برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1289 100 1

overpriced

واژه overpriced در جمله های نمونه

1. overpriced shoes
کفش‌های گران (زیاد قیمت گذاری شده)

2. These shoes are very nice, but they're terribly overpriced.
[ترجمه ترگمان]این کفش‌ها خیلی خو به، اما بیش از حد گرون هستن
[ترجمه گوگل]این کفش بسیار خوب است، اما آنها به شدت بیش از حد قیمت دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Hotel rooms in the city are ridiculously overpriced during the festival.
[ترجمه ترگمان]اتاق‌های هتل در شهر به طرز مسخره‌ای بیش از حد گران شده در طول جشنواره است
[ترجمه گوگل]اتاق های هتل در شهر در طول جشنواره مسخره ای بیش از حد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Some contracts were, on average, overpriced; while for others the average price was too low.
[ترجمه ترگمان]بعضی از قراردادها به طور متوسط بیش از حد گران بودند؛ در حالی که برای بقیه قیمت متوسط خیلی پایین بود
[ترجمه گوگل]بعضی از قراردادها به طور متوسط ​​بیش از حد بود در حالی که برای دیگران قیمت متوسط ​​خیلی کم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Cheap merchandise was overpriced to star ...

معنی کلمه overpriced به انگلیسی

overpriced
• priced beyond its value
• you say that goods are overpriced when you think that they are too expensive.

overpriced را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیس علی دلواری
بیش از حد گران
Soheil
گرانقیمت
فرزاد
بیش‌قیمت‌گذاری شده
مثل:
دارایی بیش قیمت‌گذاری شده (overpriced asset)
سهام بیش‌قیمت‌گذاری شده (overpriced equity)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی overpriced مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )