انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1018 100 1

Populate

تلفظ populate
تلفظ populate به آمریکایی/ˈpɑːpjəˌlet/ تلفظ populate به انگلیسی/ˈpɒpjʊleɪt/

معنی: دارای جمعیت کردن، مسکون کردن
معانی دیگر: دارای سکنه کردن، هنگه دار کردن، ساکن شدن در، اشغال کردن

بررسی کلمه Populate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: populates, populating, populated
مشتقات: populated (adj.)
(1) تعریف: to be residents of; inhabit.
مشابه: people

- The town is populated by two thousand people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شهر پر از دو هزار نفر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این شهر توسط دو هزار نفر جمعیت دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- A large variety of birds populate the rain forest.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] انواع زیادی از پرندگان در جنگل بارانی زندگی می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تنوع زیادی از پرندگان جنگل باران را پر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to supply with residents or inhabitants.
مشابه: people

- The government wished to quickly populate its new colonies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دولت می‌خواست به سرعت مستعمره جدید خود را پر کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دولت آرزو کرد که به سرعت مستعمرات جدید خود را پر کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Populate در جمله های نمونه

1. lions populate only a small part of africa
ترجمه شیرها فقط بخش کوچکی از افریقا را اشغال می‌کنند.

2. Immigrants from all over the world populate this city.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهاجران از سراسر جهان در این شهر ساکن هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهاجران از سراسر جهان این شهر را پر می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The French began to populate the island in the 15th century.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرانسویان در قرن پانزدهم شروع به پر کردن جزیره کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرانسه در قرن 15 میلادی این جزیره را پر کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The settlers began to move inland and populate the river valleys.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهاجران شروع به نقل‌مکان به داخل و ساکن دره‌های رودخانه کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهاجران شروع به حرکت در داخل و دره های رودخانه ای کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. As organisms evolved to populate land, they required an elaborate mechanism of water conservation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی که موجودات زنده به پر کردن زمین تکامل یافتند، به یک مکانیسم پیچیده حفاظت از آب نیاز داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که ارگانیسم ها برای تجمع زمین ها تکامل یافته بودند، آنها نیاز به یک ساز و کار دقیق از حفاظت از آب داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. In the UI thread, populate your tree or table with placeholder values and, in a background Job, retrieve the real values and update the tree as you fetch them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در رشته رابط کاربر، پر کردن درخت یا جدول شما با مقادیر placeholder و، در شغل پس‌زمینه، مقادیر حقیقی را بازیابی کرده و درخت را به هنگام آوردن آن‌ها به روز رسانی کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در موضوع UI، درخت یا جدول خود را با ارزش های حفره ذخیره کنید و در یک پس زمینه شغلی، مقادیر واقعی را بازیابی کنید و درختان را به روز کنید تا آنها را بردارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Study populate() to see how to create dynamic GUI elements, and even page layouts, in real time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مطالعه ()به منظور مشاهده نحوه ایجاد عناصر گرافیکی کاربر، و حتی طرح بندی‌های صفحه، در زمان واقعی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطالعه جمعیت () برای دیدن نحوه ایجاد عناصر GUI پویا، و حتی پوسته صفحه، در زمان واقعی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The query used to populate a cursor's work table when the cursor is opened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرس و جوی مورد استفاده برای جمع‌آوری یک جدول کار مکان‌نما زمانی که مکان‌نما باز می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرس و جو استفاده شده برای پر کردن یک جدول کارگاه مکان نما هنگامی که مکان نما باز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Populate a text box when a button is clicked.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی که یک دکمه کلیک می‌شود یک جعبه متن باز کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که یک دکمه روی آن کلیک کنید، جعبه متن را ببندید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Select the NewAtomFeed module to populate the Context root field.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیمانه NewAtomFeed را انتخاب کنید تا زمینه ریشه متن را جمع‌آوری کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماژول NewAtomFeed را برای پر کردن زمینه ریشه محتوا انتخاب کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. To populate the load chunk queue, the chunk prioritizer applies the specs to the various elements in the load file set and cuts a chunk as a file and puts it in the queue with the specified priority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای پر کردن صف مقدار بار، chunk chunk مشخصات عناصر مختلف در مجموعه فایل بار را اعمال می‌کند و یک تکه را به عنوان یک فایل برش می‌دهد و آن را در صف با اولویت مشخص قرار می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای پر کردن بار تکه های بار، اولویت بندی تکه ها، مشخصات را به عناصر مختلف در مجموعه فایل بار اعمال می کند و یک تکه را به عنوان یک فایل برش می دهد و آن را در صف با اولویت مشخص قرار می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Moss-draped conifers and ferns populate Quinault, a Pacific rain forest in Washington State's Olympic National Park. The Park is a UNESCO World Heritage site.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درختان مخروطی و سرخس‌ها و سرخس‌ها در Quinault، جنگل بارانی آرام در پارک ملی المپیک واشنگتن این پارک یکی از مکان‌های میراث جهانی یونسکو است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مخروطی ها و قارچ های مجهز به خزه، Quinault، یک جنگل بارانی در اقیانوس آرام در پارک ملی المپیک واشنگتن، را در خود جای داده است پارک یک سایت میراث جهانی یونسکو است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The microorganisms Algae in the water over populate because the surplus nitrogen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The جلبک در آب بیش از populate زندگی می‌کند، چون نیتروژن مازاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میکروارگانیسم ها جلبک ها در آب به دلیل نیتروژن مازاد جمعیت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. To oblige idling artists we populate public squares with famous men.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما برای این هنرمندان بی‌کار، میدان عمومی را با مردان مشهور پر می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای اعطای هنرمندان خالی به ما مربع های عمومی با مردان معروف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Chlorinate ornamental fountain or populate fountain with larvivorous fish.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک فواره پر زرق و برق یا فواره پر از ماهی larvivorous
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشمه های تزئینی کلرینتین یا چشمه های چشمه ای با ماهی های خاویار
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Populate

دارای جمعیت کردن (فعل)
populate
مسکون کردن (فعل)
populate

معنی کلمه Populate به انگلیسی

populate
• inhabit, reside in; settle, establish a home
• if an area is populated by people or animals, those people or animals live there.

Populate را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Populate

حسام ٢١:٥٥ - ١٣٩٧/١٠/٢٥
(کامپیوتر) پر کردن (وارد کردن اطلاعات یا داده در کامپیوتر)
|

مقداد سلمانپور ١١:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/١٦
به دست آمده
موجود
شناخته شده
در دسترس
|

پیشنهاد شما درباره معنی Populate



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی populate
کلمه : populate
املای فارسی : پپولت
اشتباه تایپی : حخحعمشفث
عکس populate : در گوگل


آیا معنی Populate مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )