برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1281 100 1

obese

/oʊˈbiːs/ /əʊˈbiːs/

معنی: فربه، چاق، گوشتالو
معانی دیگر: بسیار چاق، گوشتگن، (بسیار) فربه

بررسی کلمه obese

صفت ( adjective )
مشتقات: obesely (adv.), obeseness (n.), obesity (n.)
• : تعریف: exceedingly and unhealthily overweight; corpulent.
مترادف: corpulent, fat
متضاد: scrawny, skinny
مشابه: fleshy, gross, heavy, overweight, porky, portly, Rubenesque, stout

- Eating too much of the wrong foods and getting little exercise can make people obese.
[ترجمه ترگمان] خوردن بیش از حد غذاهای نادرست و ورزش کردن کم می‌تواند باعث چاقی افراد شود
[ترجمه گوگل] خوردن بیش از حد غذاهای غلط و انجام تمرینات کمی می تواند افراد چاق داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه obese در جمله های نمونه

1. Obese patients are advised to change their diet.
[ترجمه ترگمان]به بیماران Obese توصیه می‌شود که رژیم غذایی خود را تغییر دهند
[ترجمه گوگل]بیماران چاق توصیه می کنند رژیم غذایی خود را تغییر دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Being obese and lazy is dangerous to health.
[ترجمه ترگمان]چاق بودن و تنبل بودن برای سلامتی خطرناک است
[ترجمه گوگل]چاقی و تنبل برای سلامتی خطرناک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Obese people tend to have higher blood pressure than lean people.
[ترجمه ترگمان]افراد Obese تمایل دارند فشار خون بالاتری نسبت به افراد لاغر داشته باشند
[ترجمه گوگل]افرادی که چاق هستند، فشار خون بالاتر را نسبت به افرادی که لاغر هستند، دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Obese people find it difficult to stop overeating.
[ترجمه هانیه] برای افراد چاق سخت است که پر خوری را متوقف کنند|
...

مترادف obese

فربه (صفت)
hard , serious , strong , fat , heavy , pursy , plump , beefy , corpulent , tubby , obese , fleshy
چاق (صفت)
replete , fatty , fat , thick , blubbery , pursy , lob , beefy , tubby , obese , chubby , overweight , massy , pudgy , fattish , podgy
گوشتالو (صفت)
pursy , brawny , plump , corpulent , obese , chubby , rotund , fubsy , pulpy , pudgy , plumpish , podgy

معنی کلمه obese به انگلیسی

obese
• excessively overweight
• someone who is obese is very fat; a formal word.

obese را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mozhgan
چاقي مفرط
Matin
چاق، فربه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی obese
کلمه : obese
املای فارسی : ابس
اشتباه تایپی : خذثسث
عکس obese : در گوگل

آیا معنی obese مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )