برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1226 100 1

ouch

/ˈaʊt͡ʃ/ /aʊt͡ʃ/

معنی: جواهر، سنجاق، سنجاق قفلی، جای نگین، با گوهر اراستن، مزین ساختن
معانی دیگر: (ندا) آخ ! واخ !، سگک گوهرنشان، سنجاق جواهرنشان، گیره ی جواهرنشان، interj : ا، وا  علامت تعجب و درد

بررسی کلمه ouch

حرف ندا ( interjection )
• : تعریف: used to express sudden pain or annoyance.

- Ouch! That hurts!
[ترجمه ترگمان] اخ! ! درد داره
[ترجمه گوگل] گوشه که صدمه می زند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه ouch در جمله های نمونه

1. Ouch! You trod on my toe!
[ترجمه ترگمان]اخ! تو پای منو لگد کردی
[ترجمه گوگل]گوشه شما بر روی انگشت پا تردیدید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Ouch, bloody hell! Oops, excuse my French!
[ترجمه ترگمان]آخ، چه جهنمی! آخ، ببخشید، فرانسویان را ببخشید!
[ترجمه گوگل]بله، جهنم خونین! ببخشید، فرانسه را فراموش کرده ام!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. "Good Heavens!"and "Ouch!"are interjections.
[ترجمه ترگمان]خدای من! \" و \"آخ!\" به صدا درآمدند \"
[ترجمه گوگل]'خدایا خدایا!' و 'خدایا!'
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Ouch, that was my bad foot!
[ترجمه ترگمان]اخ، اون پای بد من بود
[ترجمه گوگل]خب، این پا بد من بود!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Ouch! That was my toe you just trod on.
...

مترادف ouch

جواهر (اسم)
ouch , bijou , jewel , gem , treasure
سنجاق (اسم)
pin , ouch , brooch
سنجاق قفلی (اسم)
ouch
جای نگین (اسم)
ouch , setting
با گوهر اراستن (فعل)
ouch , jewel
مزین ساختن (فعل)
adorn , primp , bedight , ouch

معنی کلمه ouch به انگلیسی

ouch
• ow! (cry of pain)
• people say `ouch!' when they suddenly feel pain.

ouch را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

naser
آخ
Rambo
آخ! = !Ouch

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ouch
کلمه : ouch
املای فارسی : اوچ
اشتباه تایپی : خعزا
عکس ouch : در گوگل

آیا معنی ouch مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )