برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

out of kilter


نابسامان، خراب، به هم خورده

معنی کلمه out of kilter به انگلیسی

out of kilter
• not working properly, out of order

out of kilter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
غیر معمول، نا مرسوم،نا متعادل،کج ،نا بسامان،عجیب غریب
مجتبی خانی
is/are out of kilter:
... (با هم) همخوانی ندارد/ندارند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی out of kilter
کلمه : out of kilter
املای فارسی : آوت اوف کیلتر
اشتباه تایپی : خعف خب نهمفثق
عکس out of kilter : در گوگل

آیا معنی out of kilter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )