برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1327 100 1

Overstep

/ˌoʊvəˈstep/ /ˌəʊvəˈstep/

معنی: تجاوز کردن، قدم فرا نهادن، از حد خود تجاوز کردن
معانی دیگر: (از حد معین) فراتر رفتن، تخطی کردن، پا را از گلیم خود فراتر گذاردن

بررسی کلمه Overstep

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: oversteps, overstepping, overstepped
• : تعریف: to exceed (a boundary or limit).
مشابه: overreach, overrun

- He overstepped his authority as a referee by trying to cancel the game.
[ترجمه ترگمان] او با تلاش برای لغو بازی از قدرت خود به عنوان داور تجاوز کرد
[ترجمه گوگل] او با تلاش برای لغو بازی، قدرت خود را به عنوان یک داور از دست داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Overstep در جمله های نمونه

1. do not overstep the bounds of propriety!
از نزاکت خارج نشو!

2. Parents fear they might overstep these invisible boundaries.
[ترجمه ترگمان]والدین می‌ترسند که آن‌ها از تجاوز به این مرزه‌ای نامرئی تجاوز کنند
[ترجمه گوگل]والدین می ترسند از این مرزهای نامرئی عبور کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He tends to overstep the boundaries of good taste.
[ترجمه ترگمان]او تمایل دارد از مرزه‌ای سلیقه خوب تجاوز کند
[ترجمه گوگل]او تمایل دارد مرزهای طعم خوبی را از دست بدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Does Dickens, for example, overstep the limits of grammar in beginning Bleak House with a series of sentences without main verbs?
[ترجمه ترگمان]برای مثال، دیکنز، برای مثال، فراتر از محدودیت‌های دستور زبان در آغاز خانه متروک با یک سری جملات بدون فعل اصلی تجاوز می‌کند؟
[ترجمه گوگل]مثلا آیا دیکنز محدودیت های دستور زبان را در ابتدا Bleak House با مجموعه ای از احکام بدون افعال اصلی از بین می برد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A military commande ...

مترادف Overstep

تجاوز کردن (فعل)
impinge , molest , invade , encroach , trespass , exceed , overstep , supercharge
قدم فرا نهادن (فعل)
overstep
از حد خود تجاوز کردن (فعل)
overstep

معنی کلمه Overstep به انگلیسی

overstep
• exceed; take something beyond the limit; cross a boundary
• if you overstep something such as the rules of a system or the limits of a situation, you go beyond what is permissible or acceptable.
• if you overstep the mark, you behave in an unacceptable way.
overstep one's authority
• go beyond one's power, exceed one's jurisdiction

Overstep را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی overstep
کلمه : overstep
املای فارسی : اورستپ
اشتباه تایپی : خرثقسفثح
عکس overstep : در گوگل

آیا معنی Overstep مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )