برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1282 100 1

optimum

/ˈɑːptəməm/ /ˈɒptɪməm/

معنی: حالت مطلوب، مقدار مطلوب، درجه لازم، بهینه
معانی دیگر: دلپسندترین، دلخواه ترین، مساعدترین، مطلوب ترین

بررسی کلمه optimum

اسم ( noun )
حالات: optima, optimums
• : تعریف: the situation, quantity, degree, or other condition that is most desirable.

- Fifteen students is the optimum for a kindergarten class.
[ترجمه ترگمان] پانزده دانش‌آموز برای کلاس مهد کودک بهینه هستند
[ترجمه گوگل] پانزده دانش آموز برای یک کلاس مهد کودک مطلوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: most wanted or desirable; producing the best result; optimal.

- What is the optimum temperature for most humans?
[ترجمه ترگمان] دمای بهینه برای بیشتر انسان‌ها کدام است؟
[ترجمه گوگل] برای بیشتر انسانها درجه حرارت مطلوب است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه optimum در جمله های نمونه

1. an optimum return on capital
بیشترین بازده سرمایه

2. the optimum speed on this mountainous road
سرعت مناسب در این راه کوهستانی

3. the optimum temperature for incubation
حرارت بهینه برای جوجه‌کشی

4. we must combine the various methods to optimum advantage
بایستی این روش‌های گوناگون را به منظور حداکثر بهره‌گیری با هم تلفیق کنیم.

5. A mixture of selected funds is an optimum choice for future security and return on investment.
[ترجمه ترگمان]ترکیبی از صندوق‌های انتخاب‌شده یک انتخاب بهینه برای امنیت آتی و بازگشت سرمایه است
[ترجمه گوگل]مخلوطی از بودجه انتخاب شده، انتخاب مطلوب برای امنیت آینده و بازگشت سرمایه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Do you know the optimum temperature for the growth of plants?
[ترجمه ترگمان]آیا درجه‌حرارت بهینه برای رشد گیاهان را می‌دانید؟
[ترجمه گوگل]آیا درجه حرارت مطلوب برای رشد گیاهان را می دانید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Now your advice is very optimum.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف optimum

حالت مطلوب (اسم)
optimum
مقدار مطلوب (اسم)
optimum
درجه لازم (اسم)
optimum
بهینه (صفت)
optimized , optimum

معنی عبارات مرتبط با optimum به فارسی

برنامه بهینه، دستورالعمل های بهینه
برنامه نویسی بهینه

معنی optimum در دیکشنری تخصصی

optimum
[حسابداری] مطلوب
[عمران و معماری] بهینه - اپتیمم - حد مطلوب
[کامپیوتر] بهنیه .
[برق و الکترونیک] بهینه
[بهداشت] بهینه - حدمطلوب
[نساجی] مقدار مطلوب - مناسب ترین - بهینه - حد مطلوب
[ریاضیات] اپتیمم، حداکثر، بهترین، مطلوب، بهینه، بهترین، حد بهینه، بهین، حد متناسب، دلخواه، وضع مطلوب، حد مطلوب، مناسب، به حد مطلوب
[پلیمر] بهینه
[آب و خاک] بهینه، مطلوب، مناسب
[آب و خاک] کارایی بهینه هواده
[آب و خاک] ارتفاع بهینه هواده
[حسابداری] تخصیص مطلوب
[ریاضیات] تخصیص اپتیمم
[آمار] انتساب بهینه
[زمین شناسی] گزینه بهینه
[عمران و معماری] میزان نسبت درصد قیر مناسب
[برق و الکترونیک] رفتار بهینه
[برق و الکترونیک] دسته ای سازی بهینه شرایط دسته ای سازی که بیشترین مقدار توان را در بسامد مطلوب در شکاف خروجی لامپ ریزموج کلایسترون تولید می کند.
[کامپیوتر] برنامه نویسی بهینه .
[نساجی] رنگ مطلوب
[نساج ...

معنی کلمه optimum به انگلیسی

optimum
• maximum; most efficient; best
• maximum, best
• optimum means the best that is possible; a formal word.
pareto optimum
• economic condition of maximum abundance

optimum را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عسل نیکبخت
approve,suit
optimal به کمال مطلوب
بهینه،درجه ی مطلوب optimum
عسل نیکبخت
مربوط به درجه کمال
يار دلواري
optimum and marriageable
دلخواه و بالغ، درخور عروسي، تنه شوهر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی optimum
کلمه : optimum
املای فارسی : اپتیموم
اشتباه تایپی : خحفهئعئ
عکس optimum : در گوگل

آیا معنی optimum مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )