برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1331 100 1

ones

واژه ones در جمله های نمونه

1. which ones do you like most, soft or harsh colors?
رنگ‌های ملایم رابیشتر دوست داری یا رنگ‌های تند را

2. the only ones who want to go are ourselves
یگانه کسانی که می‌خواهند بروند خود ما هستیم.

3. the parched ones of karballa
تشنه لبان کربلا

4. egg on ones face
(عامیانه) شرمندگی در اثر اشتباه لپی

5. i left the wounded ones and went to fetch the doctor
زخمی‌ها را گذاشتم و رفتم دنبال دکتر.

6. autogenous diseases are different from heterogenous ones
امراضی که در خود بدن ایجاد می‌شوند با امراضی که از خارج به بدن سرایت می‌کنند فرق دارند.

7. instinctive abilities are different from acquired ones
توانایی‌های غریزی با توانایی‌های اکتسابی فرق دارد.

8. male lions are bulkier than female ones
نره شیرها از ماده شیرها هیکل‌دارترند.

9. shingled roofs last longer than asphalted ones
بام‌های بامپوش‌دار از بام‌های آسفالت شده پر دوام‌ترند.

10. two party-affiliated newspapers and three independent ones
دو روزنامه‌ی وابسته به حزب و سه روزنامه‌ی ناوابسته (مستقل)

11. an invitation for you and your loved ones
دعوتی برای شما و عزیزانتان

...

معنی عبارات مرتبط با ones به فارسی

معنی ones در دیکشنری تخصصی

ones
[ریاضیات] اینها، آنها

معنی کلمه ones به انگلیسی

little ones
• children; baby animals
loved ones
• loved ones is used to refer to members of your family and other people that you care about when something unpleasant or dangerous has happened to them.
they are the ones
• they themselves, them and no others, they are solely responsible

ones را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضی ظریف
موارد
مثال:
N represent the Negative ones
N نشان دهنده موارد منفی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی ones مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )