برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1352 100 1

Prejudiced

/ˈpredʒədəst/ /ˈpredʒʊdɪst/

متعصب، طرفدار، تحت نفوذ در امده

واژه Prejudiced در جمله های نمونه

1. he prejudiced his chances of being hired by haggling over salary
با چانه زدن سر حقوق به احتمال استخدام خود لطمه زد.

2. to be racially prejudiced
دارای تعصب نژادی بودن

3. He fermented prejudiced crowds to riot.
[ترجمه ترگمان]اون prejudiced مردم رو تحریک میکنه تا شورش کنن
[ترجمه گوگل]او تخریب جمعیت را به شورش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. What has prejudiced you against modern music?
[ترجمه ترگمان]چه چیزی شما را بر ضد موزیک مدرن prejudiced؟
[ترجمه گوگل]چه چیزی شما را در برابر موسیقی مدرن متاثر می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Environmentalists are prejudiced against the dam.
[ترجمه ترگمان]متخصصان محیط‌زیست بر علیه این سد پیش‌داوری دارند
[ترجمه گوگل]محیط زیست در مقابل سد مقید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. You know that I am not a prejudiced man.
[ترج ...

معنی کلمه Prejudiced به انگلیسی

prejudiced
• biased, having preconceived opinions, predisposed to a particular viewpoint
• a person who is prejudiced against someone has an unreasonable dislike of them. a person who is prejudiced in favour of someone has an unreasonable preference for them.

Prejudiced را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
متعصب، تبعیض گرا
Glz
متضرر
میلاد علی پور
جانبدار، جانب گیرنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی prejudiced
کلمه : prejudiced
املای فارسی : پرجودیکد
اشتباه تایپی : حقثتعیهزثی
عکس prejudiced : در گوگل

آیا معنی Prejudiced مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )