برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1331 100 1

outline

/ˈaʊˌtlaɪn/ /ˈaʊtlaɪn/

معنی: پیرامون، خلاصه، زمینه، طرح، رئوس مطالب، طرح کلی، شکل اجمالی، قبلا تعیین کردن
معانی دیگر: (خطی که شکل چیزی را بدون سایه روشن یا جزئیات نشان می دهد) برون نما، پیراخط، برون خط، خطوط خارجی، شکل بیرونی، برون دیس، نمای بیرونی، سرجستار، سرمطلب، کوتهواره، برون نما کردن، برون خط کشیدن، خطوط خارجی چیزی را رسم کردن، خلاصه کردن، کوته وار کردن، نقشه ی کلی (بدون جزئیات)، طرح ریزی کردن، مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن

بررسی کلمه outline

اسم ( noun )
(1) تعریف: a line or shape marking the boundaries of a figure or object.
مترادف: contour, figure, lineament, profile, shape, silhouette
مشابه: boundary, configuration, form, layout, line, mold, periphery, tracing

(2) تعریف: a sketch.
مترادف: draft, rough, skeleton, sketch, trace
مشابه: blueprint, design, frame, framework, plan

(3) تعریف: a general summary of the main ideas or topics of a book, report, or the like.
مترادف: abstract, compendium, epitome, summary, synopsis
مشابه: abbreviation, abridgment, brief, conspectus, digest, frame, layout, rough, scenario
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: outlines, outlining, outlined
(1) تعریف: to sketch the outline of.
مترادف: delineate, draft, rough, sketch, trace
مشابه: block, describe, design, draw, profile

- She outlined the figures before she began to paint.
[ترجمه فریدون] او قبل از شروع طراحی شکل اجمالی طرح را کشید|
[ترجمه ترگمان] پیش از آن که نقاشی کند ارقام را شرح داد
[ترجمه گوگل] او قبل از شروع به نقاشی، ارقام را مشخص کرد ...

واژه outline در جمله های نمونه

1. an outline history of the u. s.
تاریخ مختصر امریکا

2. the outline of his speech
رئوس مطالب نطق او

3. in outline
به طور خلاصه،با ذکر رئوس مطالب

4. a broad outline
خلاصه‌ی کلی

5. a clear outline
برون نمای واضح

6. the rugged outline of the mountain
برون‌نمای دندانه دندانه‌ی کوه

7. he gave an outline of the project
او خلاصه‌ای از طرح را ارائه داد.

8. to draw the outline of the house
نمای برونی خانه را کشیدن

9. to describe a project in outline
نکات مهم طرحی را شرح دادن

10. before writing your essay, you must outline it
بایستی پیش از نگارش مقاله رئوس مطالب آن را بنویسی.

11. he has written a useful broad outline of atomic physics
او خلاصه‌ی مفیدی در باب فیزیک اتمی نگاشته است.

12. the brick house was square in outline
نمای بیرونی خانه‌ی آجری مستطیل بود.

13. in that dim light, all i could see was the outline of her face
...

مترادف outline

پیرامون (اسم)
perimeter , circumference , ambit , periphery , environs , skirt , apis , outline
خلاصه (اسم)
compendium , summary , short , abridgment , epitome , abstract , synopsis , substance , digest , compend , extract , adumbration , essence , review , condensation , upshot , sketch , gist , outline , resume , wrap-up
زمینه (اسم)
base , ground , tendency , design , basis , setting , root , background , terrain , context , conspectus , theme , sketch , groundwork , outline
طرح (اسم)
trace , figure , design , skeleton , projection , line , scheme , draft , pattern , plan , blueprint , layout , project , model , drawing , lineament , diagram , plot , protraction , sketch , croquis , delineation , eye draught , schema , outline , shop drawing
رئوس مطالب (اسم)
syllabus , outline
طرح کلی (اسم)
scheme , outline
شکل اجمالی (اسم)
outline
قبلا تعیین کردن (فعل)
predestinate , predesignate , outline , predetermine , predestine

معنی عبارات مرتبط با outline به فارسی

به طور خلاصه، با ذکر رئوس مطالب

معنی outline در دیکشنری تخصصی

outline
[عمران و معماری] نمای کلی - طرح - نقشه
[کامپیوتر] شما، طرح - 1- تصویر گرافیکی که فقط لبه های یک شیء را نشان می دهد . 2- روشی برای نمایش نکات اصلی یک متن ،بدون بیان تمام جزئیات آن . در طی قرنها، مردم شماها را روی کاغذ می کشیدند ،اما امروزه کامپیوتر به دو روش این کار را انجام می دهد . نخست با استفاده از واژه پرداز ؛ در این روش ،ابتدا شما یا طرح یک سند را تایپ کرده و سپس با برگشتن به عقب ،بخشهای گوناگون را یکی پس از دیگر پر می کند. دوم با استفاده از نرم افزاری که نمایش بخشهای مورد نظر یک طرح را امکان پذیر کرده و بقیه را لغو می کند. تا زمانی که روی یک بخش کار می کنید ،جزئیات بخشهای دیگر، با آنکه قبلاً نوشته شده اند،می توانند از صفحه حذف نشوند .
[ریاضیات] طرح، توضیح دادن، گرداگرد، شرح دادن، طرح کردن، پیرامون، رئوس مطالب، زمینه، مرز
[زمین شناسی] نقشه اجمالی، نقشه زمینه نقشه ای که حداقل اطلاعات جغرافیایی مانند خطوط ساحلی، جریانات اصلی، مرز شهرهای بزرگ و عمده و شهرهای بزرگ را ارائه داده و باقی فضای موجود در آن به ارائه داده های اضافی مشخص، تخصیص داده شده است. نقشه ای نشان دهنده محدوده مجموعهای ویژه از موجودیت های مستقل نقشه برداری مانند بخشها یا شهرستانها، ساختاری چهارگانه nts و غیره نیز ببینید: basemap.
[کامپیوتر] برنامه یا ویژگی کمکی اختصاری .
[ریاضیات] دوره ی ظاهری
[سینما] طرح داستانی

معنی کلمه outline به انگلیسی

outline
• contour, line marking the external shape of something; draft, sketch; plan; summary, synopsis
• draw a rough sketch that focuses on the outer lines of a shape; describe along general lines, summarize; indicate main headings and points of a work
• if you outline an idea or plan, you explain it in a general way.
• an outline is a general explanation or description of something.
• you say that an object is outlined when you can see its general shape because there is a light behind it.
• an outline of something is also its general shape, especially when it cannot be clearly seen.
in outline
• in general form, in summary, in first draft form

outline را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی حسینی نژاد
به طور خلاصه بیان کردن
ebi
دُور تا دُور ، دُور و بَر
Abolfazl
فضای بیرون،دوروبر
Zaza
(در لباس) لبه ، دور تا دور جامه
علیرضا حسن پور
رئوس مطالب
نمای کلی
طرح کلی
اسرا کرمی
بدون در نظر گرفتن جزئیات . نمای اصلی . در نظر گرفتن اصل مطلب
پ ص ر parviz13371348@gmail.com
ریشه مان فهرست
محدثه فرومدی
ترسیم کردن
محمد رومزی
کلی گویی کردن..کی گویی
متین خدایی
نمای کلی، رئوس مطالب، طرح کلی
محمد جواد
شرح کلی
آرتمیس
مطرح کردن
نادا
خطوط بیرونی
Siyavash
مرز نما
Siyavash
تشریح کردن
Italy's PM outlines lockdown easing measures
نخست وزیر ایتالیا اقدامات تسکین قرنطینه را "تشریح کرد".
source:
https://www.bbc.com/news/world-europe-52435273
Mona
برشمردن- به تصویر کشیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی outline
کلمه : outline
املای فارسی : اوتلین
اشتباه تایپی : خعفمهدث
عکس outline : در گوگل

آیا معنی outline مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )