انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1042 100 1

outcrop

تلفظ outcrop
تلفظ outcrop به آمریکایی/ˈaʊtkrɑːp/ تلفظ outcrop به انگلیسی/ˈaʊtkrɒp/

معنی: برون زد، سر بیرون کردن، نمودار شدن، رخ دادن
معانی دیگر: (زمین شناسی)، رخنمون، ماده ی معدنی برون زده، ر  دادن

بررسی کلمه outcrop

اسم ( noun )
• : تعریف: a protrusion of rock above the surface of the soil.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: outcrops, outcropping, outcropped
• : تعریف: to erupt or protrude, as a rock from the soil.

واژه outcrop در جمله های نمونه

1. The castle is perched on a massive outcrop of rock.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قلعه روی یک تخته‌سنگ بزرگ قرار گرفته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قلعه بر روی عظیم عظیم سنگ قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The castle perches on a high rocky outcrop.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قلعه بر یک outcrop صخره‌ای بلند ایستاده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قلعه بر روی یک افراط سنگین بالا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. One last rocky outcrop of headland; it seemed to take an age to round. the waves began to decrease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تخته‌سنگ آخرین صخره‌ای بود که به نظر می‌رسید به سن و سال می‌رسد امواج به کاهش درآمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از آخرین رخداد سنگی سرزمین؛ به نظر میرسید دوران کودکی را تجربه کند امواج شروع به کاهش می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. On an outcrop of rock, Kitty Dawson looked down on the valley for a few minutes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در بالای یک تخته‌سنگ، کیتی داوسن چند دقیقه به پایین دره نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ظاهر سنگ، کیتی داوسون چندین دقیقه در دره نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Hollies were dying on the granite outcrop of Charnwood Forest in Leicestershire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Hollies در the granite در Leicestershire در حال مرگ بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Hollies در حال ظهور گرانیت جنگل Charnwood در Leicestershire در حال مرگ بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. At first we thought it might be an outcrop of magnetic rock, but all the geological evidence was against it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ابتدا فکر کردیم که این یک نوع سنگ مغناطیسی باشد، اما تمامی شواهد زمین‌شناسی هم بر ضد آن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ابتدا فکر می کردیم که ممکن است یک رشته سنگ مغناطیسی باشد، اما همه شواهد زمین شناسی بر ضد آن بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A rock outcrop, set into the bank, acts as host to a stream that tumbles into the water below.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک صخره سنگی که در ساحل قرار دارد، به عنوان میزبان جریانی عمل می‌کند که در زیر آب برخورد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عظمت سنگی که در آن قرار دارد، میزبان جریان است که در زیر آب قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. An outcrop of white rock from the steep hillside seemed to the children as tall as a cliff.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تخته‌سنگ سفید از دامنه کوه به نظر بچه‌ها به بلندی یک صخره می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خروجی سنگ سفید از تپه تپه به نظر می رسید که کودکان به اندازه کوه صخره
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The castle, rising on a single outcrop of rock from the plain. was built very largely of books.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قلعه بر روی یک تخته‌سنگ بزرگ از جلگه بالا و پایین می‌رفت بسیاری از کتاب‌ها را ساخته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این قلعه، در یک رخداد تک سنگ از دشت بالا می رود به شدت از کتابها ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She sat on a rocky outcrop at the crown of the hill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی تپه‌ای سنگی در بالای تپه نشسته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او روی یک تپه سنگی در تاج تپه نشسته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. O groundwater recharges the mine through buried outcrop of bedrock laterally.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از طریق buried سنگ فرش شده به صورت افقی، معدن را زیر آب می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]O آبهای زیرزمینی از طریق فرورفتگی متخلخل زهکشی از سنگ بستر به سمت چاه شارژ می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Sited on a sandstone outcrop, Nottingham Castle was rebuilt as a duke's mansion in the 1670s after the original structure had been destroyed during the English Civil War.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]sited در یک صخره سنگی به عنوان عمارت دوک در دهه ۱۶۷۰ بعد از ویران شدن سازه اصلی در طی جنگ داخلی انگلستان بازسازی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از ساختار اولیه در جنگ داخلی انگلیسی، قلعه ناتینگهام در دهه 1670 به عنوان یک عمارت دوک بازسازی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Lovers kiss on a rocky outcrop with a view of the Acropolis of Athens.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عاشقان بر روی یک صخره سنگی با دید آکروپولیس آتن بوسه زدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عاشقان با یک دید کلی از آسمان آکروپلیس آتن در یک رخنه سنگی بوسه می زنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Practically every rock outcrop shows numberless joints.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در واقع هر یک از rock rock numberless را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقریبا هر عکاسی سنگ، مفاصل بی شماری را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف outcrop

برون زد (اسم)
outcrop , basset
سر بیرون کردن (فعل)
outcrop
نمودار شدن (فعل)
rear , outcrop
رخ دادن (فعل)
pass , arise , occur , happen , befall , outcrop , turn up , bechance , fall out

معنی outcrop در دیکشنری تخصصی

outcrop
[عمران و معماری] برونزد - برونزدن - پوزه - بیرونزدگی - روآمدگی - رخنمودن - رخنمون
[زمین شناسی] رخنمون ، برونزد ، بیرون زدگی
[کوه نوردی] برون زد
[نفت] رخ نمودن
[آب و خاک] برونزدگی،رخنمون
[نفت] نشانه های رخنمودن
[زمین شناسی] نقشه برونزد، نقشه برونزدگی نوعی نقشه زمین شناسی که نحوه توزیع و نیز شکل رخنمونها را نمایش داده و محلهای فاقد رخنمون را به صورت جای خالی نشان می دهد. چنین نقشه ای اغلب شامل اطلاعات به دست آمده از مناطق خاص چون مجموعه های فسیلی و امتدا و شیب طبقات، نیز می باشد.
[زمین شناسی] چشمه همبَری رجوع شود به contact spring
[معدن] رخنمون (زمین شناسی ساختمانی)
[خاک شناسی] رخنمون سنگی
[آب و خاک] بیرون زدگی سنگ
[آب و خاک] رخنمون سطح آب

معنی کلمه outcrop به انگلیسی

outcrop
• growth; part of a large rock which protrudes from the surface of the ground and is exposed
• protrude; appear on the surface; appear on the ground as an outcrop
• an outcrop is a large area of rock sticking out of the ground.

outcrop را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ریما ٢١:٤٠ - ١٣٩٧/٠١/٣٠
بیرون زدن سنگ بستر (زمین شناسی)
|

ماندانا بهرامی ١٨:٠٠ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
باستانشناسی: بیرون زدگی
|

سید طاها ٠٣:٥٧ - ١٣٩٨/٠١/٠٥
صخره - برامدگی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی outcrop
کلمه : outcrop
املای فارسی : اوتکرپ
اشتباه تایپی : خعفزقخح
عکس outcrop : در گوگل


آیا معنی outcrop مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )