برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1292 100 1

oral

/ˈɔːrəl/ /ˈɔːrəl/

معنی: زبانی، شفاهی، دهانی، از راه دهان
معانی دیگر: گفتاری، (زبان شناسی) دهانی (در برابر: خیشومی nasal)، (روانکاوی) دهانی، (معمولا جمع) آزمون (های) گفتاری، امتحان (ات) شفاهی، وابسته به سخن و سخنوری، سخنی، سخنورانه، (جانورشناسی - روی دهان یا در اطراف دهان) دهان سوی، دهان درون، دهان درونی، (دارو و غیره) از راه دهان، خوردنی

بررسی کلمه oral

صفت ( adjective )
(1) تعریف: spoken, as opposed to written; accomplished by speaking.
مترادف: spoken
مشابه: verbal, vocal, voiced

- She was asked to give an oral recitation of the poem.
[ترجمه ترگمان] از او خواسته شد تا یک شعر شفاهی از این شعر به او بدهد
[ترجمه گوگل] از او خواسته شد که یک شعر را بخواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I have trouble remembering oral instructions.
[ترجمه Mansur] به خاطر سپردن دستورالعمل های شفاهی برایم مشکل است
|
[ترجمه ترگمان] من با به یاد آوردن دستورالعمل‌های شفاهی دچار مشکل شده‌ام
[ترجمه گوگل] من به یاد دستورالعمل های خوراکی مشکل دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- There will be both an oral exam and a written exam to test your knowledge.
[ترجمه ترگمان] هم امتحان شفاهی و هم امتحان کتبی برای آزمون دانش آموزان وجود خواهد داشت
[ترجمه گوگل] برای ...

واژه oral در جمله های نمونه

1. An oral agreement is not enough; we must have a written promise.
توافق شفاهی کافی نیست,ما به یک تعهد کتبی نیاز داریم

2. Oral surgery is necessary to penetrate to the diseased root.
عمل جراحی دهان برای دسترسی به ریشه ی خراب دندان مورد نیاز است

3. His unique oral powers made Lincoln a man to remember.
قدرت کلامی منحصر به فرد لینکلن او را مردی به یادماندنی ساخت

4. oral eroticism
شهوت دهانی

5. oral speech sounds
آواهای دهانی

6. oral contraceptive
داروی ضد آبستنی خوراکی

7. oral hygiene
بهداشت دهان

8. oral surgeon
جراح دهان و دندان

9. the oral exam will come after the written exam
امتحان شفاهی پس از امتحان کتبی خواهد بود.

10. an oral examination
آزمون سخنی،امتحان شفاهی

11. stories passed on by oral tradition
داستان‌هایی که دهان به دهان گشته است (طبق سنت گفتاری انتقال یافته است).

12. the examiner passed him on his written test but failed him on his oral test
ممتحن در امتحان کتبی به او نمره‌ی قبولی داد ولی در امتحان شفاهی او را رد کرد. ...

مترادف oral

زبانی (صفت)
verbal , lingual , oral , nuncupative , viva voce , vocabular
شفاهی (صفت)
verbal , oral , nuncupative , viva voce , vocabular , unwritten , word-of-mouth
دهانی (صفت)
oral , palatal
از راه دهان (صفت)
oral

معنی عبارات مرتبط با oral به فارسی

داروی ضد آبستنی خوراکی
تاریخ شفاهی، تاریخ گفتاری، تاریخ دهان به دهان گشته
بهداشت دهان
جراح دهان و دندان
(دندان پزشکی) جراحی دهان و دندان

معنی oral در دیکشنری تخصصی

oral
[دندانپزشکی] زبانی، گفتاری، شفاهی
[زمین شناسی] دهانی صفت: (الف) سطحی که دهان یک موجود بی مهره در آن واقع شده مانند سطح خارجی رو به بالای کپسول یک ادریوستروید، همچنین مربوط به سطح دهانی، واقع بر روی آن، در نزدیک و یا به سمت آن مانند یک نرمه دهانی که در حقیقت غلاف انتهایی یک کیستویداست که دهان آن را دربر گرفته است.متضاد: aboral.ب) مربوط به دهانه (و نه دهان) مخزن خزه سانان.ج) به سمت قسمت فوقانی عنصر کندانت. م: صفحه دهانی یک خارپوست.
[دندانپزشکی] حفره دهان
[زمین شناسی] حفره دهان
[حقوق] عقد لفظی، عقد غیر رسمی
[زمین شناسی] صفحه دهانی، دیسک دهانی دیواره گوشتالود و کم و بیش مسطحی که انتهای آزاد یا فوقانی ستون استوانه ای را که جوانب پلیپ مرجانهای اسکلاراکتینین را شکل داده، محصور کرده و دهان در مرکز آن قرار گرفته است. مقایسه شود با: basal disk. نیز نوشته میشود: oral disc.
[حقوق] شهادت شفاهی
[زمین شناسی] قاب دهانی، اسکلت دهانی ساختاری در ادریوسترویدها که در زیر ناحیه دهانی خارجی قرار داشته و توسط صفحات امبولاکرایی اصلی و عناصر دیگری شکل گرفته است. این ساختار حفره مرکزی یا مخزن استومیال را دربر گرفته است.
[زمین شناسی] حاشیه دهانی، لبه دهانی نمای بخش دهانی عنصر کندانت در دید از کنار. واژه مزبور، همچنین برای خود بخش دهانی نیز بکار می رود.
[زمین شناسی] ممبران دهانی صفحه ای مژه ای در نای یک تین تینید.
...

معنی کلمه oral به انگلیسی

oral
• spoken exam, test in which the answers are not written
• verbal, spoken; of or pertaining to the mouth; taken or administered by the mouth (medicine); (psychoanalysis) understood or experienced through the mouth (of a stage in childhood development)
• oral is used to describe things that involve speaking rather than writing.
• an oral is an oral test or examination.
• oral medicines are ones that you swallow.
oral agreement
• verbal agreement, agreement that is not put in writing
oral cavity
• space within the mouth
oral confession
• verbal confession
oral evidence
• verbal evidence, spoken evidence
oral examination
• examination given verbally
oral hygiene
• cleanliness of the mouth, proper care for the teeth and mouth
oral hypoglycemic agents
• class of drugs which serve to lower the blood sugar level (medicine)
oral law
• orally transmitted traditions and laws that were collected and recorded in the mishnah (judaism)
oral presentation
• verbal demonstration or explanation
oral sex
• sexual activities which make use of the mouth
oral surgeon
• dentist who specializes in surgery of the mouth and jaw and teeth
oral tradition
• orally transmitted traditions and laws
oral undertaking
• verbal commitment

oral را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Minoo
Oral exam:امتحان شفاهی
حدیث ایران
شفاهی- دهانی
baran
(دارو) خوراکی
مهدی نیک نژاد meshgin shahr نواب
Oral: دهانی، شفاهیfor example: oral exam, oral hygiene. امتحان شفاهی، بهداشت دهانی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی oral
کلمه : oral
املای فارسی : اورال
اشتباه تایپی : خقشم
عکس oral : در گوگل

آیا معنی oral مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )