برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1290 100 1

PRO

/ˈproʊ/ /prəʊ/

معنی: جنبه مثبت، برای، بنفع، له، بخاطر
معانی دیگر: مخفف: اداره ی روابط عمومی، کارمند اداره ی روابط عمومی، موافق، هوادار، طرفدار، له (در برابر: علیه con)، رای موافق، شخص موافق، دهنده ی رای موافق، پیشوند: (از نظر جا یا زمان) پیش، جلو، قبلی [prognosis]، پیشه کار، حرفه ای، پرسابقه، به سوی جلو، به پیش، پیش [proclivity]، فرا - [produce]، همرای، له [prolabor]، طرفدار کلمه مقابل conاست

بررسی کلمه PRO

قید ( adverb )
• : تعریف: in favor of some proposal, decision, person, or the like.(Cf. con
متضاد: con
مشابه: for, in favor of

- They argued the subject pro and con.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها موضوع مورد بحث را مورد بحث قرار دادند
[ترجمه گوگل] آنها بحث پرونده و کنوانسیون را مطرح کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
حالات: pros
(1) تعریف: a factor, argument, vote, or the like in favor of something. (Cf. con
متضاد: con

(2) تعریف: one who takes a position in favor of something, such as the affirmative side in a debate. (Cf. con
متضاد: anti, con, opponent
صفت ( adjective )
• : تعریف: (informal) professional, esp. in certain sports.
متضاد: amateur
اسم ( noun )
حالات: pros
عبارات: turn pro
(1) تعریف: (informal) a professional, or someone as knowledgeable or expert as a professional.
متضاد: amateur
مشابه: ace, mastermind

(2) تعریف: (pl.) the professional teams or leagues in some sports, such as football or baseball (prec. by the). ...

واژه PRO در جمله های نمونه

1. the pro and con votes
رای‌های له و علیه چیزی

2. he voted pro
او رای موافق داد.

3. dividends will be divided pro rata among shareholders
سود به نسبت تعداد سهام هر سهامدار تقسیم خواهد شد.

4. to argue a matter pro and cons
موافق و مخالف موضوعی بحث کردن

5. Cathy's an old pro at organizing raffles.
[ترجمه ترگمان]کتی یک حرفه آیه قدیمی است که در organizing است
[ترجمه گوگل]کتی یک طرفدار قدیمی در برگزاری مسابقات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We may not be white is not pro but can be very character.
[ترجمه ترگمان]ما ممکن است سفید باشیم نه موافق بلکه می‌تواند شخصیت بسیار خوبی نیز باشد
[ترجمه گوگل]ما ممکن است سفید نباشد ولی طرفدار است، اما می تواند بسیار شخصیت باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. All part-timers should be paid the same, pro rata, as full-timers doing the same job.
[ترجمه ترگمان]تمام بخش‌ها نیز باید همان دست‌مزد را پرداخت کنند، متناسب با timers که همان کار را انجام می‌دهند
[ترجمه گوگل] ...

مترادف PRO

جنبه مثبت (اسم)
pro
برای (قید)
pro
بنفع (قید)
pro
له (حرف اضافه)
pro
بخاطر (حرف اضافه)
through , for , pro

معنی عبارات مرتبط با PRO به فارسی

(مسابقه ای که هم افراد حرفه ای و هم آماتورها می توانند در آن شرکت کنند) پیشه کار- ناپیشه کار، آماتوری - حرفه ای
برله و بر علیه، ازدوسو
رایگان، مجانی (در مورد خدماتی که پزشک و حسابدار و غیره برای موسسات خیریه انجام می دهند)
(لاتین) برای خدمت به اجتماع، در راه سعادت همگان
وابسته به هوادار آزادی سقط جنین
برای صورت ظاهر، از لحاظ ظاهر، منباب ظاهر، ظاهری، موقتی
برای این موقع
مخالف سقط جنین
(لاتین) برای وطن، در راه میهن
سرشکن، متناسبا، به نسبت، به تناسب، برپار، سازوار، نسبی
بر حسب اقتضا، لدی الاقتضا، مقتضی
تا این اندازه، این قدر
موقتی، موقتا، ناپا، ناپایا (مخفف آن: pro tem)
ورزش : تیم ستاره هاى حرفه اى
...

مخفف PRO

عبارت کامل: Protein
موضوع: سازمانی
PRO مخفف و مختصر شده PROTEIN است. این تست جهت اندازه گیری کل پروتئین های سرمی بکارگرفته میشود. از آنجایی که در سرم تعداد متنوعی پروتئین وجود دارد و هر کدام مرتبط با بیمارهای خاصی است لذا جهت تعیین نوع پروتئین مذکور میبایست تست دیگری به نام پروتئین الکتروفورز انجام گردد تا مشخص گردد که افزایش یا کاهش مربوط به کدام نوع پروتئین سرمی است.

معنی PRO در دیکشنری تخصصی

pro
[کوه نوردی] میانی
[حقوق] به خاطر مصالح عمومی، برای رفاه عموم
[حقوق] از لحاظ ظاهر، ظاهری
[حسابداری] پیش بینی ترازنامه
[ریاضیات] پیش فاکتور، پروفورما
[حقوق] پروفورما، صورت اعلام بها، فاکتور
[حسابداری] صورتها ی مالی تخمینی
[حقوق] برای این مورد خاص، برای این دفعه
[حقوق] به نسبت، به تناسب
[حسابداری] روش تلفیق نسبی
[حقوق] اصالتأ، شخصأ
[کامپیوتر] کواتروپرو .
[ریاضیات] تابع ریمان مسأله ی کوشی
[زمین شناسی] سامانه تصویر سانسون-فلمستید - مترادفی برای تصویر سینوسی که به افتخار نیکولاس سانسون ...

معنی کلمه PRO به انگلیسی

pro
• person who promotes goodwill and distributes information for a company or organization
• professional, someone who is not an amateur (slang); whore, prostitute (slang); reason that favors, argument in favor of
• supporting, favoring, advocating
• supporting, favoring, advocating; serving as a replacement for
• a pro is someone who does something to earn money rather than as a hobby; an informal use.
• the pros and cons of something are its advantages and disadvantages.
• pro- is used to form adjectives that describe people or organizations as supporting something such as a country, a group of people, or an activity.
pro active
• policies and actions that are pro-active are intended to cause things to happen rather than waiting to react to outside events.
pro and con
• for and against
pro bono
• (latin) offered free of charge, provided at no cost (often refers to legal services)
pro choice
• supporting a woman's legal right to end a pregnancy through abortion
pro forma
• for the sake of form, for proper order
pro forma invoice
• certificate of dispatch, detailed list of the contents of a package sent for delivery
pro forma statement
• financial statement that details future activity
pro life
• opposing a woman's right to choose to have an abortion, seeking to outlaw the practice of abortion
pro nazi
• in favor of the nazi movement
pro rata
• proportionate, according to a proportional rate (latin)
• to pay someone for something p ...

PRO را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصطفا
مزیت،مزایا
Dictionary
[پزشکی] : قبلاً، از پیش (پیشوند)
gamer
Pro. در گیم (حرفه ای)
Mohsen
ماهر،حرفه ای
mahdi666
ماهر،حرفه ای،باهوش،دانا
میلاد علی پور
در حمایت از، با جانبداری از، طرفداری از....

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pro
کلمه : pro
املای فارسی : پرو
اشتباه تایپی : حقخ
عکس pro : در گوگل

آیا معنی PRO مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )