انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 893 100 1

واژه on call در جمله های نمونه

1. In theory I'm on call day and night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در تئوری من، روز و شب فرا می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نظریه من روز و شب در تماس هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The nurse is on call tonight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرستار امشب زنگ می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرستار امشب در تماس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The doctor had been on call for 48 hours and was exhausted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دکتر تا ۴۸ ساعت دیگر با او تماس گرفته بود و خسته و درمانده شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پزشک 48 ساعت در تماس بوده و خسته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I'll be on call the night of the party.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به شب مهمانی زنگ می‌زنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من شب شب بخیر خواهم بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She's a doctor, so she's often on call at the weekend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک دکتر است، بنابراین اغلب آخر هفته با او تماس می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک دکتر است، بنابراین او اغلب در آخر هفته تماس می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Don't worry, there's a doctor on call 24 hours a day.
ترجمه کاربر [ترجمه حسین سلطانی مطلق] نگران نباشید، پزشک 24 ساعته گوش به زنگ در دسترس است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگران نباش، یه دکتر هست که ۲۴ ساعته بهش زنگ میزنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگران نباشید، 24 ساعت در روز در تماس با پزشک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Battalion always had at least one maintenance ship on call for situations like ours.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پایگاه همیشه دست‌کم یک کشتی تعمیرات را داشت که برای مواقع ضروری ما را تهدید می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گردان همیشه حداقل یک کشتی تعمیر و نگهداری در تماس با شرایط مانند ما داشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The job entailed being on call twenty-four hours a day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار مستلزم تماس با بیست و چهار ساعت در روز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کار موجب شد که بیست و چهار ساعت در روز در تماس باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She was on call to open and shut the gates at any hour, in any weather.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌خواست در هر ساعتی در هر ساعتی باز شود و دروازه را ببندد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در تماس بود برای باز کردن و دروازه ها را خاموش در هر ساعت، در هر هوا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. As a doctor, you will be on call regularly at weekends.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به عنوان یک پزشک، شما در تعطیلات آخر هفته به طور منظم در تماس خواهید بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان یک دکتر، شما به طور منظم در تعطیلات آخر هفته به طور منظم تماس خواهید داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Some colleges are now offering short courses on call centre techniques.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از دانشکده‌ها در حال حاضر دوره‌های کوتاه‌مدت در زمینه تکنیک‌های مرکز تلفنی ارائه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از کالج ها در حال حاضر دوره های کوتاه در تکنیک های مرکز تماس ارائه می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. My job entailed being on call for shipping in the harbour and for this reason I was loath to live outside Stornoway.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وظیفه من این بود که در لنگرگاه به من زنگ بزنند و به همین دلیل، من از این که بیرون از Stornoway زندگی کنم بی‌میل بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشاعره من در ارتباط با حمل و نقل در بندر بود و به همین دلیل من ناخشنودی برای زندگی کردن در خارج از Stornoway بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The person on call made us a cup of tea - battered wives' homes are the greatest!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شخصی که در تماس با ما بود، ما را به یک فنجان چای برای همسران battered تبدیل کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فردی که در تماس بود، یک فنجان چای - خانه های همسر خردسال را بزرگترین!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Holman was on call at any time although they had found no trace of the fog for two days now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در هر حال، هر بار که در مه نشانی از مه را پیدا نکرده بودند، در آن موقع نه ردی از مه پیدا کرده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هولمن در هر زمان در تماس بود، هرچند که در طی دو روز هیچ ردی از مه را پیدا نکرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی on call در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه on call به انگلیسی

on call
• at notice, available for service when needed; on the alert, ready
doctor on call
• doctor who can be called to work day or night

on call را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی on call

مهدی ٢١:١٢ - ١٣٩٦/٠١/١٣
آماده باش
|

ebitaheri@gmail.com ١٦:٤٨ - ١٣٩٧/٠٦/٠٢
هشیار ، آگاه

آماده ، آماده کار ، آماده به کار ، آماده پاسخ
|

پیشنهاد شما درباره معنی on call



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی on call
کلمه : on call
املای فارسی : اون کال
اشتباه تایپی : خد زشمم
عکس on call : در گوگل


آیا معنی on call مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )