برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

one sided

/ˈwənˈsaɪdəd/ /wʌnˈsaɪdɪd/

یکطرفه، مغرضانه

بررسی کلمه one sided

صفت ( adjective )
مشتقات: one-sidedly (adv.), one-sidedness (n.)
(1) تعریف: advantageous to one side or position.
مترادف: unbalanced, unequal, uneven
متضاد: close
مشابه: biased, partial, partisan, prejudiced, sweeping, unfair, unjust

- He gave a one-sided account of what happened, making himself appear completely blameless.
[ترجمه ترگمان] او به خاطر اتفاقی که افتاده بود، خود را بی‌گناه نشان داد
[ترجمه گوگل] او به صورت یک طرفه از آنچه اتفاق افتاده بود، به نظر می رسید که کاملا بی فایده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having or being complete on only one side.
متضاد: multilateral
مشابه: incomplete

(3) تعریف: lacking balance or proportion.
مترادف: asymmetric, lopsided, unbalanced
مشابه: askew, disproportionate, irregular, unequal, uneven

معنی one sided در دیکشنری تخصصی

one sided
[ریاضیات] یکطرفه، یک پهلو، یک جانبه
[آمار] یکطرفه
[ریاضیات] فاصله ی بیزی یکطرفه
[ریاضیات] پیوستگی یکطرفه
[ریاضیات] مشتق یکطرفه
[ریاضیات] حد یکطرفه
[ریاضیات] حدود یکطرفه
[حسابداری] قابلیت اعتماد یکطرفه
[ریاضیات] سطح یکطرفه
[ریاضیات] آزمون یکطرفه
[آمار] آزمون یکطرفه

معنی کلمه one sided به انگلیسی

one sided
• having only one side; unfair, partial, giving only one opinion on an issue
• in a one-sided activity or relationship, one of the people involved does much more or is much stronger than the other.
• someone or something that is one-sided considers only some of the relevant facts of a particular, issue, or event; used showing disapproval.

one sided را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد علی کریمی
یک سونگر ،یک جانبه نگر،جانبدارنه
محدثه فرومدی
یک جانبه
بامداد
متعصب
متعصبانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی one sided
کلمه : one sided
املای فارسی : اونه سیدد
اشتباه تایپی : خدث سهیثی
عکس one sided : در گوگل

آیا معنی one sided مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )