برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1323 100 1

Prepared

/prɪˈperd/ /prɪˈperd/

System.String[]

بررسی کلمه Prepared

صفت ( adjective )
(1) تعریف: ready, fit, or equipped for something.
مترادف: ready
متضاد: unprepared

- She was not prepared for the exam.
[ترجمه ترگمان] او برای امتحان آماده نبود
[ترجمه گوگل] او برای امتحان آماده نشده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I was not prepared for his violent reaction.
[ترجمه Zahra] من برای واکنش خشن او اماده نشده بودم
|
[ترجمه ترگمان] من برای واکنش شدید او آماده نبودم
[ترجمه گوگل] من برای واکنش خشونت آمیز خود آماده نشده بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: composed in advance; not impromptu.
متضاد: ad lib, impromptu, spontaneous
مشابه: rehearsed, studied, written

- a prepared statement
[ترجمه ترگمان] یک بیانیه آماده
[ ...

واژه Prepared در جمله های نمونه

1. food prepared in the chinese manner
خوراکی که به روش چینی تهیه شده است

2. he prepared a new text of shakespeare's plays
ویرایش نوینی از نمایشنامه‌های شکسپیر را تهیه کرد.

3. we prepared ourselves against adversity
خود را برای روز مبادا آماده کردیم.

4. be prepared for something
آماده‌ی چیزی بودن،(برای کاری یا چیزی) آمادگی داشتن

5. a report prepared at the direction of the president
گزارشی که به دستور رئیس تهیه شده است

6. food especially prepared for the patients
خوراکی که مخصوص بیماران تهیه شده است

7. we are prepared for any contingency
برای (مقابله با) هر گونه پیشامدی آماده‌ایم.

8. we must be prepared for every possibility
ما باید برای هرپیشامدی آماده باشیم.

9. anticipating her request, i prepared the tea in advance
خواسته‌ی او را پیش بینی نموده و چای را از پیش آماده کردم.

10. the officer rallied his scattered troops and prepared them for another attack
افسر قشون پراکنده‌ی خود را گرداوری کرد و آنها را برای حمله دیگر آماده نمود.

11. for me the must thing is to be prepared at all times
...

مترادف Prepared

مستعد (صفت)
able , apt , talented , disposed , prepared , fit
فراهم (صفت)
prepared , ready , accumulated , gathered , collected
مهیا (صفت)
prepared , ready , at hand

معنی کلمه Prepared به انگلیسی

prepared
• ready; arranged, set
• if you are prepared to do something, you are willing to do it.
• if you are prepared for something that may happen, you are ready for it, and it does not surprise you.
• something that is prepared has been done or made beforehand.
• see also prepare.
prepared a speech
• wrote a speech
prepared eagerly
• got ready in an enthusiastic way, prepared with excitement
prepared for the worst
• was ready for the least desired situation
prepared himself
• got himself ready, did what was necessary
prepared his homework
• did his homework
prepared the ground
• did the preliminary work, made the ground ready (for building, planting, etc.)
prepared the way
• made the way ready, cleared the way, did the preliminary work
came in prepared
• came ready, was prepared
come in prepared
• come prepared, arrive ready

Prepared را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fateme abdi
اماده شدن
بابک جهانبخش
میسر.آماده
mim_alef
تهیه شده
سیما
کنسرو
ناسیا
غذای آماده
بابک
Prepared for more failure
مستعد برای شکست های بیشتر
SHOOKA
به معنی غذای کنسروی و غذای اماده است
منظور از غذاهای اماده ای است که در فروشگاه ها فروخته میشود
₪ukabed₪
اماده کرد ـ مواد لازم
Faramarz
در حقوق: مهیا شد
Atena
غذای آماده
نگار رضاپناه
در صدد انجام کاری بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preparedکلمه : prepared
املای فارسی : پرپرد
اشتباه تایپی : حقثحشقثی
عکس prepared : در گوگل

آیا معنی Prepared مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )