برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1290 100 1

oversized

واژه oversized در جمله های نمونه

1. Many children are being taught in oversized classes.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از کودکان در کلاس‌های بسیار بزرگ آموزش داده می‌شوند
[ترجمه گوگل]بسیاری از کودکان در کلاس های بزرگتر آموزش می بینند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fashion gurus dictate crazy ideas such as squeezing oversized bodies into tight trousers.
[ترجمه ترگمان]راهنماهای مد ایده‌های جنون‌آمیز مانند فشار دادن اجسام اندازه بزرگ به شلوار تنگ را دیکته می‌کنند
[ترجمه گوگل]گوروهای مد دیوانه ای ایده های دیوانه مانند فشرده شدن بدن های بزرگ را به شلوارهای تنگ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The golden, oversized onion rings are beauties.
[ترجمه ترگمان]انگشترهای طلایی و بزرگ onion زیبایی هستند
[ترجمه گوگل]حلقه های پیاز طلایی و بزرگ دارای زیبایی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I was required to stop this oversized teenager.
[ترجمه ترگمان]من مجبور بودم جلوی این نوجوون بزرگ رو بگیرم
[ترجمه گوگل]من مجبور شدم این نوجوان بزرگ را متوقف کنم
[تر ...

معنی کلمه oversized به انگلیسی

oversized
• too big; bigger than required; very large, bigger than usual

oversized را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رحمتی
بزرگتر از اندازه فسایز بزرگ
رئیس علی دلواری
بزرگتر از حد معمول - خیلی بزرگ
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
bigger than usual or too big

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی oversized مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )