برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1279 100 1

overdue

/ˌoʊvəˈdjuː/ /ˌəʊvəˈdjuː/

معنی: سر رسیده، دیر امده
معانی دیگر: پرداخت نشده، دارای دیرکرد، گذشته از موعد، عقب افتاده، تاخیر دار، دیر، موعد رسیده

بررسی کلمه overdue

صفت ( adjective )
(1) تعریف: not paid, delivered, or returned by the due date.
مترادف: due, late, outstanding, owed, owing
متضاد: premature
مشابه: back, behindhand, tardy

(2) تعریف: expected or needed for a long time; long-awaited.
مشابه: awaited, due, expected, late, promised, prospective

واژه overdue در جمله های نمونه

1. overdue bills
صورتحساب‌های دارای دیرکرد (پرداخت نشده)

2. an overdue ship
کشتی که در آمدن تاخیر دارد

3. land reforms were long overdue
در اصلاحات ارضی بسیار تعلل شده بود.

4. your rent payment is overdue by two months
پرداخت اجاره‌ی شما دو ماه دیرکرد دارد (عقب افتاده است).

5. the airplane was more than two hours overdue
هواپیما بیش از دو ساعت تاخیر داشت.

6. My library books are a week overdue.
[ترجمه ترگمان]کتاب‌های کتابخانه من یک هفته عقب‌افتاده هستند
[ترجمه گوگل]کتابخانه کتاب من یک هفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Her baby is two weeks overdue.
[ترجمه ترگمان]نوزادش دو هفته عقب‌افتاده است
[ترجمه گوگل]کودک او دو هفته عقب افتاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The plane is overdue and has been delayed by the bad weather.
[ترجمه ترگمان]هواپیما دیر رسیده و با آب و هوای بد به تاخیر افتاده‌است ...

مترادف overdue

سر رسیده (صفت)
overdue
دیر امده (صفت)
overdue

معنی overdue در دیکشنری تخصصی

[حقوق] موعد گذشته، معوق، تأخیر ورود (کشتی یا هواپیما)
[حقوق] برات یا چکی که رأس موعد پرداخت نشده باشد، برات یا چک موعد گذشته

معنی کلمه overdue به انگلیسی

overdue
• late, tardy; payable, due; past due
• if a person, bus, or train is overdue, they are late in arriving somewhere.
• if a change or an event is overdue, it should have happened before the present time.
• if something borrowed or due to be paid is overdue, it is now later than the date when it should have been returned or paid.

overdue را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setayesh-Arya
دیر رسیدن
Marjan
دیر کرد
پوریا برزعلی
(صفت) مترادف با late

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی overdue
کلمه : overdue
املای فارسی : اوردو
اشتباه تایپی : خرثقیعث
عکس overdue : در گوگل

آیا معنی overdue مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )