برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1353 100 1

Pier

/ˈpɪr/ /pɪə/

معنی: لنگر گاه، موج شکن، پایه پل، پرت، ستون، اسکله، جرز
معانی دیگر: (معماری)، پایه ی پل، ستون پل (که در میان دو دهانه ی مجاور هم قرار دارد و وزن دو قوس روی آن است)، (جاده ی روی آب که بر پایه های متعدد سوار است و برای تفرج و یا وصل کردن ساحل کم عمق به لنگرگاه و غیره به کار می رود) راه روآبی، فراز راه

واژه Pier در جمله های نمونه

1. the municipal pier jetties out nearly a kilometer into the lake
اسکله‌ی شهرداری تقریبا یک کیلو متر در دریاچه پیش می‌رود.

2. The ocean splashed against the pier.
[ترجمه ترگمان]اقیانوس به اسکله پاشیده شد
[ترجمه گوگل]اقیانوس در برابر اسکله پراکنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We stood on the pier and watched as they embarked.
[ترجمه تقوی] روی اسکله ایستاده بودیم و سوار شدنشان را تماشا می کردیم
|
[ترجمه ترگمان]روی اسکله ایستادیم و آن‌ها را تماشا کردیم
[ترجمه گوگل]ما روی اسکندر ایستاده بودیم و تماشا میکردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We could anchor off the pier.
[ترجمه تقوی] می توانیم در اسکله لنگر بیاندازیم|
...

مترادف Pier

لنگر گاه (اسم)
dock , harbor , anchorage , grappling , haven , levee , dockage , harborage , berth , pier , port , riding
موج شکن (اسم)
bulwark , foreshore , breaker , breakwater , pier
پایه پل (اسم)
pier , bridge truss , dead load
پرت (اسم)
bullshit , pier , port
ستون (اسم)
slip , pile , shaft , pole , pier , column , pillar , jamb
اسکله (اسم)
pier , wharf , waterfront , quay
جرز (اسم)
pier , pillar

معنی عبارات مرتبط با Pier به فارسی

آینه ی دیواری، آینه ی قدی (که به دیوار وصل است)، ایینه قدی ویژه بین دو درگاه
میز کنار دیوار، میز جلو آینه ی دیواری، میز زیر ایینه قدی

معنی Pier در دیکشنری تخصصی

pier
[عمران و معماری] پایه - اسکله - شمع - پلپایه
[زمین شناسی] پایه، شمع ، اسکله،پل‎پایه، تونل راهنما ، جرز ، اسکله ، موج شکن (ساحل):موج شکن، آب شکن، مول یا هر ساختار دیگر مورد استفاده برای حفاظت از لنگرگاه یا ساحل و نیز به عنوان گردشگاه یا به عنوان محل لنگر اندازی برای کشتی ها.
[آب و خاک] ستون، پایه، حائل
[عمران و معماری] ضریب فشردگی پایه
[زمین شناسی] سد موج شکن یک ساختار مهندسی، همچون یک آب شکن ، ساخته شده از ساحل تا عمق یک کانال ، برای منحرف ساختن تنه درختان، یا هدایت جریان آب.
[آب و خاک] بسط پایه
[زمین شناسی] پی ستونی
[عمران و معماری] پی ستونی - پی بر پایه - پی پایه ای
[زمین شناسی] پی ستونی،پی شمعی، فونداسیون شمعی، شالوده متکی بر شمع
[آب و خاک] عدد فرود پایه
[زمین شناسی] دماغه مقسم جرزهای بتونی و یا فولادی و یا بتون فولادی برای تحمل بارهای هیدرودیتامیک در ناحیه خروجی لوله مکش نیروگاه
[آب و خاک] شکل پایه
[عمران و معماری] پایه جناحی - پایه حایل - پایه جانبی
[زمین شناسی] پایه جناحی ، پایه حایل ، پایه جانبی
...

معنی کلمه Pier به انگلیسی

pier
• landing for ships, wharf; support beam, pillar; dock, platform
• a pier is a large platform which sticks out into the sea and which people can walk along.
wall pier
• (in construction) section of a wall having a horizontal length to thickness ratio between 2.5 and 6 and its clear height is at least 2 times its horizontal length

Pier را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صابی
المان و عضوی که کارایی باربر و حمال دارد مثل دیوار حمال، پایه و ستون پل ، ستونهای کنار درگاهی و آرک ....
......
اسکله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pier
کلمه : pier
املای فارسی : پی‌ر
اشتباه تایپی : حهثق
عکس pier : در گوگل

آیا معنی Pier مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )