برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1281 100 1

Picturesque

/ˌpɪkt͡ʃəˈresk/ /ˌpɪkt͡ʃəˈresk/

معنی: زیبا، بدیع، خوش منظره، شایان تصویر
معانی دیگر: (منظره) زیبا، دیدنی، تماشایی، تصویر کردنی، جالب، زنده، گیرا، تصویر مانند، فرتورسان، عکس مانند، مناسب برای نقاشی، ناروال، نامتعارف، غیرعادی و جالب

بررسی کلمه Picturesque

صفت ( adjective )
مشتقات: picturesquely (adv.), picturesqueness (n.)
(1) تعریف: visually pleasing, enchanting, or unusual; suggestive of a picture or painting.
متضاد: ugly
مشابه: pretty, quaint, sightly

- The postcards at the lodge all showed picturesque landscapes.
[ترجمه ترگمان] کارت‌پستال‌های زیبا در آن خانه مناظر تماشایی بودند
[ترجمه گوگل] کارت پستال در تختخواری همه مناظر زیبا را نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: evoking vivid images.
مترادف: vivid
مشابه: colorful, evocative, graphic, pictorial, realistic, rich

- The writer is well-known for her picturesque descriptions of people and places.
[ترجمه ترگمان] نویسنده به خاطر توصیف زیبای او از مردم و مکان‌ها مشهور است
[ترجمه گوگل] نویسنده برای توصیف های زیبا و خوشی از افراد و مکان ها مشهور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Picturesque در جمله های نمونه

1. a picturesque description
یک شرح زنده

2. a picturesque view of the city
منظره‌ی تصویر گونه‌ای از شهر

3. a really picturesque mountain village
یک دهکده‌ی کوهستانی واقعا خوش منظره

4. It was a pretty town with a picturesque harbour and well-preserved buildings.
[ترجمه ترگمان]شهر زیبایی بود با یک لنگرگاه زیبا و ساختمان‌های قدیمی
[ترجمه گوگل]این یک شهر زیبا با یک بندر زیبا و ساختمان های خوبی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You can see the picturesque shores beside the river.
[ترجمه ترگمان]می‌توانید سواحل زیبا را کنار رودخانه ببینید
[ترجمه گوگل]شما می توانید سواحل زیبا در کنار رودخانه را ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We came to a picturesque cottage.
[ترجمه ترگمان]به یک کلبه زیبا رسیدیم
[ترجمه گوگل]ما به کلبه ای زیبا آمدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Picturesque

زیبا (صفت)
cute , yummy , handsome , beautiful , scrumptious , spiffy , fair , beauteous , elegant , picturesque , goodly , well-favored , well-favoured , bonnie , bonny , chic , stylish , dinky , eyeful , pulchritudinous
بدیع (صفت)
original , exquisite , picturesque , novel , newfound
خوش منظره (صفت)
picturesque
شایان تصویر (صفت)
picturesque

معنی کلمه Picturesque به انگلیسی

picturesque
• resembling a picture, suitable for a painting
• a picturesque place is attractive, interesting, and unspoiled.

Picturesque را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر خان
خوش عکس
Hossein
به جاهای دیدنی و طبیعت بکر میگویند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی picturesque
کلمه : picturesque
املای فارسی : پیکتورسقو
اشتباه تایپی : حهزفعقثسضعث
عکس picturesque : در گوگل

آیا معنی Picturesque مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )