انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1019 100 1

Package

تلفظ package
تلفظ package به آمریکایی/ˈpækɪdʒ/ تلفظ package به انگلیسی/ˈpækɪdʒ/

معنی: عدل، بسته، قوطی، بستهبندی کردن
معانی دیگر: (در اصل) عمل بسته بندی کردن، بسته بندی، محموله، کارتن، گنجانه، جعبه، صندوق، صندوقچه، بقچه، (طرح ها یا اقلام یا اندیشه ها) گروهه، مجموعه، دسته، همبست، (معامله و غیره) یکجا، چکی، عمده، بستن، (در بقچه یا لفاف و غیره) پیچیدن، عدل بندی کردن، (کالا و غیره را برای حفظ یا جلب مشتری) بسته بندی کردن، روکش بندی کردن، مهر و انگ گذاری کردن، آکندگری کردن

بررسی کلمه Package

اسم ( noun )
(1) تعریف: an object or bundle that is packed, wrapped, or boxed; parcel.
مترادف: bundle, parcel
مشابه: box, pack, packet

(2) تعریف: a container used for storing or transporting something.
مترادف: case, crate
مشابه: box, carton, container, pack, receptacle, sack

(3) تعریف: a combination of related items or elements that must be accepted or rejected as a single entity.
مشابه: combination, entity, kit, set, unit

- This tour is a package.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این تور بسته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این تور یک بسته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: an assembly or unit ready for installation and operation.
مترادف: assembly
مشابه: ensemble, kit, unit

- the heating package in a house
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک بسته گرمایش در یک خانه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بسته حرارت در یک خانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: packages, packaging, packaged
(1) تعریف: to place in a container or in wrapping, as for sale.
مترادف: bundle
مشابه: box, case, encase, pack, parcel, wrap

(2) تعریف: to combine or assemble (related items or elements) into a single entity.
مترادف: amalgamate, assemble
مشابه: bale, box, bundle, combine, pack, parcel

واژه Package در جمله های نمونه

1. package deal
ترجمه معامله‌ی چکی

2. a package of fruits
ترجمه یک جعبه میوه

3. a package of new proposals
ترجمه یک سلسله پیشنهادات جدید

4. a package tour
ترجمه سفر تفریحی شامل همه‌ی مخارج

5. the package slipped from his hand and fell with a bump
ترجمه بسته از دستش لغزید و تلپی افتاد.

6. the package which i got by mail
ترجمه بسته‌ای که از طریق پست دریافت کردم

7. a commercial package
ترجمه بسته‌ی تجارتی

8. an economy package (or pack)
ترجمه بسته‌ی بزرگ و ارزانقیمت

9. if your package is lost, you have to refer to the carrier company
ترجمه اگر بسته‌ی شما گم شده باید به شرکت ترابر (حمل کننده) مراجعه کنید.

10. the safe package of drugs
ترجمه بسته بندی ایمنی دارو

11. mehri undid the package
ترجمه مهری بسته را باز کرد.

12. to tie up the package
ترجمه بسته را خوب بستن

13. her hand closed on the package
ترجمه با دستش قوطی را گرفت.

14. she took the cups out of their package
ترجمه فنجان‌ها را از جعبه‌ی آنها خارج کرد.

15. she took the tea out of the package and put it in a can
ترجمه چای را از بسته درآورد و در قوطی ریخت.

16. in the meat-packing plant, they first dismember a carcass and then package the parts
ترجمه در کارخانه‌ی گوشت ابتدا لاشه را تکه تکه و سپس بسته‌بندی می‌کنند.

17. I undid the package and took out the books.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسته رو باز کردم و کتاب‌ها رو برداشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من بسته را باز کردم و کتاب را گرفتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Police destroyed the suspect package in a controlled explosion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس بسته مظنون را در یک انفجار کنترل‌شده منهدم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس بسته ی مشکوک را در انفجار کنترل شده نابود کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. There's a package here for a Miami Lakes address.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک بسته در اینجا برای آدرس دریاچه‌های میامی وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک بسته در اینجا برای آدرس میامی لیک وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. The President vetoed the economic package passed by Congress.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور بسته اقتصادی تصویب کنگره را وتو کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئیس جمهور، بسته اقتصادی را که توسط کنگره تصویب شد، وتو کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. This package contains 500 sheets of notepaper and among them are included 400 of white paper and 100 of yellow.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بسته شامل ۵۰۰ صفحه کاغذ نامه‌نگاری و در بین آن‌ها ۴۰۰ صفحه کاغذ سفید و ۱۰۰ ورق زرد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بسته شامل 500 برگ کاغذ و در میان آنها شامل 400 کاغذ سفید و 100 رنگ زرد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. I want to report the loss of a package.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میخوام گزارش از دست دادن بسته رو گزارش کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می خواهم گزارش از دست دادن بسته
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. The management are putting together a plan/proposal/package to rescue the company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدیریت یک طرح \/ پیشنهاد \/ بسته را برای نجات شرکت قرار می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدیران یک طرح / پیشنهاد / بسته بندی را برای نجات شرکت آماده می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

24. He wrapped the package in brown paper and tied it with string.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسته را در کاغذ قهوه‌ای حلقه کرد و آن را با نخ بست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بسته را در کاغذ قهوه بسته و با رشته مرتبط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

25. The postman has just delivered a package for you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نامه‌رسان فقط یک بسته برای شما تحویل داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پستچی فقط یک بسته برای شما ارسال کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Package

عدل (اسم)
bale , justice , equity , fairness , package
بسته (اسم)
stack , pack , package , bundle , packet , wisp , parcel , fardel , trusser
قوطی (اسم)
tin , package , box , canister , can , packet
بستهبندی کردن (اسم)
package

معنی عبارات مرتبط با Package به فارسی

مقاطعه در بست و خرید یکجا
(امریکا) فروشگاه نوشابه های الکلی در بطری (نه پیاله فروشی)
بسته کاربردی

معنی Package در دیکشنری تخصصی

package
[حسابداری] برنامه آماده کامپیوتر
[کامپیوتر] بسته .
[برق و الکترونیک] برنامه آماده ، بسته بندی
[صنایع غذایی] بسته ، عدل بندی ، قوطی ، بسته بندی کردن
[نساجی] بسته بندی - بسته الیاف یا کالای نساجی - عدل کالای نساجی - بسته نخ - بوبین نخ - بسته - عدل
[ریاضیات] بسته ی نرم افزاری، عدل، بسته، جعبه، بسته بندی، عدلبندی، صندوق
[نساجی] وزن مخصوص بوبین نخ - وزن مخصوص بسته نخ - تراکم نخ روی بوبین
[نساجی] تعویض کننده اتوماتیک بوبین
[نساجی] رنگرزی بسته ای - رنگرزی بسته نخ - بوبین رنگ کنی - نوعی روش رنگرزی که کالا ثابت و محلول رنگ در حال حرکت است
[نساجی] ماشین بوبین رنگ کنی
[کامپیوتر] برنامه فشرده ، برنامه بسته ای.
[کامپیوتر] بسته پیش نوشته حسابداری .
[نساجی] بسته استوانه ای بدون بوبین نخ فیلامنتی
[برق و الکترونیک] بسته دو ردیفه سرامیکی [ سردیپ] نوعی بسته یندی قطعات الکترونیکی که در آن قاب سر سیمها بین دو لایه سرامیکی قرار می گیرد و سپس با پخت پودر شیشه بین آنها کاملاُ درزبندی می شود.
[برق و الکترونیک] بسته ی سرامیکی [ سرپک] بسته ای سرامیکی مشابه با بسته های سردیپ که پایه های آن از دو یا چهار طرف بسته بیرون آمده اند و نوعاُ برای تصب سطحی روی تخته مدارها به کار می روند.
[نساجی] بوبین شال بسته - بوبین پیچی بدون نوسان نخ که سبب تجمع نخ در یک محل می شود
[نساجی] بسته نخ با پیچش متقاطع ( روی بوبین نخ )
[نساجی] پارگی نخ در گوشه های بوبین
[کامپیوتر] بسته درون برنامه دو واحدی ؛ نوعی پایه متداول که روی آن یک تراشه نصب می شود
[برق و الکترونیک] بسته ی دو ردیفه ( دیپ ) نوعی بسته ی تخت مستطیلی و پایدار برای نصب مدارهای مجتمع ، رله ها ف شبکه های مقاومتی، و سایر قطعات الکترونیکی کوچک به روی تخته مدارها . بسته های دیپ مدارهای مجتمع می توانند تا60 پایه یا سر سیم به صورت ردیفهای موازی و عمود بر بدنه داشته باشند . بسته های دو ردیفه در دو نوع پلاستیکی و سرامیکی ساخته می شوند .
[کامپیوتر] بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
[برق و الکترونیک] بسته ی سر سیم روی تراش [ ال او سی] بسته DIP با قالب اپوکسی برای مدارهای مجتمع « وی ال اس آی» که بالشتکهای تصال آن در زیر مرکز تراشه قرار داده شده اند.

معنی کلمه Package به انگلیسی

package
• bundle, parcel; container for storage or transportation; wrapping or packaging for sale or merchandise; inseparable combination of items
• pack, wrap; create attractive packaging in order to promote the sale of an item; combine things together as one inseparable unit
• a package is a small parcel.
• when something is packaged, it is put into packets to be sold.
• you also use package to refer to a set of offers, proposals, or arrangements that is made by a government or organization.
• see also packaging.
package deal
• combined deal, binding of several factors together; agreement between the government and the representatives of the employers and employees
• a package deal is a set of offers, proposals, or arrangements which is made by a government or organization and which must be accepted or rejected as a whole.
package holiday
• a package holiday or a package tour is a holiday arranged by a travel company in which your travel and accommodation are booked for you.
package insert
• piece of paper with dosage instructions that is included in a box of prescription medicine
package program
• program which comes in a bundle with other programs
package tour
• organized tour that includes accommodations and transportation and is sold as one unit
dual in line package
• type of memory chip with dual rows of connecting pins on two sides, dip (computers)
gift package
• parcel containing presents, assortment of gifts
software package
• program that is intended for some specific execution and includes full documentation
tour package
• special bundle for tourists that generally includes all aspects of a vacation (transportation, hotel, etc.)

Package را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Package

A.A ١٨:٣٥ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠
Pack بسته کوچک مثل یک بسته سیگار package بسته بزرگ مثل یک کارتن سیگار
|

مقداد سلمانپور ١٦:٣٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠١
مجموعه (خاص)
|

مرضیه آرایش نور ٠١:١٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦
Package phone number
شماره تلفن بسته ornament ارایشی
|

مهسان احمدپور ١٨:١٥ - ١٣٩٨/٠٣/١٠
ارائه کردن و شناساندن

(Package sth in a particular way
|

پیشنهاد شما درباره معنی Package



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی package
کلمه : package
املای فارسی : پکیج
اشتباه تایپی : حشزنشلث
عکس package : در گوگل


آیا معنی Package مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )