجات، بازار، محل عرضه کالا، فروشگاه (به ویژه اگر عمده فروش باشد یا کالای تولید کننده ی خاصی را بفروشد)

بررسی کلمه Outlet

اسم ( noun )
(1) تعریف: an opening through which something is released or allowed to escape; vent.
مترادف: orifice, spiracle, vent
متضاد: access
مشابه: air hole, aperture, blowhole, duct, flue, opening, valve

(2) تعریف: a market for services or goods.
مترادف: market, mart, store
مشابه: bazaar, emporium, shop, showroom

- retail outlets
[ترجمه ترگمان] خروجی‌های خرده‌فروشی
[ترجمه گوگل] رسانه های خرده فروشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a means of expressing oneself; release.
مشابه: avenue, catharsis, expression, release, safety valve

- the outlet for her anger
[ترجمه ترگمان] برای خشم خود راه خروجی را پیش گرفت
[ترجمه گوگل] خروجی برای خشم او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: the point in an electrical system where there is access to the current.
مترادف: terminal
مشابه: plug, receptacle, socket

(5) ...

واژه Outlet در جمله های نمونه

1. a discount outlet
فروشگاه حراجی،فروشگاه با تخفیف

2. america became an outlet for europe's surplus population
امریکا به دریچه‌ای برای خروج جمعیت اضافی اروپا تبدیل شد.

3. an inlet and outlet valve
سوپاپ خروجی و ورودی

4. he found an outlet for his anger in chopping wood
با هیزم‌شکنی خشم خود را فرو می‌نشاند.

5. the magazine was an outlet for the young poets whose work nobody would print
مجله رهاراهی بود برای شعرای جوانی که کسی آثارشان را چاپ نمی‌کرد.

6. this port is their only outlet on the red sea
این بندر یگانه برونراه (راه خروج) آنها در دریای سرخ است.

7. the smoke is expelled through an outlet on the top
دود از دررو فوقانی بیرون داده می‌شود.

8. i plugged in the radio to the outlet by the bed
رادیو را به پریز کنار تختخواب زدم.

9. if you pull the plug out of the outlet the radio will be turned off
اگر دو شاخه را از پریز بکشی رادیو خاموش می‌شود.

10. The outlet of a water pipe was blocked.
[ترجمه ترگمان]خروجی یک لوله آب مسدود شده بود
[ترجمه گوگل]خروجی لوله آب مسدود شد
[ترجمه شما] ...

مترادف Outlet

روزنه (اسم)
scuttle , hatch , aperture , orifice , window , hole , pore , outlet , clearance , loophole , peephole , peep , casement , slit , fossa , eyelet , foramen , ostium
عبور (اسم)
pass , transmission , passage , ferry , outlet , passageway , transition , transit , crossing , passing
مخرج (اسم)
outlet , vent , outgo , port , denominator , escapement , exit , foramen
در رو (اسم)
outlet , exhaust , port , egress , exit
پریز (اسم)
outlet , socket , wall plug
مجرای خروج (اسم)
outlet
بازار فروش (اسم)
outlet , sale

معنی Outlet در دیکشنری تخصصی

outlet
[عمران و معماری] خروجی - مجرای خروجی - محل خروج - مخرج
[مهندسی گاز] خروجی ، روزنه خروجی
[ریاضیات] دریچه ی خروجی، مجرای خروجی، خروجی، دررو
[آب و خاک] خروجی
[عمران و معماری] کانال انتهایی - مجرای انتهایی - مجرای پایانه - کانال خروجی - آبراهه خروجی
[زمین شناسی] کانال انتهایی، مجرای انتهایی، مجرای پایانه، کانال خروجی ،کانال پایانه
[آب و خاک] پایانه کانال، خروجی کانال
[زمین شناسی] سطح مقطع پایانه، سطح مقطع مخرج
[عمران و معماری] سطح مقطع پایانه - سطح مقطع مخرج
[زمین شناسی] یخچال خروجی یک زبانه از یخ طبیعی که سریعاً به طرف بیرون از کلاهک یخی یا صفحه یخی جاری می شود و معمولاً از کوهستان به دریا می رود.
[عمران و معماری] افت پایانه - افت مخرج
[آب و خاک] افت پایانه، افت خروجی
[عمران و معماری] ضریب افت پایانه - ضریب افت مخرج
[آب و خاک] ضریب افت پایانه، ضریب افت خروجی
[آب و خاک] سازه خروجی
[زمین شناسی] پایانه مستغرق
[آب و خاک] پایانه غیرمستغرق، خروجی غیرمستغرق
[عمران و معماری] تبدیل خروجی
[زمین شناسی] تبدی ...

معنی کلمه Outlet به انگلیسی

outlet
• way out, exit; means of relief (emotional, physical, etc.); electrical source for connecting appliances; store that sells products directly from the manufacturer (often at a discount); stream flowing out of a lake or pond
• an outlet is an activity which allows you to express your feelings or ideas.
• an outlet is also a hole or pipe through which water or air can flow away.
found an outlet
• found expression for, found release

Outlet را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهتاب ابوالقاسمی
یکی از شعبات بانک که در آن خدماتی مالی به مشتریان ارائه می گردد
zohre
مرکزفروش
مرکز پخش
Majid
بروز
حسن امامی
چاهک آب (جایی که آب از آن جا خارج میشود)
Narin
بروز احساسات
to
رسانه
news outlets
سعید ترابی
1. تخلیه
2. فروشگاه، محل عرضه کالا
3. پریز (برق)
4. مجرای خروجی
Shirinbahari
راهی برای تخلیه ی احساسات مثل خشم

Is football a good outlet for men’s aggression?
دکتر محمدرضا ایوبی صانع
a shop or an organization that sells goods made by a particular company or of a particular type
با توجه به تعریفی که از آکسفورد ارائه شده، می شود گفت: نمایندگی فروش
یوسف صابری
یکی از چندین فروشگاهی که برای یک کارخانه است
فرشگاه
Shop

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی outlet
کلمه : outlet
املای فارسی : آوتلت
اشتباه تایپی : خعفمثف
عکس outlet : در گوگل

آیا معنی Outlet مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )