برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1354 100 1

on leave


در مرخصی، غایب با اجازه

واژه on leave در جمله های نمونه

1. He is home on leave from the Navy.
[ترجمه ترگمان]او خانه مرخصی از نیروی دریایی است
[ترجمه گوگل]او در حال ترک خانه از نیروی دریایی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Soldiers wear mufti on leave, not uniform.
[ترجمه ترگمان]سربازان از مفتی بر روی مرخصی استفاده می‌کنند، نه یونیفورم
[ترجمه گوگل]سربازان مفتی را ترک می کنند، نه یکنواخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Richard has gone on leave for two weeks.
[ترجمه ترگمان]ریچارد به مدت دو هفته به مرخصی رفته‌است
[ترجمه گوگل]ریچارد برای دو هفته رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I will be on leave during the week commencing 15 February.
[ترجمه ترگمان]من در طول هفته شروع می‌شود که ۱۵ فوریه شروع می‌شود
[ترجمه گوگل]من در هفته ای که از 15 فوریه آغاز می شود، در حال ترک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه on leave به انگلیسی

on leave
• on vacation

on leave را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس محمدی
در مرخصی بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی on leave
کلمه : on leave
املای فارسی : اون لیو
اشتباه تایپی : خد مثشرث
عکس on leave : در گوگل

آیا معنی on leave مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )