برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1284 100 1

out of breath

/aʊt ʌv brɛθ/ /aʊt ɒv brɛθ/

واژه out of breath در جمله های نمونه

1. He ran so fast that he was out of breath.
[ترجمه medisa] او آن قدر سریع دوید،که دچار کمبود نفس شد
|
[ترجمه Sadan] او آنقدر سریع دوید که از نفس افتاده بود.
|
[ترجمه ترگمان]آنقدر تند می‌دوید که نفسش بند آمده بود
[ترجمه گوگل]او زودتر از آنکه بیرون بیاید، فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her bosom rose and fell; she was out of breath from keeping up with him.
[ترجمه ترگمان]سینه‌اش از جا برخاست و افتاد؛ از نفس کشیدن با او خارج شد
[ترجمه گوگل]سینه اش بلند شد و افتاد او از دست برداشتن از او بی خبر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We were out of breath after only five minutes.
[ترجمه ترگمان]پس از پنج دقیقه از نفس افتا ...

معنی کلمه out of breath به انگلیسی

out of breath
• short of breath, lacking breath

out of breath را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وحيد شاه قلي
از نفس افتادن
لیلی
بریده بریده نفس کشیدن. به سختی نفس کشیدن
محسن
بالا نیامدن نفس
رئیس علی دلواری
نفس نفس زدن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
have difficulty breathing after running, hurrying etc

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی out of breath مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )