برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1355 100 1

Permeate

/ˈpɜːrmiˌet/ /ˈpɜːmɪeɪt/

معنی: سرایت کردن، نفوذ کردن، نشت کردن
معانی دیگر: تراویدن، پخش شدن (در)، رسوخ کردن، گذشتن (از میان)

بررسی کلمه Permeate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: permeates, permeating, permeated
(1) تعریف: to pass or diffuse through; penetrate.
مترادف: penetrate
مشابه: diffuse, filtrate, osmose, pass through

- These large molecules cannot permeate the cell membrane.
[ترجمه ترگمان] این مولکول‌های بزرگ نمی‌توانند به غشا سلولی نفوذ کنند
[ترجمه گوگل] این مولکول های بزرگ نمی توانند غشای سلولی را نفوذ کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to spread or be diffused throughout; pervade.
مترادف: penetrate, pervade
مشابه: charge, diffuse, fill, infect, overrun, suffuse

- These ideas permeated her thoughts.
[ترجمه ترگمان] این اندیشه‌ها در افکارش نفوذ می‌کرد
[ترجمه گوگل] این ایده ها افکار او را در بر گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: permeative (adj.), permeation (n.), permeator (n.)
• : تعریف: to penetrate, spread, or become diffused.
مترادف: diffuse, penetrate, seep
مشابه: infiltrate, soak, spread

واژه Permeate در جمله های نمونه

1. Racism continues to permeate our society.
[ترجمه سینا] نژاد پرستی در حال نفوذ به جامعه ماست
|
[ترجمه ترگمان]نژاد پرستی همچنان در جامعه ما نفوذ می‌کند
[ترجمه گوگل]نژاد پرستی جامعه ما را ادامه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Water will easily permeate through the sand.
[ترجمه ترگمان]آب به راحتی از طریق ماسه نفوذ می‌کند
[ترجمه گوگل]آب به آسانی از طریق شن و ماسه نفوذ می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Eventually, the water will permeate through the surrounding concrete.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، آب از طریق بتون اطراف نفوذ می‌کند
[ترجمه گوگل]در نهایت آب از طریق بتن اطراف نفوذ خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Most likely, only one or two bad habits permeat ...

مترادف Permeate

سرایت کردن (فعل)
transmit , infect , permeate
نفوذ کردن (فعل)
infiltrate , leak , percolate , transpire , permeate , pervade
نشت کردن (فعل)
permeate

معنی کلمه Permeate به انگلیسی

permeate
• enter, penetrate; infiltrate, pervade; suffuse
• if something such as an idea or attitude permeates something, it affects every part of it; a formal word.
• if a liquid, smell, or flavour permeates something, it spreads through it; a formal word.

Permeate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان بابا
تراوش
سعید ترابی
رسوخ کردنف پخش شدن
Ensieh
در بر گرفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی permeate
کلمه : permeate
املای فارسی : پرمیت
اشتباه تایپی : حثقئثشفث
عکس permeate : در گوگل

آیا معنی Permeate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )