برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1356 100 1

on air

واژه on air در جمله های نمونه

1. The boys are walking on air because their team won the game.
[ترجمه ترگمان]پسرها در حال قدم زدن در هوا هستند، زیرا تیم آن‌ها بازی را برنده شده‌است
[ترجمه گوگل]پسران در حال حرکت در هوا هستند زیرا تیم آنها بازی را به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The radio station is on air from 00 a. m.
[ترجمه ترگمان]ایستگاه رادیویی از ساعت ۱۱ شروع میشه ام
[ترجمه گوگل]ایستگاه رادیویی از ساعت 00 صبح در هوا است متر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We'll be on air in three minutes.
[ترجمه ترگمان]تا سه دقیقه دیگه در هوا خواهیم بود
[ترجمه گوگل]ما سه دقیقه در هوا هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Stricter controls on air pollution would help to reduce acid rain.
[ترجمه ترگمان]کنترل Stricter در آلودگی هوا به کاهش باران اسیدی کمک می‌کند
[ترجمه گوگل]کنترل سختگیرانه بر آلودگی هوا کمک می کند تا باران اسیدی را کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه on air به انگلیسی

on air
• broadcasting; transmitting live on tv or radio, happening live during broadcasting
• very happily
be walking on air
• (slang) be in a state of ecstasy, be elated, be extremely happy
lives on air
• it is not certain how he supports himself because he has no money
tread on air
• be in "seventh heaven", feel extremely happy, be overjoyed
walk on air
• feel as if one is in the clouds, feel the rising of the wind
walks on air
• extremely happy, in the seventh heaven

on air را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
صحبت شده، در حال وقوع، استفاده در حال پخش(تلویزیون)

https://www.thefreedictionary.com/on-air
محمد علی عبدلی بیدگلی
روی آنتن
saboor ahmad
زنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی on air مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )