انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1101 100 1

outlook

تلفظ outlook
تلفظ outlook به آمریکایی/ˈaʊˌtlʊk/ تلفظ outlook به انگلیسی/ˈaʊtlʊk/

معنی: مرام، چشم داشت، چشم انداز، منظره، دور نما، نظریه
معانی دیگر: دیدبانگاه، محل دیده بانی، (در پارک ها و کوه ها و غیره) محل تماشای منظره، تماشاگاه، دیدگاه، نقطه نظر، نگرش، آتیه، آینده، احتمال در آینده

بررسی کلمه outlook

اسم ( noun )
(1) تعریف: future prospect.
مترادف: prospect
مشابه: expectation, forecast, future, prognosis

- the world economic outlook
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چشم‌انداز اقتصادی جهان
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چشم انداز اقتصادی جهان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: mental disposition.
مترادف: attitude, perspective, point of view, standpoint, view
مشابه: angle, cast, mentality, opinion, position, sentiment, viewpoint

- He has a grim outlook on life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او چشم‌انداز شومی در زندگی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او چشم انداز وحشتناکی در زندگی دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: the view from a specific place.
مترادف: landscape, lookout, prospect, view, viewpoint, vista
مشابه: aspect, panorama, perspective, scene, sight, spectacle

واژه outlook در جمله های نمونه

1. local outlook
ترجمه بینش کرانمند

2. the outlook for a peace treaty is not promising
ترجمه احتمال (عقد) قرارداد صلح نویدبخش نیست.

3. the outlook for steel demand in the united states
ترجمه آینده‌ی بازار پولاد در ایالات متحده

4. a cosmopolitan outlook
ترجمه بینش جهانی

5. he has a bright outlook on life
ترجمه بینش او نسبت به زندگی خوش‌بینانه است.

6. she has a mature outlook on life
ترجمه دید او نسبت به زندگی خردمندانه است.

7. she has a positive outlook on life
ترجمه نسبت به زندگی خوشبین است (با خوشبینی نظر می‌کند).

8. that event changed his outlook on life
ترجمه آن رویداد بینش او را درباره‌ی زندگی عوض کرد.

9. the film reveals the outlook of the youth
ترجمه فیلم دیدگاه جوانان را آشکار می‌سازد.

10. the villa had as its outlook one of the finest lakes in europe
ترجمه چشم‌انداز آن ویلا یکی از عالی‌ترین دریاچه‌های اروپا بود.

11. The outlook for the economy is bleak.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشم‌انداز اقتصاد تیره است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم انداز اقتصاد ضعیف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The outlook for today is cloudy and dry at first with showers later.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشم‌انداز امروز ابری و خشک است و ابتدا با حمام آفتاب خشک می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم انداز امروز، ابری و خشک است و در ابتدا با دوش بعدا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The outlook for jobs is bleak.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشم‌انداز کار غم‌انگیز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم انداز شغلی ناگهانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The outlook for the weekend is unsettled, with periods of heavy rain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشم‌انداز آخر هفته آشفته و با دوره‌های بارش سنگین است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم انداز تعطیلات آخر هفته، با دوره بارانی سنگین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Even optimists admit the outlook to be poor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی خوش بینان چشم‌انداز فقیر بودن را می‌پذیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی خوش بینان چشم انداز را فقیر می پندارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The outlook for the economy is bright.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشم‌انداز اقتصاد روشن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم انداز اقتصاد روشن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف outlook

مرام (اسم)
wish , desire , aim , intent , program , ideology , platform , principles , tenet , outlook
چشم داشت (اسم)
expectation , outlook
چشم انداز (اسم)
view , prospect , perspective , scene , overlook , outlook , look-out , scenery , landscape , panorama , vista
منظره (اسم)
object , vision , sight , view , prospect , perspective , picture , scene , outlook , scenery , landscape , spectacle
دور نما (اسم)
prospect , outlook , look-out , landscape , vista
نظریه (اسم)
view , opinion , viewpoint , notion , point of view , recommendation , outlook , look-out , theory

معنی کلمه outlook به انگلیسی

outlook
• viewpoint, perspective; prospect, possibility for the future; view, vista; lookout; probability
• your outlook is your general attitude towards life.
• the outlook of a situation is the way it is likely to develop.
outlook express
• e-mail and news client provided by microsoft and bundled with operating systems
general outlook
• unspecific viewpoint, general expectation or prospect
militaristic outlook
• opinion that military force is important and vital to maintaining power
weather outlook
• weather prediction, weather forecast

outlook را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمدرضا ایوبی صانع ١٢:١٢ - ١٣٩٧/٠٣/١٣
منظر
|

a.r ١٦:٥٢ - ١٣٩٧/٠٧/٠٧
a point of view
an attitude
.a person's view of life etc
|

زهرا نیازمند ١٠:٠١ - ١٣٩٧/٠٧/١٩
از نظر
|

shiva_sisi‌ ١٢:٠٣ - ١٣٩٧/٠٧/١٩
مرام،چشم داشت،معرفت،منظره
|

علي ١٦:٠٠ - ١٣٩٨/٠٥/٠٧
ديدگاه
|

عدالت مجاوری ١٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢٨
1- دورنما، چشم انداز، وضعیت در آینده
prospect

2- منظره
scenery=spectacle=perspective=landscape
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی outlook
کلمه : outlook
املای فارسی : اوتلوک
اشتباه تایپی : خعفمخخن
عکس outlook : در گوگل


آیا معنی outlook مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )