برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1274 100 1

operating theatre


نمایشگاه عمل جراحی

واژه operating theatre در جمله های نمونه

1. Doctors working in an operating theatre have to mask their noses and mouths with a specially clean cloth.
[ترجمه ترگمان]پزشکانی که در یک تئاتر عمل می‌کنند باید بینی و دهان خود را با یک حوله به خصوص تمیز کنند
[ترجمه گوگل]پزشکانی که در یک اپراتور کار می کنند باید بینی و دهان خود را با یک پارچه مخصوص تمیز کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They've brought her out of the operating theatre, but she's not fully conscious yet.
[ترجمه ترگمان]او را از اتاق عمل بیرون آورده‌اند، اما هنوز کاملا هوشیار نیست
[ترجمه گوگل]آنها او را از تئاتر عملیات آورده اند، اما هنوز کاملا آگاه نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. An operating theatre should be a sterile environment.
[ترجمه ترگمان]یک تئاتر عملیاتی باید یک محیط استریل باشد
[ترجمه گوگل]تئاتر عامل باید یک محیط استریل باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She was in the operating theatre for two hours.
[ترجمه ترگمان]او به مدت دو ساعت در سالن عمل بود
[ترجم ...

معنی کلمه operating theatre به انگلیسی

operating theatre
• an operating theatre is a room in a hospital where surgeons carry out operations.

operating theatre را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین مظاهری
اتاق عمل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی operating theatre
کلمه : operating theatre
املای فارسی : اپرتینگ تئاتر
اشتباه تایپی : خحثقشفهدل فاثشفقث
عکس operating theatre : در گوگل

آیا معنی operating theatre مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )