انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 982 100 1

otherwise

تلفظ otherwise
تلفظ otherwise به آمریکایی/ˈəðəˌrwaɪz/ تلفظ otherwise به انگلیسی/ˈʌðəwaɪz/

معنی: بطور متفاوت، بطریق دیگر، والا، وگرنه، در غیراینصورت، طور دیگر
معانی دیگر: غیر از این، جز این، جور دیگر، از جهات دیگر

بررسی کلمه otherwise

قید ( adverb )
(1) تعریف: in a different manner or other way.
متضاد: likewise
مشابه: other

- You may think otherwise, but I thought the food was excellent.
ترجمه کاربر [ترجمه پریا- ر] ممکن است جور دیگری فکر کنید، اما من فکر می کنم غذا عالی بود.
|

ترجمه کاربر [ترجمه بیتا] تو میتونی طور دیگری فکر کنی اما به نظر من غذا عالی بود
|

ترجمه کاربر [ترجمه نیکو باور] می تونی جور دیگه فکر کنی، اما به نظرم غذای محشری بود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ممکن است غیر از این فکر کنید، اما من فکر می‌کردم غذا عالی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ممکن است فکر کنید در غیر این صورت، اما فکر کردم غذا عالی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: if the situation were different; under other conditions; in other circumstances.

- The trunk is very heavy. Otherwise, I could move it myself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] صندوق عقب خیلی سنگین است در غیر اینصورت، خودم میتونم از پسش بر بیام
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تنه بسیار سنگین است در غیر این صورت، من می توانم خودم آن را حرکت دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I have to work all day Saturday. Otherwise, I could help you paint the fence.
ترجمه کاربر [ترجمه حمزه نادعلی زاده] من باید تمام روز شنبه را کار کنم، و الا کمکت می‌کردم تا نرده‌ها را رنگ کنی.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من باید تمام روز شنبه کار کنم در غیر اینصورت، میتونم کمکت کنم که فنس رو نقاشی کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من باید تمام روز شنبه کار کنم در غیر این صورت، من می توانم کمک کنم که نرده ها را نقاشی کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The soup is too salty; otherwise, I would certainly enjoy it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سوپ خیلی شوره، وگرنه حتما از آن لذت می‌بردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سوپ خیلی شور است در غیر این صورت، قطعا از آن لذت بردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: in other respects.

- The kitchen is a little small, but it's a nice apartment otherwise.
ترجمه کاربر [ترجمه مهدی] آشپزخانه کمی کوچک است، وگرنه آپارتمان خوبی است.
|

ترجمه کاربر [ترجمه نیکو باور] درسته که آشپرخونه اش کمی کوچیکه، اما در هر صورت آپارتمان خوبیه.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آشپزخانه کمی کوچک است، اما آپارتمان قشنگی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آشپزخانه کمی کوچک است، اما یک آپارتمان خوب در غیر این صورت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- She made one mistake. Otherwise her test was perfect.
ترجمه کاربر [ترجمه نیکو باور] یک خطا داشت. وگرنه آزمونش کامل بود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون یه اشتباه کرد در غیر این صورت، آزمایش اون عالی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او اشتباه کرد در غیر این صورت آزمون او کامل بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
صفت ( adjective )
• : تعریف: of another kind; different.

- I thought the joke was funny, but his reaction was otherwise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] به نظر من این شوخی خنده‌دار بود، اما عکس‌العمل او غیر از این بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فکر کردم شوخی خنده دار بود، اما واکنش او در غیر این صورت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه otherwise در جمله های نمونه

1. . . . otherwise you're a beast in the shape of a man
ترجمه . . . ورنه ددی به صورت انسان مصوری

2. an otherwise intelligent person
ترجمه آدمی که از لحاظ دیگر باهوش است

3. go, otherwise i will tell your father!
ترجمه برو والا به پدرت می‌گویم‌!

4. . . . give, otherwise the tyrant will take by force
ترجمه . . . . بده وگرنه ستمگر به زور بستاند.

5. to believe otherwise is folly
ترجمه اعتقاد به غیر از این حماقت است.

6. if conditions were otherwise
ترجمه اگر شرایط غیر از این بود

7. i could not act otherwise
ترجمه نمی‌توانستم جور دیگری عمل کنم.

8. the truth is quite otherwise
ترجمه واقعیت با این کاملا فرق دارد.

9. his superb acting redeems this otherwise boring movie
ترجمه ایفای (نقش) عالی او این فیلم از هر جهت ملال انگیز را توجیه می‌کند.

10. we must take a taxi, otherwise we will be late
ترجمه بایستی تاکسی بگیریم والا دیرمان خواهد شد.

11. the flower bushes cushioned her fall, otherwise she would have been dead
ترجمه بته‌های گل از شدت سقوط او کاستند و الا مرده بود.

12. i would love to come, but i am otherwise engaged
ترجمه خیلی دلم می‌خواست بیایم ولی کار دیگری دارم.

13. Don't be mean with fabric, otherwise curtains will end up looking skimpy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مورد پارچه به این معنا نباشید، در غیر این صورت پرده‌ها رو به افزایش گذاشته خواهند شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با پارچه نخواهید بود، در غیر این صورت پرده ها به دنبال نابودی خواهند بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Sometimes you need to look back, otherwise you will never know what you have lost in the way of forever searching.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعضی وقت‌ها باید به عقب نگاه کنی، وگرنه هیچ وقت نمی‌فهمی که در راه جستجو برای همیشه چه چیزهایی را از دست داده‌ای
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات شما باید به عقب برگردید، در غیر اینصورت هرگز بدانید که آنچه را که در راه جستجو برای همیشه از دست داده اید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Turn off the gas when the milk boils. Otherwise it will be spilt.
ترجمه کاربر [ترجمه fatima] وقتی شیر میجوشد گاز را خاموش کنید وگرنه (شیر) سر خواهد رفت.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی شیر می‌جوشد، گاز را خاموش کنید در غیر این صورت ریخته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی شیر را جوش می زنید گاز را خاموش کنید در غیر این صورت آن ریخته خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Stand still there, otherwise I'll shoot.
ترجمه کاربر [ترجمه fatima] همونجا بایست وگرنه شلیک میکنم.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همونجا وایسا وگرنه شلیک می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در آنجا ایستاده ام، در غیر این صورت من شلیک خواهم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Her heels gave her the height she otherwise lacked.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، پاشنه پایش به او قد بلندی داد که او نداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پاشنه هایش او را به ارتفاع او در غیر این صورت فاقد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. The pictures showed cracks and other irregularities in otherwise perfectly regular crystals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تصاویر، ترک‌ها و اختلالات دیگر را در غیر این صورت کاملا منظم نشان می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تصاویر نشانگر ترک ها و سایر ناهماهنگی ها در بلورهای کاملا طبیعی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف otherwise

بطور متفاوت (قید)
differently , otherwise
بطریق دیگر (قید)
differently , otherwise
والا (قید)
otherwise
وگرنه (قید)
otherwise
در غیراینصورت (قید)
otherwise
طور دیگر (قید)
otherwise

معنی عبارات مرتبط با otherwise به فارسی

الکتریکی و غیر الکتریکی

معنی otherwise در دیکشنری تخصصی

otherwise
[ریاضیات] روش دوم، روش دیگر، در غیر این صورت، خلاف آن

معنی کلمه otherwise به انگلیسی

otherwise
• else; under other circumstances; if not; differently; in other respects; besides
• you use otherwise after stating a situation or fact, to say what the result or consequence would be if this situation or fact was not the case.
• you use otherwise when stating the general condition or quality of something after you have mentioned an exception to this general condition or quality.
• you use otherwise known as, when you give another and often better known name to something or someone you have just mentioned.
• otherwise is also used to refer to the opposite of something, or something very different from what was previously stated; a formal use.
• you use the expression or otherwise to refer to the opposite of the preceding word, especially in cases where either of them might be correct.
fate decreed otherwise
• all did not go as planned, events turned out differently than expected

otherwise را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی otherwise

سعید سیاح نیا ٠٩:٠١ - ١٣٩٧/٠٤/١٩
طور دیگر
|

عاطفه موسوی ١٩:٠٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠٤
از طرف دیگر
|

We are waiting for him ٠٠:٠٥ - ١٣٩٧/٠٦/١٤
وگرنه
Syn orelse
|

آسا ١٩:٤٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦
آن سوی
|

عاطفه موسوی ١٩:٠٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٦
دیگر
|

فرزانه کیاء ٠٩:١٤ - ١٣٩٧/١٢/٠٦
بعلاوه-علاوه بر
|

کاربر آبادیس ٢٢:٠٠ - ١٣٩٨/٠١/٠١
ازطرف دیگر، وگرنه
|

محدثه فرومدی ١٩:٣٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦
or otherwise = یا غیره
|

vv ١٠:٥٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
used to state what the result would be if sth did not happen or if the situation were different
|

vv ١٠:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
در غیر این صورت

|

پیشنهاد شما درباره معنی otherwise



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ممد > god speed
English woman > Roar
آرش پورسردار > cross border
Sahar azizi > time of day
آژوان > کردی
امید حسینی > Social reason
علیرضا > firm
English woman > Drip

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی otherwise
کلمه : otherwise
املای فارسی : اتهرویس
اشتباه تایپی : خفاثقصهسث
عکس otherwise : در گوگل


آیا معنی otherwise مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )