برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1283 100 1

Pop

/ˈpɑːp/ /pɒp/

معنی: انفجار، مشروبات گاز دار، زدن، ترکاندن، ترکیدن، با صدا ترکیدن، پراندن، بی مقدمه اوردن، بی مقدمه فشار اوردن، برهن گذاردن، بسرعت عملی انجام دادن
معانی دیگر: مخفف:، مردم پسند، عوام پسند، محبوب مردم، (صدای شلیک گلوله و غیره) تق، بامب، ترق، ترق تروق، پاپ، (به ویژه هفت تیر و تفنگ) تیراندازی، صدای تیر، هفت تیر، تفنگ، تپانچه، نوشیدنی گاز دار (که هنگام باز کردن بطری صدای پاپ می کند مانند لیموناد و پپسی کولا) (soda pop هم می گویند)، (خودمانی - با:a) دفعه، بار، تکه، قطعه، نفر، بامبی صدا کردن، پاپ کردن، ترق تروق کردن، صدای ترق کردن، (با صدای ترق یا تاپ) ترکیدن، تیراندازی کردن، آتش کردن (تپانچه و غیره)، (تند) ضربه زدن، دنگی زدن، طقی زدن، (ناگهان و به سرعت) آمدن، رفتن، جنبیدن، حرکت کردن، قرار دادن، (چشم) بیرون زدن (از تعجب و غیره)، ورقلمبیدن، (ذرت را با صدای ترق تروق) بو دادن، (خودمانی - با: for) پرداخت کردن، (پول) دادن، (خودمانی - قرص و کپسول و کشمش و غیره) خوردن، بالا انداختن، فرو دادن، (بیس بال - معمولا با: up یا out) توپ هوایی زدن، گویی که با قوس زدن فرود می آید (pop fly هم می گویند)، (خودمانی - خطاب به مردان مسن) بابا (pops هم می گویند)، (عامیانه)، پدر، پاپا، مردمی، عوامانه، (به ویژه نقاشی و تندیس گری) به تقلید از هنر رسانه ها و آگهی های بازرگانی: پاپ، (موسیقی) پاپ، ضربت ناگهانی زدن، حمله کردن

بررسی کلمه Pop

اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "population."
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: pops, popping, popped
عبارات: pop off
(1) تعریف: to make a short, light, explosive sound.
مشابه: crack, snap

(2) تعریف: to explode or burst open with such a sound.
مشابه: burst, explode

(3) تعریف: to move, appear, come, or go quickly or unexpectedly.
مشابه: call, run, spring, stop

- The neighbors popped in for a visit.
[ترجمه ترگمان] همسایه‌ها اومدن دیدنش
[ترجمه گوگل] همسایگان برای بازدید به آنجا رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: to bulge or open wide in surprise, as the eyes or mouth.
مشابه: bulge, open

(5) تعریف: to shoot, usu. with a handgun.
مترادف: discharge, fire, shoot
مشابه: loose, open up

(6) تعریف: in baseball, to hit a short, high fly ball.
فعل گذرا ( transitive verb )
عبارات: pop the question
• (1) ...

واژه Pop در جمله های نمونه

1. pop art forms
فرم‌های هنری مردم پسند

2. pop culture
فرهنگ عوام

3. pop tunes
ترانه‌های مردم پسند

4. pop across (or down or out)
غفلتا آمدن یا رفتن

5. pop away (or off) at something
به چیزی تیراندازی کردن،(به چیزی) تق تق تیر زدن

6. pop in
(به کسی) سرزدن،ملاقات کوتاه کردن (از کسی)

7. pop off
(خودمانی) مردن

8. pop out (of something)
ناگهان درآمدن،بیرون پریدن

9. pop the question
(عامیانه) پیشنهاد ازدواج کردن،خواستگاری کردن

10. pop up
(عامیانه) غفلتا ظاهر شدن،(سر و کله) پیدا شدن

11. a pop artist
هنرمند پاپ

12. a pop concert
کنسرت نیمه کلاسیک،کنسرت آهنگ‌های مردم پسند

13. i'll pop for lunch
پول ناهار را من می‌دهم.

14. to pop into the room
غفلتا وارد اتاق شدن

15. to pop one's head into the window
...

مترادف Pop

انفجار (اسم)
burst , blast , explosion , gust , bust , detonation , eruption , outburst , pop , blow-out , blow-up , plosion
مشروبات گاز دار (اسم)
pop
زدن (فعل)
cut off , cut , attain , get , strike , stroke , hit , play , touch , bop , lop , sound , haze , amputate , beat , slap , put on , tie , fly , clobber , slat , belt , whack , drub , mallet , chap , throb , imprint , knock , pummel , bruise , pulsate , spray , bunt , pop , frap , smite , nail , clout , poke , ding , shoot , pound , inject , lam , thwack , snip
ترکاندن (فعل)
blast , blow up , chap , pop
ترکیدن (فعل)
crack , rupture , burst , blow , explode , pop off , pop , rive , blow out , dehisce , reave
با صدا ترکیدن (فعل)
pop , detonate
پراندن (فعل)
fire , fly , launch , jump , jet , pop , sling , whisk , fling , squirt
بی مقدمه اوردن (فعل)
pop
بی مقدمه فشار اوردن (فعل)
pop
برهن گذاردن (فعل)
pop
بسرعت عملی انجام دادن (فعل)
pop

معنی عبارات مرتبط با Pop به فارسی

غفلتا آمدن یا رفتن
به چیزی تیراندازی کردن، (به چیزی) تق تق تیر زدن
ذرت بو داده، چس فیل
یکجور رقصروستایی که شیوه ان اینست که رقصنده اززیر دست انهامی گذرد
تفنگ بادی، تفنگ بچگانه
(به کسی) سرزدن، ملاقات کوتاه کردن (از کسی)
(خودمانی) مردن، (خودمانی) کسی که ناگهان داد و بیداد یا اعتراض می کند، کسی که زود از جا در می رود، جنجالی، وراج، ناگهان ناپدیدشدن، جیم شدن، مردن، ترکیدن
ناگهان درآمدن، بیرون پریدن
(عامیانه) پیشنهاد ازدواج کردن، خواستگاری کردن
(قوطی آبجو و پپسی و غیره که با بلند کردن دسته ی کوچک باز می شود) قوطی دستک دار
(عامیانه) غفلتا ظاهر شدن، (سر و کله) پیدا شدن، (بیسبال) گوی که به infield افکنده شده است
(خودمانی) مواد مخدر را به صورت آمپول تزریق کردن
(امریکا- خودمانی) مواد مخدر تزریق کردن
...

مخفف Pop

عبارت کامل: Post Office Protocol
موضوع: کامپیوتر
پاپ که در واقع یک موافقت نامه بین المللی دریافت و ارسال نامه های الکترونیکی می باشد.این توافق نامه توسط ISP ها پشتیبانی و مورد استفاده قرار می گیرد. سیستم های پست الکترونیکی که بر مبنای این پروتکل طرح ریزی و طراحی می شوند بصورت مستقیم می توانند پذیرای نرم افزارهای مانند Outlook باشند و کاربران نیز می توانند از طریق این نرم افزارها وارد صندوق پستی خود شوند نامه ها را بخوانند و به آنها جواب دهند.

مزیت داشتن ایمیل POP3 این است که شما می توانید ایمیل های خود را از طریق نرم افزارهای مدیریت میل دریافت نمایید. میل های خود را در سیستم خود آرشیو نمایید و ایمیل های خود را بصورت آفلاین مطالعه نمایید. سرعت دریافت و ارسال ایمیل با این روش بسیار بیشتر از حالتی است که بصورت وب میل و مرورگر صورت می گیرد. همچنین شما می توانید نامه های خود را با کمک ویرایشگر قوی که در نرم افزارهای مدیریت میل وجود دارد تایپ نموده، تصویر یا هرگونه فایل بر روی سیستم خود را ضمیمه نامه کرده و تنها برای ارسال نامه به اینترنت متصل شوید که مسلما در وقت و هزینه شما در اینترنت صرفه جویی خواهد شد.

معنی Pop در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته ؛ کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه - پراندن - حذف بالاترین عنصر از یک پشته .نگاه کنید به stack . - نگاه کنید به stack .
[بهداشت] قرصهای پروژسترونی - progestrone oral pill
[کامپیوتر] دستورالعمل بازیابی از پشته
[عمران و معماری] بیرون پریدگی
[ریاضیات] پرچ میخی
[کامپیوتر] منوی غیر استاندارد - منوی بازشو - نگاه کنید به pull- down menu .
[کامپیوتر] نگاه کنید به memory resident .
[سینما] سینه پاپ / سینماهای مردمی
[سینما] علامت همگاهی

معنی کلمه Pop به انگلیسی

pop
• point of access to the internet that has a unique internet address (the size of an internet service provider is measured according to the numbers of access points it has)
• protocol for receiving electronic mail from a central pop server (computers)
• of popular culture, designed for the general population; trendy, fashionable; unexpected, surprise
• sound of an explosion; carbonated drink; dad, father (informal)
• make a shattering sound; explode with a loud bang (like a balloon); enter; shoot; beat, hit, strike
• pop is modern music that usually has a strong rhythm and uses electronic equipment.
• you can refer to fizzy drinks such as lemonade as pop; an informal use.
• pop is used to represent a short sharp sound such as the sound made by bursting a balloon or by pulling a cork out of a bottle.
• if something pops, it makes a short sharp sound.
• if your eyes pop, you look very surprised or excited; an informal use.
• if you pop something somewhere, you put it there; an informal use.
• if you pop somewhere, you go there; an informal use.
• pop is used to address or talk about your father; used in informal american english.
• if you pop in somewhere, you go in for a short time, informally.
• if someone or something pops up, they appear in a place or situation unexpectedly.
pop along
• go away, leave
pop art
• art style from the 1960s and 1970s which uses techniques and subjects from commercial art (comic strips, posters, etc.) to present popular culture
• pop art is a style of modern art which began in the 1960's. it uses bright colours and takes a lot of its techniques and subject matter from everyday, popular sources.
pop concert
• musical performance given by a pop singer
pop eyed
...

Pop را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شاهین
قرص یا چیزی را در دهان انداختن pop to muth
Mitra
نوشیدنی گازدار
babak
As verb, means to hit or touch something
As noun, carbonated beverages, explosion or burst
گلی افجه
سبک موسیقی
عاطفه
!Off you pop
فرار کنید!
مهدی شریف پور
gotta pop by work
کلی کار سرم ریخته
مهدی باقری
بیرون زدن چیزی pop out/off
برای یه مدت کوتاه جایی بودنو برگشتن، که حالا خودمون میگیم یه سر برم فلانجا و بیام pop in/out/by
گرفتن گوش براثر تغییر فشار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pop
کلمه : pop
املای فارسی : پپ
اشتباه تایپی : حخح
عکس pop : در گوگل

آیا معنی Pop مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )