انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1013 100 1

Pay back

تلفظ pay back
تلفظ pay back به آمریکایی تلفظ pay back به انگلیسی

1- پس دادن (پول)، بازپرداخت کردن 2- تلافی کردن، جبران کردن

بررسی کلمه Pay back

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to return what is owed or borrowed; repay.
مشابه: revenge

- I paid her back for the books she bought me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برای کتاب‌هایی که برایم خریده بود، پول دادم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من او را برای کتابهایی که او را خریدم پشت سر گذاشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Pay back در جمله های نمونه

1. She's been promising to pay back the money for six months, but I reckon she's just stringing me along.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او قول داده بود که پول را برای شش ماه پس بدهد، اما من فکر می‌کنم او فقط دارد مرا سرگرم می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او وعده داده بود که پول را برای شش ماه بازپرداخت کند، اما من فکر می کنم که او فقط به من ریسمان می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I am sure that he will pay back every cent he owes you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من مطمئنم که او هر شاهی را که به تو بدهکار است پس خواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من مطمئن هستم که او هر سودی را که به شما بدهد بازپرداخت خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. My parents made me pay back all the money and it was a lesson I never forgot.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدر و مادرم مجبورم کردن که پول رو بدم و این یه درسی بود که هیچوقت یادم نمیره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]والدین من تمام پول من را پرداخت کردند و این درس من را فراموش نکرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. You can pay back the loan over a period of three years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما می‌توانید این وام را به مدت سه سال پس بدهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید وام را طی یک دوره سه ساله بازپرداخت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. You must pay back the full amount of money that you owe.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید مقدار زیادی پول که بهش بدهکاری رو پس بدی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما باید مبلغ کامل پولی را که به شما بدهکار است، پرداخت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The European Commission ruled that British Aerospace should pay back tens of millions of pounds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کمیسیون اروپا حکم داد که سفینه فضایی بریتانیا باید ده‌ها میلیون پوند را بپردازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کمیسیون اروپا تصریح کرد که بریتیش ایروپاسکس باید ده ها میلیون پوند پرداخت کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He couldn't reasonably be expected to pay back the loan all at once.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نمی‌توانست به طور منطقی این وام را فورا پرداخت کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نمیتوانست به طور منطقی انتظار داشته باشد که وام را یک بار بپردازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Can you engage that he can pay back the money in due time?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا می‌توانید در زمان مقتضی این پول را پرداخت کنید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانید به این موضوع پی ببرید که او می تواند پول را به موقع پرداخت کند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Sean tried to pay back his gambling debts, but he was in over his head.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شان سعی کرد بدهی‌های قماربازی را پس بگیرد، اما سرش را روی سرش گذاشته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شان سعی کرد بدهی های قمار خود را پرداخت کند، اما او در سرش بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She concluded she would pay back the exact amount on Saturday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نتیجه گرفت که روز شنبه مبلغ دقیقی را پرداخت خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به این نتیجه رسید که مبلغ دقیق آن را روز شنبه بفروشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. They could not pay back even quite small sums, since the rate of interest exceeded their earnings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها نمی‌توانستند حتی مبالغ بسیار کوچکی هم پس بدهند، زیرا نرخ بهره از درآمد آن‌ها بیشتر بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها حتی نمیتوانند مبلغ بسیار کمی را پرداخت کنند، زیرا نرخ بهره بیش از درآمد آنهاست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. With the bank's business-start loans, firms pay back the cash not with interest but with a royalty on sales.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با شروع وام‌های تجاری این بانک، شرکت‌ها پول نقد را نه با سود، بلکه با یک خانواده سلطنتی بر فروش، بازپرداخت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با وام های شروع کسب و کار بانکی، شرکت ها پول نقد را بدون بهره، اما با حق امتیاز در فروش پرداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. You gon na pay back all they people got arrested for you?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو اون همه پولی که مردم واسه تو دستگیر کردن رو پس میدی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا شما همه چیز را برای آنها بازداشت کردید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Added to the sweeteners they'd have to pay back, that would mean a deficit of nearly £130m.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر the که باید پرداخت کنند، این به معنای کسری ۱۳۰ میلیون‌پوندی خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این به معنای کسری تقریبا 130 میلیون پوند است که به شیرینیدهندهای که مجبور به پرداخت آن هستند اضافه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه Pay back به انگلیسی

pay back
• return money that was borrowed; repay; take revenge

Pay back را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Pay back

پرنيان ٠١:٥٥ - ١٣٩٧/٠٤/٢٣
پس دادن پول
|

مقداد سلمانپور ٠٦:١٦ - ١٣٩٧/١٢/٢٩
Pay back period
دوره بازگشت (سرمایه گذاری)
|

پیشنهاد شما درباره معنی Pay back



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

جهانگير دره شورى > گوميچشن
عسلی > Sour
Ali mohammadi > Dances with wolves
فرزانه > Im not big on
الینا > involved in
مونا > meant to do sth
رامین حنیفه > privacy in family
elham > cooperative

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی pay back
کلمه : pay back
املای فارسی : پای باک
اشتباه تایپی : حشغ ذشزن
عکس pay back : در گوگل


آیا معنی Pay back مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )