برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1321 100 1

Policy maker

واژه Policy maker در جمله های نمونه

1. As far as the research institute directors and policy makers of tomorrow.
[ترجمه ترگمان]تا آنجا که به مدیران موسسه تحقیقاتی و سیاست گذاران فردا بستگی دارد
[ترجمه گوگل]تا آنجا که به موسسه پژوهشی مدیران و سیاست گذاران فردا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. These policy makers are the ones who decide whether or not to continue a program or to decrease or increase its funding.
[ترجمه ترگمان]این سیاست گذاران، کسانی هستند که تصمیم می‌گیرند که برنامه خود را ادامه دهند یا به کاهش یا افزایش بودجه آن ادامه دهند
[ترجمه گوگل]این سیاست گذاران کسانی هستند که تصمیم می گیرند که آیا برنامه ای ادامه یابد یا نه و یا هزینه های آن کاهش یابد یا افزایش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This is in effect saying that the policy makers for the public sector were indeterminate, at that time.
[ترجمه ترگمان]این به این معنی است که سیاست گذاران بخش دولتی در آن زمان نامعلوم بودند
[ترجمه گوگل]این در واقع گفت که سیاست گذاران بخش دولتی در آن زمان نامعلوم بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This quickly won approval of the policy makers at ...

معنی کلمه Policy maker به انگلیسی

policy maker
• government agent responsible for devising and planning of policies and courses of action

Policy maker را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ماما
سیاست گذار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Policy maker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )