برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1286 100 1

on the blink

بررسی کلمه on the blink

عبارت ( phrase )
• : تعریف: not functioning; needing repair.
مترادف: broken, broken-down, in disrepair
مشابه: out of joint, out of whack

- Our refrigerator is on the blink again.
[ترجمه ترگمان] یخچال ما دوباره در حال چشمک زدن است
[ترجمه گوگل] یخچال و فریزر ما دوباره روشن می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی کلمه on the blink به انگلیسی

on the blink
• not working properly, out of order

on the blink را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نامدار محمدی
آلارم خراب شدن
علیرضا...
برا چیزی که خراب شده استفاده میشه
یعنی خراب شده
Behzadi
خراب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی on the blink مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )