برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1292 100 1

omit

/oˈmɪt/ /əˈmɪt/

معنی: انداختن، حذف کردن، از قلم انداختن، فروگذار کردن
معانی دیگر: ذکر نکردن، زدن، قلم زدن، انجام ندادن، کوتاهی کردن، قصور کردن، غفلت کردن

بررسی کلمه omit

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: omits, omitting, omitted
(1) تعریف: to not include (something) through neglect or by decision; leave out.
مترادف: edit out, except, exclude
متضاد: embrace, include
مشابه: blue-pencil, cross off, cross out, delete, drop, edit, elide, jump, overlook, rule out, skip

- On the invitations, I unfortunately omitted the time that the party will begin.
[ترجمه ترگمان] متاسفانه، در دعوت، من زمانی را حذف کردم که مهمانی شروع خواهد شد
[ترجمه گوگل] در دعوت ها، متاسفانه زمان برگزاری این جشن را ندیده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The paper was getting too long, so she omitted a few paragraphs.
[ترجمه ترگمان] مقاله خیلی طول کشیده بود، بنابراین چند جمله را حذف کرد
[ترجمه گوگل] مقاله بیش از حد طول می کشد، بنابراین چند پاراگراف را حذف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Why was his name omitted from the list?
[ترجمه A.A] چرا نامش از لیست حذف شده بود؟|
...

واژه omit در جمله های نمونه

1. please omit my name from the list of volunteers
لطفا اسم مرا از فهرست داوطلبان قلم بزنید.

2. to omit to do something
در انجام کاری کوتاهی کردن

3. write down everything i say and don't omit even a word
هر چه می‌گویم بنویس و یک کلمه را هم نیانداز.

4. Omit the salt in this recipe.
[ترجمه Maryam] نمك را در اين دستور حذف كنيد
|
[ترجمه Yasaman] نمک را در این دستورالعمل حذف کن(کنید)
|
[ترجمه ترگمان] نمک رو توی این دستورالعمل جمع کن
[ترجمه گوگل]نمک را در این دستور مصرف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Please don't omit any details, no matter how trivial they may seem.
[ترجمه ترگمان]لطفا جزئیات را حذف نکنید، مهم نیست که چقدر مبتذل به نظر می‌رسند
[ترجمه گوگل]لطفا ه ...

مترادف omit

انداختن (فعل)
drop , relegate , souse , put , hitch , toss , launch , cast , sling , thrust , lay away , fell , throw , fling , hurl , hurtle , delete , omit , shovel , hew , jaculate
حذف کردن (فعل)
eliminate , pretermit , expurgate , dele , delete , omit , elide , retrench
از قلم انداختن (فعل)
drop , slip , pretermit , omit
فروگذار کردن (فعل)
fail , neglect , omit

معنی omit در دیکشنری تخصصی

omit
[ریاضیات] حذف کردن

معنی کلمه omit به انگلیسی

omit
• delete; skip over; neglect
• if you omit something, you do not include it; a formal word.
• if you omit to do something, you do not do it; a formal word.

omit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

zeinab
از غفلت حذف کردن
فرزاد ک پ
فعل:
leave out or exclude (someone or something), either intentionally or forgetfully.حذف یا محروم کردن کسی یا چیزی از روی عمد یا فراموش کاری.
"he was omitted from the second Test""او از آزمون دوم حذف شد"

fail or neglect to do.قصور یا نادیده گرفتن در انجام دادن
"he modestly omits to mention that he was a pole-vault champion" "او به ندرت ذکر میکند که یک قهرمان پرش با نیزه است "
لیلی موسوی
صرف نظر کردن از انجام کاری
SAHAR.gr
شامل نبودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی omit
کلمه : omit
املای فارسی : امیت
اشتباه تایپی : خئهف
عکس omit : در گوگل

آیا معنی omit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )