برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1324 100 1

Present

/ˈprezənt/ /prɪˈzent/

معنی: بخشش، سفته، عطا، عطیه، هدیه، پیشکش، ره اورد، تحفه، اهداء، تقدیم، زمان حال، زمان حاضر، سوقات، اکنون، اماده، فعلی، حاضر، موجود، بخشیدن، معرفی کردن، ارائه دادن، عرضه داشتن، اهداء کردن، تقدیم داشتن
معانی دیگر: حاضر بودن، حضور داشتن، بودن، شناساندن، عرضه کردن، ارائه کردن، نشان دادن، تقدیم کردن، اجرا کردن (برنامه و غیره)، هدیه کردن، اهدا کردن، پیشکش کردن، ارمغان دادن، ایجاد کردن، (اسلحه) نشانه گرفتن، قراول رفتن، به طرف کسی گرفتن، هست، فعلا، (دستور زبان) زمان حال، حالا، ایدون، کنونی، ره آورد، پیشیاره، چشم روشنی، رونما، گلووند، راهواره، سوغات، بروز دادن، (قدیمی) فوری، بی معطلی، (کشیش) برای شغل کلیسایی نامزد کردن، (حقوق) مورد اتهام یا دادرسی قرار دادن، کیفر خواست تقدیم کردن، اتهام وارد کردن، (قدیمی) در دسترس، مهیا، آماده، (مهجور) موقر، دارای اعتماد به نفس، (مهجور) متوجه، مواظب، (جمع) سخنان کنونی، آثار فعلی، نوشته های کنونی، پیشکشی

بررسی کلمه Present

صفت ( adjective )
(1) تعریف: being in existence at this time.
مترادف: actual, current
متضاد: erstwhile, gone, past
مشابه: extant, immediate, instant, modern, present-day, prevailing

(2) تعریف: being with others or another in a specified place. (Cf. absent.)
متضاد: absent, gone
مشابه: attending, here

(3) تعریف: being in one location rather than other locations.
متضاد: absent, gone
مشابه: about, around, here, immediate, nearby, there

(4) تعریف: existing in combination with something else.

- Hydrogen is present in water.
[ترجمه ترگمان] هیدروژن در آب وجود دارد
[ترجمه گوگل] هیدروژن موجود در آب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(5) تعریف: in grammar, referring to the tense of a verb that describes action or existence at this time, such as "is," "possess," or "throws".
اسم ( noun )
مشتقات: presentness (n.)
عبارات: at present, for the present
• : تعریف: the period of time existing between the past and future; present time.
متضاد: past
مشابه: nonce, now, nowadays, today
...

واژه Present در جمله های نمونه

1. present at the party
حاضر در مهمانی

2. present participle
وجه وصفی معلوم

3. present trends are bearish
روند کنونی رو به کسادی است.

4. present arms
ادای احترام نظامی کردن،پیش فنگ کردن،پیش فنگ‌!

5. present company excepted
بلانسبت حاضران،به استثنای شما

6. present one's compliments
سلام رساندن،ادای احترام کردن

7. present perfect
ماضی نقلی،زمان حال کامل

8. computers present no problem to him
کامپیوتر برای او دشواری ایجاد نمی‌کند.

9. her present shop is small
مغازه‌ی فعلی او کوچک است.

10. the present and past tenses of verbs
زمان حال و گذشته‌ی افعال

11. the present decade
دهه‌ی کنونی

12. the present makeup of the cabinet favors peace
بیشتر اعضای کابینه‌ی فعلی طرف‌دار صلح هستند.

13. the present owner
مالک فعلی

14. the present period
...

مترادف Present

بخشش (اسم)
release , present , profusion , forgiveness , remission , remittal , bounty , tip , grant , grace , boon , pardon , gift , generosity , mercy , baksheesh , bakshish , benefaction , beneficence , bestowal , munificence , largess , pity
سفته (اسم)
present , demand note , promissory note
عطا (اسم)
present , grant , gift , donation , granting
عطیه (اسم)
present , gift , donation
هدیه (اسم)
present , handsel , gift
پیشکش (اسم)
present , offer , gift , offering
ره اورد (اسم)
present , gift , souvenir
تحفه (اسم)
present , curio , rarity , trove
اهداء (اسم)
present , dedication , grant , donation
تقدیم (اسم)
present , offer , presentation , proffer
زمان حال (اسم)
present , present tense
زمان حاضر (اسم)
present
سوقات (اسم)
present
اکنون (صفت)
present
اماده (صفت)
able , apt , ready , provided , present , stock , handy , beforehand , presentient , fresh , prompt
فعلی (صفت)
present , actual
حاضر (صفت)
present , stock , willing , assistant , agreeable , ubiquitous
موجود (صفت)
ready , present , stock , available , handy , going , real , existing , existent , extant
بخشیدن (فعل)
give , vouchsafe , present , absolve , forgive , donate , remit , give away , assoil , portion , dispense , grant , privilege , pardon , gift , spare , bestow , betake , condone , endue , indue
معرفی کردن (فعل)
present , inset , introduce , nominate , bring forward , recommend
ارائه دادن (فعل)
submit , give , present , exhibit , put , tender , render , hold forth , produce , bring forward , propound , porrect , propone
عرضه داشتن (فعل)
submit , present , offer
اهداء کردن (فعل)
present , donate
تقدیم داشتن (فعل)
submit , give , present , put , offer , proffer

معنی عبارات مرتبط با Present به فارسی

ادای احترام نظامی کردن، پیش فنگ کردن، پیش فنگ !، سلام درحال پیش فنگ
بلانسبت حاضران، به استثنای شما
کنونی، امروزی، فعلی، جاری
دوشیزه امروز عروس فرداed
سلام رساندن، ادای احترام کردن
وجه وصفی حال، صفت فاعلی، (دستور زبان)، وجه وصفی معلوم
ماضی نقلی، زمان حال کامل، (دستور زبان) زمان حال کامل، مربوط به ماضی نقلی
ماضی قریب، ماضی کامل
حال استمراری، ماضی قریب استمراری
زمان حال
برسم پیشکشی
اکنون، فعلا
موقتا، تا مدتی، فعلا
(به کار بردن زمان حال در شرح رویدادهای گذشته) زمان حال ...

معنی Present در دیکشنری تخصصی

present
[صنایع غذایی] حضور
[حقوق] معرفی کردن، ارائه دادن، تقدیم کردن، بیان کردن، حاضر، فعلی، کنونی، موجود
[ریاضیات] موجود
[زمین شناسی] پیشین ،افق شخم زده خورده
[حسابداری] ارزش تنزیل شده گردش نقدی آتی
[زمین شناسی] نشانه خدمت حاضر روسازی (PSI)
[حسابداری] ارزش فعلی
[کامپیوتر] ارزش کنونی ارزش پولی معادل که در زمان مشخصی در آینده دریافت خواهد شد. چنانکه گویی آن ارزش ، امروز قابل دسترس است . به طور کلی ، مقادیر بیشتر در آینده کم ارزش تر از مقادیری هستند که به حال نزدیکترند . فرمول ارزش کنونی به این ترتیب است . p.v=x/(1+r) n در این فرمول x مقدار پول دریافتی ، r نرخ بهره و n تعداد پریودها ( دوره های زمانی ) در اینده است . ( اگر n تعداد سال باشد . r باید نرخ بهره ی سالانه باشد . اما اگر n تعداد ماهها و r نرخ بهره ی ماهانه باشد . همان فرمول درست است . ) مفهوم ارزش کنونی برای تصمیم گیری در سرمایه گذاری بسیار اهمیت دارد . زیرا به طور کلی یک پروژه سرمایه گذاری ، در حال حاضر با هزینه ی پولی و در آینده با دریافتی ها سرو کار دارد. ارزش کنونی هر دریافت بعدی باید محاسبه شود . اینها پس از جمع کردن آنها ، از مقدار پرداخت اولیه کم کنید تا کل ارزش کنونی برای پروژه سرمایه گذاری تعیین شود . اگر ارزش کنونی مثبت باشد . پروژه سود آور است . اکثر برنامه های صفحه گسترده ، به طور خودکار ارزش کنونی را محاسبه می کنند . به شرط انکه مقادیر پرداخت اولیه ، دریافتی ها آینده و نرخ بهره را وارد کرده باشید . نگاه کنیدبه internal rate of return .
[ریاضیات] ارزش فعلی، ارزش کنونی، ارزش حال
...

معنی کلمه Present به انگلیسی

present
• current time, now; tense expressing the current time (grammar)
• gift, offering, something that is given to another person without compensation
• display, demonstrate; bestow, grant, give; offer, serve, hold out; show, exhibit
• existent; in attendance, on hand; of the current times, pertaining to the current times
• you use present to describe people and things that exist now, rather than in the past or the future.
• the present is the period of time that is taking place now and the things that are happening now.
• if someone is present at an event, they are there.
• a present is something that you give to someone, for example on their birthday or christmas.
• if you present yourself somewhere, you announce that you have arrived; a formal use.
• if you present someone to an important person, you officially introduce them; a formal use.
• if you present someone with something, you formally give it to them.
• if you present people with information, you give it to them.
• something that presents a difficulty or a challenge causes or provides it.
• if you present someone or something in a particular way, you describe them in that way.
• someone who presents a programme on television or radio introduces each part of it or each person on it.
• if something is happening at present or at the present time, it is happening now.
• if a situation exists for the present, it exists now but is likely to change.
• the present day is the period of history that is taking place now.
present a bill
• present a promissory note for repayment, submit a note of financial debt for repayment
present a candidate for elections
• publicize the person who will run in the elections
present a challenge
• comprise a dare
present a ...

Present را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

na
معرفی کردن
ستاره
فعلی. کنونی. در حال حاظر.
دیبا
نشان دادن
mysm66
به وجود اوردن ، باعث شدن چیزی
زهرا
هدیه،اهدا کردن
ایمان حجتی
present with
مواجه شدن با، رویارویی با،
میمث کنعانی
واجد ذهن-آگاهی یا حضور (در آیین ذن بودیسم)
1617
.کادو،هدیه
perspolisy
give or show some thing
کاربر آبادیس
موجود
available
فارسی را پاس بداریم.
فعالیت داشتن
حضور داشتن
کاربر آبادیس
زمان حال
عبدالوکیل
پریزینتوری
افسری
لیدری
Amir tiper
Give or show
مهناز
اعلام حضور : give present
فیض
نمایان شدن
....
Give or show sth
lei sa
بروز کردن
Farinam
Gift
کادو
حاضر بودن
Elina
Gift
A.L
حاضر،کادو
وحید
present from vahid...هدیه از طرف وحید
S...
كادو_هديه
حاضر بودن
گلی افجه
زمان حال , معرفی , هدیه , حضور , تقدیم , عرضه ,
Mahsa
ارائه دادن
aisan
یعنی هدیه یا gift در کتاب کانون زبان ایران
گلی افجه
به نمایش گذاشتن
اعلام حضور ( رسمی)
❤B T S❤
Gift,کادو
محدثه فرومدی
نمایاندن، اعطا کردن، عطا کردن
Anahita
Give or show some thing
Ehsan۷۷۷
ارائه دادن . کادو . معرفی کردن . حاضر بودن
هدیه،کادو
Dina-2gfm
Gift
کادو . هدیه . سوغات
امیر محمد
لطفا چند مثال به معنی هدیه بدین
Mr.iraj
با توجه به اسم (noun)بودن کلمه در کانون زبان به معنی ...

به معنی Gift می باشد...

و معنی آن هدیه دادن یا اهدا کردن می باشد....
سمانه
Present=هدیه
Percent =درصد
Mahshid Samadiii
کادو ، هدیه،gift
shiva_sisi‌
کادو،هدیه

Gift❤
Linda
در یک لحاظ به معنی هدیه، کادو
در لحاظ دوم به معنی زمان اکنون، حال
sportwoman
زمان حال-اکنون
now
sportwoman
کادو-هدیه
gift
Lee shin hye
کادو _ هدیه
gift
Cent
Give or show something
میلاد علی پور
تحویل دادن
aram
گاهی در معنای حاضر کردن
ابوالفضل
If you were present
I was able to solve other problems as well
So don't expect more from me
ابوالفضل
If you were present
I was able to solve other problems as well
So don't expect more from me
اگر شما حضور داشتین میتونستم مشکلات دیگری را رو به راه کنم
میلاد علی پور
ادعانامه تنظیم کردن، ادعانامه را به هیئت منصفه دادن (وقتی دادستان از هیئت منصفه برای یک جرم تقاضای کیفرخواست می کند)
مانی محمدی نژاد
حاضر بودن
هدیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی present
کلمه : present
املای فارسی : پرزنت
اشتباه تایپی : حقثسثدف
عکس present : در گوگل

آیا معنی Present مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )