برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1285 100 1

out of bounds


1- خارج (مثلا خارج از زمین بازی)، اوت (out)، 2- ممنوع

بررسی کلمه out of bounds

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: beyond a boundary or an outer limit.
مترادف: out
مشابه: foul

- The ball went out of bounds four times during that period.
[ترجمه ترگمان] در طی این مدت توپ از حدود چهار بار خارج شد
[ترجمه گوگل] توپ در طی این دوره چهار بار از مرز عبور کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: forbidden.
مترادف: forbidden, prohibited
مشابه: banned, taboo

- Cheating on the exam is out of bounds.
[ترجمه ترگمان] تقلب در امتحان خارج از محدوده است
[ترجمه گوگل] تقلب در امتحان خارج از حد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
(1) تعریف: in sports, outside the area designated for legal play.

(2) تعریف: beyond or outside of designated or conventional boundaries or limits.

واژه out of bounds در جمله های نمونه

1. The ball bounced out of bounds.
[ترجمه ترگمان] توپ از محدوده خارج شد
[ترجمه گوگل]توپ از مرز خارج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His demands were out of bounds.
[ترجمه ترگمان]خواسته هاش خارج از محدوده بود
[ترجمه گوگل]خواسته های او خارج از حد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This area is out of bounds to persons not concerned.
[ترجمه ترگمان]این ناحیه از حدود اشخاصی است که نگران نیستند
[ترجمه گوگل]این منطقه خارج از محدوده به افراد مورد نظر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His shot went out of bounds.
[ترجمه ترگمان]تیر او از محدوده خارج شد
[ترجمه گوگل]شوت او خارج از محدوده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The town's pubs and bars are out of bounds to troops.
...

معنی کلمه out of bounds به انگلیسی

out of bounds
• forbidden, not allowed

out of bounds را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین مظاهری
ورود ممنوع

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی out of bounds
کلمه : out of bounds
املای فارسی : آوت اوف بوندس
اشتباه تایپی : خعف خب ذخعدیس
عکس out of bounds : در گوگل

آیا معنی out of bounds مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )