برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1284 100 1

Pooch

/ˈpuːtʃ/ /puːtʃ/

(امریکا-خودمانی) سگ

بررسی کلمه Pooch

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a dog, esp. a small one.

واژه Pooch در جمله های نمونه

1. The canine perfume for that problem pooch.
[ترجمه ترگمان]عطر سگ برای آن مشکل pooch است
[ترجمه گوگل]عطر زنانه برای این مشکل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If you mooch round the block with the pooch, do it by power walking in the park.
[ترجمه ترگمان]اگر دور و بر سگ را دور بزنید، با قدرت قدم زدن در پارک این کار را بکنید
[ترجمه گوگل]اگر شما بلوک را با بلوک می پوشید، آن را با قدرت قدم زدن در پارک انجام دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And if a pooch gets a little paunchy with all this pampering then put him on a health kick.
[ترجمه ترگمان]و اگر یک pooch با این ناز و ناز و ناز و ناز و ناز و ناز و نعمت همراه شود، او را روی یک لگد سلامت قرار می‌دهند
[ترجمه گوگل]و اگر یک خروس کوچک با تمام این خجالت زده می شود، او را در یک ضربه ی سالم قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We did think of bringing a pooch along to follow the bride, dressed as a bridesmaid.
[ترجمه ترگمان]ما فکر کردیم که یه سگ رو به دنبال عروس بیاریم که لباس ساقدوش رو پوشیده باشه
...

معنی کلمه Pooch به انگلیسی

pooch
• dog, hound (slang)

Pooch را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی صباغ
هاپو (سگ در زبان عامیانه)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pooch
کلمه : pooch
املای فارسی : پوچ
اشتباه تایپی : حخخزا
عکس pooch : در گوگل

آیا معنی Pooch مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )