انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1017 100 1

Parameter

تلفظ parameter
تلفظ parameter به آمریکایی/pəˈræmətər/ تلفظ parameter به انگلیسی/pəˈræmɪtə/

معنی: پارامتر، مقدار معلوم و مشخص، مقداری از یک مدار، نسبت میان تقاطع دو سطح
معانی دیگر: پراسنجه، شاخص، محدودیت، (جمع) حدود و ثغور، محدوده ها، (ریاضی) پارامون، پراما، پرما

بررسی کلمه Parameter

اسم ( noun )
مشتقات: parametric (adj.), parametrical (adj.)
(1) تعریف: any of a set of specifications or limits, the value or variations of which determine the form or behavior of something.

- The ruling redefined the parameters of freedom of speech.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این حکم پارامترهای آزادی بیان را دوباره تعریف کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] حکم پارامترهای آزادی بیان را دوباره تعریف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: (informal) a boundary or limit.

- The children's parents set parameters with respect to when they could watch television.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] والدین بچه‌ها نسبت به زمانی که می‌توانستند تلویزیون تماشا کنند، پارامترهایی را تنظیم کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] والدین کودکان پارامترهای مربوط به زمان تماشای تلویزیون را تنظیم می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: a constant or variable term in a mathematical expression that restricts or determines the form of that expression.

واژه Parameter در جمله های نمونه

1. It is the parameter of distribution.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پارامتر توزیع است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پارامتر توزیع است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Targets may be set for any parameter that can be measured as the project proceeds, such as cost, time and performance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اهداف ممکن است برای هر پارامتر تعیین شوند که می توان آن‌ها را به صورت درآمد حاصل از پروژه، مانند هزینه، زمان و عملکرد ارزیابی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اهداف ممکن است برای هر پارامتری تعیین شود که می تواند به اندازه درآمد پروژه، مانند هزینه، زمان و عملکرد، اندازه گیری شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In a logical net, the parameter values are the settings of the bits in the cells of its RAM chips.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک شبکه منطقی، مقادیر پارامتر تنظیمات بیت‌های درون the RAM است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک شبکه منطقی، مقادیر پارامترها تنظیمات بیت در سلولهای تراشه های RAM می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. MODULES/ - is an input parameter specifying the modules in the package which are to be read out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]MODULES \/ - یک پارامتر ورودی است که ماژول های بسته را مشخص می‌کند که قرار است در آن خوانده شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]MODULES / - یک پارامتر ورودی است که مشخصه ماژولهای بسته را دارد که باید خواند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. ERROR-RETURN-DETAIL - is a return parameter providing a report of errors encountered during the attempt to list the package structure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خطا - بازگشت مجدد - یک پارامتر برگشتی است که گزارش خطا در حین تلاش برای لیست کردن ساختار بسته را ارائه می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ERROR-RETURN-DETAIL - یک پارامتر برگشت است که گزارش خطاهای ناشی از تلاش برای لیست ساختار بسته را ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The parameter m is often chosen to be 0. 3 which separates the resonant frequency by about 5% from the critical frequency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پارامتر m اغلب انتخاب می‌شود تا ۰ باشد که فرکانس تشدید را حدود ۵ % از فرکانس بحرانی جدا می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پارامتر m اغلب انتخاب می شود 0 3 که فرکانس رزونانس را از 5 درصد از فرکانس بحرانی جدا می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A parameter can be specified to limit the list to the root package only.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پارامتر می‌تواند برای محدود کردن فهرست فقط برای بسته ریشه مشخص شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پارامتر را می توان برای محدود کردن لیست به تنها بسته ریشه تعیین کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. USER-INPUT/ - is an input parameter specifying the package being prepared for approval and the filename to contain the listings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ورودی \/ - ورودی یک پارامتر ورودی است که مشخص می‌کند بسته برای تایید آماده است و نام فایل حاوی فهرست است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]USER-INPUT / - یک پارامتر ورودی است که بسته را برای تأیید آماده می کند و نام فایل حاوی لیست ها
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. RETURN-DETAIL/ - is a return parameter providing a report of the errors encountered during the attempt to prepare the package for approval.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازگشت - DETAIL \/ - یک پارامتر برگشتی برای ارائه گزارش خطاها در طول تلاش برای آماده‌سازی بسته برای تایید است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]RETURN-DETAIL / - یک پارامتر برگشت است که گزارش خطاهای ناشی از تلاش برای آماده سازی بسته را برای تایید ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. USER-INPUT is an input parameter specifying the module name and information you wish to update.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ورودی - ورودی یک پارامتر ورودی است که نام ماژول و اطلاعاتی که می‌خواهید به روز رسانی شود را مشخص می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]USER-INPUT یک پارامتر ورودی است که نام ماژول و اطلاعاتی را که می خواهید برای به روز رسانی تعیین کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Here, current rather than potential is the estimated parameter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اینجا، جریان به جای پتانسیل، پارامتر تخمینی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اینجا، پارامتر برآورد شده به جای پتانسیل فعلی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The dynamics and parameter values could be selected to exhibit chaos; or they could be selected to preclude chaos.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دینامیک و ارزش‌های پارامتر را می توان برای نمایش هرج و مرج انتخاب کرد؛ یا آن‌ها را می توان برای جلوگیری از هرج و مرج انتخاب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پویایی و مقادیر پارامترها می تواند انتخاب شود تا هرج و مرج را نشان دهد یا آنها می توانند انتخاب شوند تا مانع هرج و مرج شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. No other morphometric or laboratory parameter showed such a constant trend at the individual level.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ پارامتر morphometric و یا پارامتر آزمایشگاهی روند ثابتی را در سطح فردی نشان نداد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ پارامترهای مورفومتریک و آزمایشگاهی چنین روند ثابت در سطح فردی نشان نداد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Using enzyme concentration as the bifurcation parameter it was possible to induce reversible transitions between periodic and chaotic behavior.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با استفاده از غلظت آنزیم به عنوان پارامتر bifurcation امکان ایجاد گذاره‌ای برگشت‌پذیر بین رفتار دوره‌ای و هرج و مرج فراهم شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با استفاده از غلظت آنزیم به عنوان پارامتر bifurcation، ایجاد تغییرات برگشت پذیر بین رفتار دوره ای و هرج و مرج منجر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Parameter

پارامتر (اسم)
parameter
مقدار معلوم و مشخص (اسم)
parameter
مقداری از یک مدار (اسم)
parameter
نسبت میان تقاطع دو سطح (اسم)
parameter

معنی عبارات مرتبط با Parameter به فارسی

پارامتر نشانی
پارامتر واقعی
پارامتر صوری
علوم مهندسى : پارامترهاى هیدرید
پارامتر پیوندی
پارامتر متغییر

معنی Parameter در دیکشنری تخصصی

parameter
[علوم دامی] پارامتر ، فراسنجه .
[شیمی] پارامتر
[کامپیوتر] پارامتر
[برق و الکترونیک] پارامتر کمیتی که می توان مقادیر دلخواهی به آن نسبت داد مانند مقدار مشخصه ترانزیستور یا لامپ خلأ یا مقدار عنصری از مدار . پارامتر معمولاً در طول مدت مجموعه ای از شرایط معین تغییر نمی کند. - پارامتر
[زمین شناسی] فراسنجه،پارامتر (بلورشناسی):هر کدام از طولهای محوری یا زوایای بین محوری که یک سلول واحد را تعریف می کند. مترادف: lattice constant (ثابت شبکه) (آمار):(الف)عددی که یک جمعیت یا جامعه آماری را تشریح می کند. مقایسه شود با: statistics، ب) یکی از مقادیر ثابت یا متغیر در یک معادله یا عبارت ریاضی (ج) گروهی از مشخصات فیزیکی که مقادیر آن ها، ویژگیها و رفتار یک سیستم را تعیین می کند د) مترادفی تقریبی برای متغیر.
[ریاضیات] مقدار مشخص، پارامتر، برسنج
[آمار] پارامتر
[آب و خاک] فراسنجه، پارامتر
[ریاضیات] قلمرو پارامتری
[آمار] استنباط آزادپارامتر
[ریاضیات] بازه ی پارامتری
[کامپیوتر] حافظه با دستیابی پارامتری
[ریاضیات] فضای پارامتر، فضای پارامتری
[آمار] فضای پارامتری
[ریاضیات] فضای پارامتر های توزیع احتمال
[ریاضیات] پارامتر فرعی، پارامتر مازاد
[برق و الکترونیک] پرامتر آرایه ای واقعا تطبیق یافته
[شیمی] پارامتر تنظیم پذیر
[ریاضیات] پارامتر اختیاری
[عمران و معماری] پارامتر خلاءزایی
[ریاضیات] تغییر پارامتر
[آمار] پارامتر تمرکز
[برق و الکترونیک] پارامتر آرایه تطبیقی
[آب و خاک] پارامتر کریولیس
[عمران و معماری] پارامتر همبستگی

معنی کلمه Parameter به انگلیسی

parameter
• variable which determines the form of a function; value which is transferred to a function or program and affects its operation (computers)
• parameters are factors or limits which affect the way something can be done or made; a formal word.

Parameter را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Parameter

yasngc ١٢:٠٧ - ١٣٩٥/١٠/٠٢
مولفه ، شاخص ، متغیر ( زبانشناسی)
|

ebitaheri@gmail.com ١١:٤١ - ١٣٩٧/٠٣/٢١
اندازه

نمایه

بخش ، فرابخش

عامل ، فراعامل
|

مقداد سلمانپور ١١:٤٠ - ١٣٩٧/١١/٠٥
عامل
Single parameter bid
پیشنهاد(مناقصه/مزایده) تک عاملی
|

علی ولی زاده ٢١:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٤
پادسنجه
|

پیشنهاد شما درباره معنی Parameter



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی parameter
کلمه : parameter
املای فارسی : پارامتر
اشتباه تایپی : حشقشئثفثق
عکس parameter : در گوگل


آیا معنی Parameter مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )