انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1016 100 1

Portfolio

تلفظ portfolio
تلفظ portfolio به آمریکایی/pɔːrtˈfoliˌoʊ/ تلفظ portfolio به انگلیسی/pɔːtˈfəʊlɪəʊ/

معنی: مقام، کیف کاغذ، کیف چرمی بزرگ
معانی دیگر: مقام وزارت، (برای حمل کاغذ و اسناد و غیره) کیف (briefcase هم می گویند)، کیف اوراق و اسناد دولتی، موجودی اوراق بهادار، کلیه ی سهام یک نفر، فهرست سهام و اوراق بهادار (شخص یا موسسه)، عضو کابینه، سهام

بررسی کلمه Portfolio

اسم ( noun )
حالات: portfolios
(1) تعریف: a portable case for transporting unbound papers or other printed material.

(2) تعریف: the contents of such a case, esp. a collection or representative sample of one's work.

- The model replaced some of the old photographs in her portfolio with new ones.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این مدل مقداری از عکس‌های قدیمی را در کیف خود با لباس‌های جدید جایگزین کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این مدل برخی از عکس های قدیمی را در مجموعه خود با موارد جدید جایگزین کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: the office or functions of a minister of state or cabinet member.

(4) تعریف: the investments or securities owned by a person or company.

- Their financial adviser recommended that they diversify their portfolio.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مشاور مالی آن‌ها توصیه کرد که پورتفولیو را متنوع کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مشاور مالی خود پیشنهاد کرد که آنها نمونه کارها خود را متنوع کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Portfolio در جمله های نمونه

1. he received the portfolio of war
ترجمه به مقام وزارت جنگ رسید.

2. She's trying to build up a portfolio of work to show during job interviews.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در تلاش است تا یک پورتفولیوی کار برای نشان دادن در طول مصاحبه‌های شغلی ایجاد کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در تلاش است تا مجموعه ای از کارهایی را برای مصاحبه شغلی نشان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. After dinner that evening, Edith showed them a portfolio of her own political cartoons.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از شام، ادیت یک نمونه از کارتون‌های سیاسی خود را به آن‌ها نشان داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعد از شام این شب، ادیت به آنها نمونه کارهای کارتونی سیاسی خود را نشان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. My stockbroker manages my portfolio for me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دلال سهام من کیف مرا اداره می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سهامداران من نمونه کارها را برای من مدیریت می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ای کاش شما می‌توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره‌مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He has held the defence portfolio since the first free elections in 1990.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از زمان اولین انتخابات آزاد در سال ۱۹۹۰ مقام وزارت دفاع را در دست داشته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وی پس از اولین انتخابات آزاد در سال 1990، پروژۀ دفاع را برگزار کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Each applicant is asked to supply a portfolio of work at interview.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از هر متقاضی برای تامین یک پورتفولیو کار در مصاحبه درخواست شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر متقاضی خواسته می شود که نمونه کارها را در مصاحبه ارائه دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Each client's portfolio is tailor-made.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر پورتفولیوی مشتری سفارشی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر نمونه کارفرما به صورت سفارشی ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She spent most of last year getting her portfolio together.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بیشتر سال گذشته را صرف خرید کیف کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بیشترین سال گذشته با گرفتن نمونه کارها خود را صرف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. You'll need to prepare a portfolio of your work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید کیف کارت رو آماده کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما باید نمونه کارهای خود را آماده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A portfolio approach would keep entry into the managerial profession open and flexible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک رویکرد پورتفولیو ورود به حرفه مدیریتی را باز و انعطاف‌پذیر خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک رویکرد نمونه کارها می تواند ورود به حرفه مدیریت را باز و قابل انعطاف نگه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The Prime Minister offered her the foreign affairs portfolio.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نخست‌وزیر کیف امور خارجه را به وی تقدیم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نخست وزیر به او نمونه کارهای امور خارجه را ارائه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The firm owns about 96% of the portfolio, with the balance belonging to our family.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت در حدود ۹۶ درصد از پورتفولیو را با تعادل متعلق به خانواده خود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت متعلق به حدود 96 درصد از نمونه کارها، با تعادل متعلق به خانواده ما است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Under her arm, she carried a large portfolio.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیف بزرگی در دست داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تحت بازوی او، نمونه کارهای بزرگی انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. We will actively manage your portfolio to maximise the return on your investment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما به طور فعال پورتفولیوی خود را مدیریت خواهیم کرد تا بازده سرمایه‌گذاری تان را به حداکثر برسانید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما به طور مرتب نمونه کارها را مدیریت می کنیم تا بازده سرمایه گذاری شما را به حداکثر برسانیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Portfolio

مقام (اسم)
post , stand , capacity , dwelling , residence , domicile , order , function , office , status , position , mode , title , tone , eminence , dignity , rank , pew , station , eminency , portfolio
کیف کاغذ (اسم)
portfolio
کیف چرمی بزرگ (اسم)
portfolio

معنی عبارات مرتبط با Portfolio به فارسی

معنی Portfolio در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] مجموعه اوراق بهادار (ازلحاظ دارنده)
[صنعت] سبد پروژه ها - مجموعه ای از پروژه ها و برنامه ها و سایر فعالیتها که به منظور تسهیل در امر مدیریت موثر آن فعالیت ها و برای رسیدن به اهداف استراتژیک سازمان گروه بندی شده اند.
[حقوق] مجموع دارایی به صورت اوراق بهادار
[ریاضیات] اوراق بها دار، مجموعه
[حسابداری] مجموعه سرمایه گذاریها
[حسابداری] مجموعه ای از پروژه های سرمایه ای
[حسابداری] مجموعه سرمایه گذاری در اوراق بهادار
[حسابداری] تئوری مجموعه اوراق بهادار
[ریاضیات] مجموعه ی بازار

معنی کلمه Portfolio به انگلیسی

portfolio
• briefcase, attache case; list of securities and stocks; position of a government minister; set of pieces of artistic work that display the ability of someone to a potential employer; photo portfolio, set of photos (pictures or drawings) bound in book form, set of photos placed loosely in a folder
• a government minister's portfolio is the area of government for which he or she has particular responsibility.
• if a person or company has a collection of stocks and shares in different businesses, you can refer to this collection of stocks and shares as a portfolio.
• a portfolio is a thin, flat case for carrying papers or drawings.
• a portfolio is also a set of drawings or paintings that represent an artist's work.
portfolio management
• supervision of one's investments, supervision of one's insurance policies
interior portfolio
• position and duties of the ministry of the interior (israel)
investment portfolio
• record of one's investments
minister without portfolio
• minister who does not have a specific office
model portfolio
• photo portfolio of a model, portfolio that includes pictures of a model
photo portfolio
• set of photos (pictures or drawings) bound in book form, set of photos placed loosely in a folder

Portfolio را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Portfolio

ebitaheri@gmail.com ١٣:٥٩ - ١٣٩٦/٠٩/٠١
[اقتصاد،سهام،سرمایه‌گذاری‌‌،دارایی و ...]

بسته ، سبد ، مجموعه
|

حسین کریمیان ١١:١٠ - ١٣٩٦/٠٩/٢٩
آلبوم کار؛ تواناییها؛ قابلیتها
|

فریماه رفیعی ١٣:١٥ - ١٣٩٦/١٠/٠٩
نمونه کار
|

محسن خداکریم ٠٣:٢٦ - ١٣٩٦/١١/١٥
سابقه مالی
|

علیرضا ١٣:٥٦ - ١٣٩٧/٠٣/٢٠
سبد سرمایه گذاری
در اقتصاد و مالی
|

علیرضا زمانی ١٩:٠٢ - ١٣٩٧/٠٤/٠١
شرح عملکرد
|

سیاوش فلاح دوست ١١:٤٥ - ١٣٩٧/٠٤/١٠
مجموعه برنامه ها و پروژه ها
|

علی اکبر منصوری ١٧:١٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٩
سبد محصولات، سبد پروژه ها (در یک کمپانی)
The AMG model portfolio
سبد محصولات AMG
|

Elham ١٥:٤٥ - ١٣٩٧/١٠/١٤
کاربرگ
|

محسن کچوئی ٢٠:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/١٧
کار برگ یا نمونه کار
|

مقداد سلمانپور ١٠:٥٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٧
سبدی از امور ذیربط مثل سبد سهام، سبد پروژ ها، سبد پیشنهادات و... .
|

یاس ١١:٤١ - ١٣٩٨/٠٣/٣٠
پوشه کار
|

مصطفی رفیعی ١١:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٢٥
مجموعه طرح ها و پیشنهاد ها
|

پیشنهاد شما درباره معنی Portfolio



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی portfolio
کلمه : portfolio
املای فارسی : پورتفولیو
اشتباه تایپی : حخقفبخمهخ
عکس portfolio : در گوگل


آیا معنی Portfolio مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )