برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1285 100 1

overflowing


لبریز، طغیان کننده، فراوان، ریزش، تراوش

واژه overflowing در جمله های نمونه

1. overflowing with optimism
سرشار از خوش‌بینی

2. A great poem is a fountain forever overflowing with the waters of wisdom and delight.
[ترجمه ترگمان]یک شعر بزرگ برای همیشه از آب‌های خرد و دانایی سرچشمه می‌گیرد
[ترجمه گوگل]شعر عظیم یک چشمه ای است که تا ابد با آب های خرد و لذت پر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Overflowing of I, walk in the overflowing looking for love road.
[ترجمه ترگمان]overflowing از من در فضای سبز راه رفتن دنبال جاده عشق هستم
[ترجمه گوگل]سرریز از من، در سرازیر شدن به دنبال جاده عشق بروید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The house was overflowing with a profusion of strange ornaments.
[ترجمه ترگمان]خانه مملو از انواع و اقسام وسایل عجیب و غریب بود
[ترجمه گوگل]خانه با طیف وسیعی از زیور آلات عجیب و غریب پر شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The gutters were blocked and overflowing.
[ترجمه ترگمان]فاضلاب مسدود و پر ...

overflowing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
طغیان - سر ریز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی overflowing
کلمه : overflowing
املای فارسی : اورفلوینگ
اشتباه تایپی : خرثقبمخصهدل
عکس overflowing : در گوگل

آیا معنی overflowing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )