برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1353 100 1

Practicing

بررسی کلمه Practicing

صفت ( adjective )
• : تعریف: actively pursuing an occupation or profession.

- He's no longer a practicing attorney.
[ترجمه سعید] او دیگر یک وکیل تمرینی نیست
|
[ترجمه ترگمان] اون دیگه کسی نیست که داره تمرین میکنه
[ترجمه گوگل] او دیگر یک وکیل تمرین نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی کلمه Practicing به انگلیسی

practicing
• fulfilling, performing, carrying out; attempting
• dealing with, being involved in; fulfilling, performing, carrying out
practicing good hygiene
• follow the rules of health
practicing religion
• being an active member of a religion

Practicing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Rouhollah Mojtahedzadeh
اهل عمل
مثال: practicing architect به معنای معمار اهل عمل
حمیدرضا جمالی
practicing architect بسته به نوع متن و انتخاب واژه توسط مترجم به معنای معمار باتجربه، چیره دست، کارآزموده، ماهر، کاردان ویا مجرب، ترجمه شود.
مری
معتقد ، مومن
....s
عادت
مینا صفدری
متخصص کارآزموده
practicing physicians = پزشکان متخصص

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Practicing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )