برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1326 100 1

orientation

/ˌɔːrienˈteɪʃn̩/ /ˌɔːrɪenˈteɪʃn̩/

معنی: اشنایی، راهنمایی، جهت، گرایش، اشناسازی، جهت یابی، توجه بسوی خاور
معانی دیگر: سو، سمت، سوگیری، سویابی، جهت گیری، خوگیری، سازگاری، همسازی، آشنایی، وضعیت سنجی، تشخیص موقعیت، درک محیط، حفظ توازن

بررسی کلمه orientation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of orienting, or the condition of being oriented.

(2) تعریف: the act or process of familiarizing and adjusting oneself or others to a new environment or situation.

- an orientation for new employees
[ترجمه Sina] یک مراسم آموزش و آماده آسازی ( مراسم معارفه ) برای کارمندان جدید
|
[ترجمه ترگمان] یک جهت گیری برای کارمندان جدید
[ترجمه گوگل] یک جهت برای کارکنان جدید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the direction taken by a tendency, habit, pattern of thought, or preference.

- This preschool has a religious orientation.
[ترجمه Sina] این مهدکودک یک گرایش مذهبی ( الگوی فکری مذهبی ، عقیده دارد|
[ترجمه ت ...

واژه orientation در جمله های نمونه

1. orientation reflex
(روان‌شناسی) بازتاب سوگیری

2. an orientation course
کلاس آشناسازی

3. the orientation of a telescope
جهت تلسکوپ

4. i had a hard time regaining my orientation
به سختی توازن خود را به دست آوردم.

5. these two nations are very different in their political orientation
این دو ملت از نظر سوگیری سیاسی خیلی تفاوت بسیار دارند.

6. The company needs to develop a stronger orientation towards marketing its products.
[ترجمه ترگمان]شرکت باید جهت بازاریابی محصولات خود یک جهت گیری قوی ایجاد کند
[ترجمه گوگل]این شرکت نیازمند جهت گیری قوی تر در جهت بازاریابی محصولات خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Companies have been forced into a greater orientation to the market.
[ترجمه ترگمان]شرکت‌ها به سمت یک جهت گیری بیشتر در بازار سوق داده شده‌اند
[ترجمه گوگل]شرکت ها مجبور شده اند جهت گیری بیشتری به بازار ارائه دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The cou ...

مترادف orientation

اشنایی (اسم)
acquaintance , familiarity , orientation , friendship
راهنمایی (اسم)
orientation , lead , aim , instruction , admonition , guidance , leadership , steerage , leading
جهت (اسم)
sense , direction , cause , point , orientation , course , aim , trepan , sake , set , bearing
گرایش (اسم)
inspiration , orientation , tendency , trend , propensity , attitude , tropism , gravitation , ism
اشناسازی (اسم)
orientation , introduction
جهت یابی (اسم)
orientation
توجه بسوی خاور (اسم)
orientation

معنی عبارات مرتبط با orientation به فارسی

(روان شناسی) بازتاب سوگیری

معنی orientation در دیکشنری تخصصی

orientation
[شیمی] جهتگیری ، جهت یابی ، جهت ، سوی
[عمران و معماری] توجیه - جهتیابی - آرایش
[کامپیوتر] موقعیت ، تمایل .
[برق و الکترونیک] جهت یابی ، تعیین موقعیت - جهت 1. رابطه بین جهتهای طول ؛ عرض و ضخامت صفحه کوارتز و محورهای عمود بر هم بلور مادر 2. موقعیت فیزیکی آنتن جهت دار یا قطعه دیگری که دارای مشخصه های جهت دار است.
[زمین شناسی] انحراف چرخشی ، سوگیری، جهت گیری، توجیه - - در نقشه برداری: جهت گیری، تعیین یک راستا یا جهت معین در فضا؛ تعیین جهت صحیح با استفاده از قطب نما، همچنین در جهت یا موقعیت صحیح بودن. - - در عکاسی: جهت چرخش یک عکس هوایی نسبت به نقشه یا ناظر. بهترین چرخش برای یک عکس تحقیقاتی، حالتی است که سایه ها به سمت ناظر قرار می گیرند. - - در بلورشناسی: در تشریح فرم و تقارن بلورین، این واژه برای حالتی از قرارگیری یک بلور که در آن محورهای بلورشناسی بلور مزبور در موقعیت طبیعی و مناسب خود قرار دارند، بکار می رود. -
[نساجی] جهت گیری - آرایش یافتگی ( نظم ماکرومولکواها نسبت به محورلیف) - آرایش یابی
[ریاضیات] جهت
[پلیمر] جهت یابی، جهت گیری
[روانپزشکی] موقعیت یابی
[آب و خاک] زاویه قرارگیری
[زمین شناسی] نمودار سوگیری در سنگ شناسی ساختمانی، این واژه برای یک دیاگرام بافتی به کار می رود.
[شیمی] نیروهای دوقطبی - دوقطبی
[ریاضیات] جهت دهی خمینه ی توپولوژیک
[نساجی] نظم الیاف در فتیله ونخ
[آب و خاک] زاویه آبگیر
...

معنی کلمه orientation به انگلیسی

orientation
• adjustment to surroundings; direction, tendency; direction of printing, direction in which one can read text or see a picture (computers); turning toward the east
• you can refer to the activities and aims of an organization as its orientation.
landscape orientation
• printing on a page so that the long sides of the sheet are the top and bottom
professional orientation
• professional direction, helping someone find work in a profession that is suited to them
sense of orientation
• feeling of where one is
sexual orientation
• sexual preferences
• if you refer to a person's sexual orientation, you are talking about whether they are heterosexual, homosexual, or bisexual; a formal expression.
vocational orientation
• aid in searching for a job

orientation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نرگس
تعیین موقعیت
مصطفا
علاقه شخصی
Sina
1)the particular things that a person prefers, believes, thinks, or usually does:
1) گرایش ، عقیده ، الگوی فکری ، (چیزی که شما انجام میدهید ، فکر میکنید، باور دارید)
We employ some people without regard to their political orientations
ما چند نفر را بدون توجه به گرایش های( الگوی فکری، عقیده) سیاسی آنها استخدام کردیم .
2) the particular interests, activities, or aims of an organization or business:
2) اهداف و علایق یک شخص یا سازمان
3) training or preparation for a new job or activity:
مراسم اموزش و اشنا سازی برای ورود به یک شغل یک فعالیت
student orientation ( مراسم معارفه برای دانشجویان ، دانش آموزان قبل از اغاز سال تحصیلی )
4) arrangement or direction:
جهت ، سمت ، سو
The building has an east-west orientation ( این ساختمان در ضلع شرقی-غربی واقع شده است ) ( جهت شرقی -غربی دارد )
سعیدی
گرایش مذهبی/گرایش سیاسی
حمید
(درجانورشناسی)موقعیت یابی- جهت یابی- مکان یابی
بهمن عنایتی
به معنی شرق، سمت و سو میباشد و اختلال در عملکرد آن باعث میشود وقتی شخص از خواب بیدار میشود تا مدتی دچار اختلال در یافتن زمان و مکان میشود و به آن دیس اورینته گفته میشود.
آرش
صاف و هم سو شدن
honey
گرايش
Sevinj
آشناسازی
farzad.aali
نحوه قرار گیری (در هیدرولیک رسوب)
فریبرز محمدی
جهت گیری
عاطفه موسوی
جهت یابی
عاطفه موسوی
مکان یابی
علی ماشا اله زاده
توجیه، (کارمند یک اداره)
آشناسازی،جهت دهی (یک کارمند جدیدالورود به امور محوله)
سجاد صالحی
در برخی جملات بجای هدف هم بکار برده می شود.
مثال having a future orientation = داشتن یک هدف آتی
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
جهت یابی ، تشخیص موقعیت.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی orientation
کلمه : orientation
املای فارسی : اورینتیشن
اشتباه تایپی : خقهثدفشفهخد
عکس orientation : در گوگل

آیا معنی orientation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )