انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 892 100 1

بررسی کلمه outdoor

صفت ( adjective )
• : تعریف: characteristic of or happening in the open air.
متضاد: indoor
مشابه: exterior

- outdoor sports
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ورزش‌های خارج از خانه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ورزش های فضای باز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه outdoor در جمله های نمونه

1. outdoor sports
ترجمه ورزش های هوای باز،ورزش‌های هوای آزاد

2. an outdoor concert
ترجمه کنسرت در هوای آزاد

3. Football and cricket are outdoor games.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فوتبال و کریکت بازی‌های خارج از خانه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فوتبال و کریکت بازی های خیابانی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He loves the rugged outdoor life .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او عاشق زندگی خشن در فضای باز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او زندگی بی نظیر در فضای باز را دوست دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Tableware for outdoor use should ideally be unbreakable.
ترجمه کاربر [ترجمه Melika Alimadad] ظروف غذاخوری برای استفاده در خارج از محیط بسته ترجیحا باید غیرقابل شکستنی باشند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]tableware برای استفاده در فضای باز باید غیرقابل شکستن باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارد و چنگال برای استفاده در فضای باز باید به طور ایده آل ناپذیر باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. All that outdoor work has made him very strong.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام فعالیت‌های خارج از خانه او را بسیار قوی کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه کارهای در فضای باز او را بسیار قوی ساخته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. If you enjoy outdoor activities, this is the trip for you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر از فعالیت‌های خارج از فضای باز لذت می‌برید، این سفر برای شما است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر از فعالیت های در فضای باز لذت می برید، این سفر برای شماست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. There were outdoor cafes on almost every block.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در هر بلوک کافه‌های روباز وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقریبا در هر بلوک کافه های بیرون از منزل وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He's not really an outdoor type.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او واقعا یک نوع فضای باز نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او واقعا نوع در فضای باز نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I enjoy outdoor pursuits, like hiking and riding.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من مثل پیاده‌روی و اسب‌سواری لذت می‌برم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از تعطیلات در فضای باز لذت می برم، مانند پیاده روی و سواری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It is a first for New York. An outdoor exhibition of Fernando Botero's sculpture on Park Avenue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اولین بار برای نیویورک است یک نمایشگاه سرپوشیده از مجسمه فرناندو Botero در خیابان پارک
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یکی برای نیویورک است نمایشگاه فستیوال مجسمه سازی فرناندو بوترو در خیابان پارک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The outdoor game is now played on AstroTurf.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازی در فضای باز هم اکنون در astroturf انجام می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازی در فضای باز در حال حاضر در AstroTurf بازی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He will attend an outdoor concert in his honour in the centre of Paris.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در یک کنسرت در فضای باز به افتخار خود در مرکز پاریس شرکت خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مراسم افتتاحیه خود در مرکز پاریس حضور خواهد یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He used to lead an outdoor life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او سابقا زندگی در فضای باز را رهبری می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای زندگی در فضای باز هدایت می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. My son does most of the heavy outdoor work .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پسرم بیشتر کاره‌ای سنگین در فضای باز را انجام می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پسر من اکثر کارهای سنگین در فضای باز را انجام می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف outdoor

صحرایی (اسم)
outdoor , cross-country
بیرون (صفت)
outdoor , external
خارج از منزل (صفت)
alfresco , outdoor , out-of-door
در هوای ازاد (صفت)
alfresco , outdoor , out-of-door , open air
بیرونی (صفت)
over , o'er , out , outdoor , foreign , external , outer , outward , exterior , cortical , extrinsic , extern , extrinsical

معنی عبارات مرتبط با outdoor به فارسی

اعانه بمردمی که بیرون از بنگاه اعانه زندگی می کنند
مهتروباغبان ومانندانها
ورزش های هوای باز، ورزش های هوای آزاد

معنی outdoor در دیکشنری تخصصی

[سینما] محوطه بیرونی - نمای دور خارجی
[برق و الکترونیک] آنتن خارجی آنتن دریافت کننده ای که بیرون از ساختنام ومعمولاً در مکان بلندی نصب می شود.
[نساجی] قرار دادن در معرض هوای آزاد
[عمران و معماری] زندگی در هوای آزاد
[زمین شناسی] توربین خانه روباز ، توربین خانه فضای باز

معنی کلمه outdoor به انگلیسی

outdoor
• of outside, of nature; appreciating activities that are done outside
• outdoor activities or clothes take place or are used in the open air, rather than in a building.
outdoor advertising
• billboard advertising, advertising outside in public spaces
outdoor games
• games that are played outside, games not played in the house
outdoor training period
• system of military exercises performed in the outdoors

outdoor را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی outdoor

محسن احمدیانی ١٣:٠٧ - ١٣٩٦/٠٨/٢٨
بدون سقف، سر باز (متضاد سرپوشیده)
|

فواد بهشتی ٠٠:٣٨ - ١٣٩٧/٠٤/٣٠
در فضای آزاد، در فضای باز
|

فاطمه بدری ١٦:٥٣ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠
بیرون ، هوای آزاد
|

ژ ١٩:٤٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٧
فضای ول
|

ژ ١٣:٢٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٣
فضای ولنگ و واز و ول
|

ژ ٠٩:٥٧ - ١٣٩٧/٠٧/٢٤
فضای گل و گشاد و ولنگ و واز و ول
|

tina ٠٨:٥٥ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥
In outdoor 🎉 we cooked 🍲 over fire
|

222 ٢١:٤٤ - ١٣٩٧/٠٩/٠٣
outdoor company یعنی شرکت هایی که کارمندانشون در فضای بیرون یعنی ساختمان اداری مشغول به کار و بیزنس هستند. مثل عوامل شرکت های فروش و ...
|

ebitaheri@gmail.com ١٧:٢٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠١
[جا،فضا،مکان]

باز ، سر باز
|

پیشنهاد شما درباره معنی outdoor



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی outdoor
کلمه : outdoor
املای فارسی : اوتدور
اشتباه تایپی : خعفیخخق
عکس outdoor : در گوگل


آیا معنی outdoor مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )