انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1097 100 1

on and off

تلفظ on and off
تلفظ on and off به آمریکایی تلفظ on and off به انگلیسی

متناوب، غیر مداوم، خاموش و روشن، شل کن و سفت کن، بگیر و ول کن

واژه on and off در جمله های نمونه

1. The rugby tour was a disaster both on and off the pitch.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تور راگبی هم روی زمین و هم از راه دور بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تور راگبی فاجعه ای بود که هر دو در زمین و خارج از زمین بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. A neon sign flashed on and off above the door.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تابلوی نئون از در بالا و پایین می‌رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علامت نئون در بالای صفحه روشن و خاموش شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. It rained on and off all day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام روز باران می‌بارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در تمام روز بارانی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The heating automatically switches on and off at pre-set temperatures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم گرمایش به طور خودکار در دماهای بالاتر خاموش و خاموش می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حرارت به طور خودکار در درجه حرارت از پیش تنظیم شده روشن و خاموش می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I've had toothache on and off for a couple of months.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چند ماه است که درد دندان داشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چند ماه طول کشید و دندان درد زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He was flamboyant and temperamental on and off the stage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پر زرق و برق و temperamental بود و روی صحنه سخنرانی می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در فضای مجازی و خسته کننده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Coloured bulbs flashed on and off around the sign.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چراغ‌های رنگارنگ روشن و خاموش در اطراف تابلو برق می‌زدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لامپ های رنگی در اطراف نشانه روشن و خاموش می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The lights flickered on and off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چراغ‌ها خاموش و خاموش بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چراغ ها روشن و خاموش شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She fascinated him, both on and off stage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او را مجذوب کرده بود، هر دو روی صحنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او را مجذوب خود کرد، هر دو در صحنه و خارج از خانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Players need discipline both on and off the field .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازیکنان به نظم و انضباط در هر دو طرف میدان نیاز دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازیکنان نیاز به نظم و انضباط در داخل و خارج از میدان دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The team have had a bad year, both on and off the field.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تیم یک سال بد هم در زمین و هم در خارج از زمین‌بازی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تیم سال خوبی داشته و هر دو در زمین حضور دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He's been smoking for 10 years now, on and off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الان ۱۰ ساله که داره سیگار میکشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او 10 سال است که سیگار میکشد و در حال استراحت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Sam was flicking a flashlight on and off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سام چراغ‌قوه را روشن کرد و خاموش شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سام یک چراغ قوه را روشن و خاموش کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. With the Explorer pass, you can get on and off the bus as you please .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با سطح عملکرد ماشین شما می‌توانید هر طور میل دارید از اتوبوس پیاده شوید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با عبور اکسپلورر، می توانید به اتوبوس و اتوبوس بروید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Their conduct both on and off the pitch was excellent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رفتار آن‌ها در راه و خارج از زمین عالی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رفتار آنها هر دو در زمین و خارج عالی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی on and off در دیکشنری تخصصی

on and off
[ریاضیات] متناوب، نوبتی، قطع و وصل

معنی کلمه on and off به انگلیسی

on and off
• now and then, occasionally, intermittently

on and off را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

اريا پيرمحمدي ١٦:٠٣ - ١٣٩٧/٠٣/١٩
با وقفه
|

جوهری ١٦:١١ - ١٣٩٧/١١/٢٨
شل و سفت , جدی و غیرجدی
|

ایمان ملکی ١٩:٠٧ - ١٣٩٧/١٢/٢٥
- گهگاه،‌ بعضی اوقات
مثال: I've had toothache on and off for a couple of months
- به طور متناوب،‌ به تناوب، به نوبت
مثال: It rained on and off most of the afternoon
|

Zahra ١٦:٠٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢١
یعنی روشن و خاموش
|

ندا کیانی ١٩:١٠ - ١٣٩٨/٠٩/١٢
گهگاهی
Occasionally
Every once in a while
Every now and again
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی on and off
کلمه : on and off
املای فارسی : اون اند آاف
اشتباه تایپی : خد شدی خبب
عکس on and off : در گوگل


آیا معنی on and off مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )