برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1290 100 1

oppose

/əˈpoʊz/ /əˈpəʊz/

معنی: ضدیت کردن، مخالفت کردن، در افتادن، مقاومت کردن
معانی دیگر: پادگری کردن، پادی کردن، ضد بودن، مقابله کردن، رو در رویی کردن، تو روی کسی ایستادن، رو به رو شدن با، رو به رو قرار گرفتن یا قرار دادن، مقابل (چیزی یا کسی) بودن، دشمنی کردن، معاندت کردن، مصاف دادن، حریف شدن با، هماورد شدن

بررسی کلمه oppose

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: opposes, opposing, opposed
(1) تعریف: to think, act, or be against; resist or obstruct.
مترادف: block, combat, fight, resist
متضاد: advocate, back, champion, support, uphold
مشابه: antagonize, battle, buck, challenge, confront, contend with, contest, contradict, contravene, controvert, criticize, cross, curb, defy, discourage, dispute, face up to, hinder, impede, object to, obstruct, oppugn, protest, reject, side against, strive against, thwart, withstand

- Residents of the area opposed the building of the new highway.
[ترجمه ترگمان] ساکنان این ناحیه با ساخت بزرگراه جدید مخالف بودند
[ترجمه گوگل] ساکنان این منطقه با ساخت بزرگراه جدید مخالفت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Members of the majority party support the bill, but members of the other party oppose it.
[ترجمه ترگمان] اعضای حزب اکثریت از این لایحه حمایت می‌کنند، اما اعضای حزب دیگر مخالف آن هستند
[ترجمه گوگل] اعضای حزب اکثریت این لایحه را حمایت می کنند، اما اعضای حزب دیگر مخالف آن هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to set in contrasting position or relation; balance.
مترادف: count ...

واژه oppose در جمله های نمونه

1. we shall oppose the enemy
ما با دشمن رو به رو خواهیم شد.

2. It is illogical to oppose the repatriation of economic migrants.
[ترجمه ترگمان]این غیر منطقی است که با بازگشت مهاجران اقتصادی مخالفت کنیم
[ترجمه گوگل]مخالفت با بازگشت مهاجران اقتصادی غیر منطقی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We would vigorously oppose such a policy.
[ترجمه ترگمان]ما قویا مخالف چنین سیاستی هستیم
[ترجمه گوگل]ما به شدت مخالف چنین سیاستی هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Congress is continuing to oppose the President's healthcare budget.
[ترجمه ترگمان]کنگره همچنان به مخالفت با بودجه مراقبت‌های بهداشتی رئیس‌جمهور ادامه می‌دهد
[ترجمه گوگل]کنگره همچنان با مخالفت با بودجه مراقبت های بهداشتی رئیس جمهور مخالفت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Nationalist parties united to oppose the government's plans.
[ترجمه ترگمان]احزاب سیاسی با طرح دولت مخالفت می‌کردند
[ترجمه ...

مترادف oppose

ضدیت کردن (فعل)
antagonize , defy , oppose , show enmity or hostility
مخالفت کردن (فعل)
resist , object , disagree , disaccord , oppose
در افتادن (فعل)
oppose
مقاومت کردن (فعل)
resist , oppose

معنی oppose در دیکشنری تخصصی

oppose
[ریاضیات] مخالفت کردن، ضدیت کردن، مقابله کردن

معنی کلمه oppose به انگلیسی

oppose
• resist; hinder; contend, be strong in a contradictory opinion; set against, contrast, counterbalance
• if you oppose someone or oppose what they want to do, you disagree with what they want to do and try to prevent them from doing it.
oppose candidacy
• present candidates against -, present candidates to oppose -

oppose را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Salman Azimi
مخالف بودن
بهار
as opposed to: برخلاف
sakineh tebbi
نقطه ی مقابل
امین جهانگرد
1-مخالفت کردن
2-در مقابل(رقیب)قرار گرفتن،رقابت کردن
He is opposed by two other candidates
Madrid will oppose City in this stage

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی oppose
کلمه : oppose
املای فارسی : اپپس
اشتباه تایپی : خححخسث
عکس oppose : در گوگل

آیا معنی oppose مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )