برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1278 100 1

outsource

بررسی کلمه outsource

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: outsources, outsourcing, outsourced
مشتقات: outsourcing (n.)
• : تعریف: to purchase (goods or services) from an outside supplier instead of producing (the same goods or services) internally.

واژه outsource در جمله های نمونه

1. Increasingly, corporate clients are seeking to outsource the management of their facilities.
[ترجمه ترگمان]به طور فزاینده‌ای، مشتریان شرکتی به دنبال برون سپاری مدیریت امکانات خود هستند
[ترجمه گوگل]مشتریان شرکت ها به طور مداوم در حال تلاش برای مدیریت منابع خود هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Unions are fighting a plan by universities to outsource all non-academic services.
[ترجمه ترگمان]اتحادیه‌ها در حال مبارزه با برنامه‌ای توسط دانشگاه‌ها برای برون سپاری همه خدمات غیر دانشگاهی هستند
[ترجمه گوگل]اتحادیه ها در حال پیاده سازی برنامه های دانشگاهی هستند تا خدمات غیر دانشگاهی را بیرون بیاورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The management guaranteed that outsourcing wouldn't mean job losses.
[ترجمه ترگمان]مدیریت تضمین کرد که برون سپاری به معنای ضررهای شغلی نخواهد بود
[ترجمه گوگل]مدیریت تضمین می کند که برون سپاری به معنای تلفات کار نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The work of interior design could be outsourced to those professional companies.
[ ...

معنی کلمه outsource به انگلیسی

outsource
• turn to outside suppliers or manufacturers; contract workers from outside of a company to perform specific tasks instead of using company employees (economics)

outsource را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
(اقتصاد) به بیرون سفارش دادن، از بیرون تامین کردن
حمید
از منابع و امکانات خارج از شرکت استفاده کردن
مهدی صباغ
نیروی کار از خارج مجموعه تامین کردن و استخدام کردن
استفاده کردن از نیروی کار خارجی
مجید نجفی
برون‌سپاری کردن
احمد رجبی
قرارداد فرعی بستن، اجرای قرارداد را به مجریان دست دوم سپردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی outsource مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )