برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1290 100 1

Prestige

/preˈstiːʒ/ /preˈstiːʒ/

معنی: اعتبار، نفوذ، اب رو، قدر و منزلت، حیثیت
معانی دیگر: آبرو، آبرومندی، شرافت، شرف، آوازه، نیکنامی، شهرت، ناموری

بررسی کلمه Prestige

اسم ( noun )
(1) تعریف: importance, good reputation, or influence based on one's achievements, wealth, or the like.
مترادف: importance, prominence, reputation
مشابه: distinction, influence, note, preeminence, repute, status

- Winning the Nobel Prize for his discovery brought the scientist fame and prestige.
[ترجمه ترگمان] برنده جایزه نوبل برای کشف خود شهرت و اعتبار دانشمند را به ارمغان آورد
[ترجمه گوگل] برنده جایزه نوبل برای کشف او، شهرت و اعتبار دانشمندان را به ارمغان آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the command of respect and admiration conferred by association, as with certain positions, occupations, organizations, or the like.
مشابه: admiration, celebrity, distinction, face, fame, glory, honor, prominence, renown, respect, status

- He's happy being a high school teacher, though being a professor would have brought him more prestige.
[ترجمه ترگمان] او خوشحال است که معلم دبیرستان است، اگر چه استاد بودن می‌تواند اعتبار بیشتری به او بدهد
[ترجمه گوگل] او خوشحال است که یک معلم دبیرستانی است، هرچند که یک استاد به او اعتبار بیشتری کسب خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

واژه Prestige در جمله های نمونه

1. the prestige of his name
آوازه‌ی نام او

2. a man of prestige and power
یک مرد آبرومند و پرتوان

3. rome's power and prestige were on the wane
قدرت و اعتبار روم رو به افول گذاشته بود.

4. to lose one's prestige
شهرت خود را از دست دادن

5. a serious derogation of his prestige
کاهش جدی اعتبار او

6. As the president's prestige continues to fall, they're clearly beginning to consider him a liability.
[ترجمه ترگمان]همانطور که اعتبار رئیس‌جمهور ادامه می‌یابد، آن‌ها به روشنی در نظر دارند که او را یک مسئولیت تلقی می‌کنند
[ترجمه گوگل]همانطور که اعتبار رئیس جمهور همچنان به سقوط می رسد، آنها به وضوح شروع به در نظر گرفتن او مسئولیت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The company has gained international prestige.
[ترجمه ترگمان]این شرکت اعتبار بین‌المللی کسب کرده‌است
[ترجمه گوگل]این شرکت معتبر بین المللی بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. There is a lot of prestige attached to ...

مترادف Prestige

اعتبار (اسم)
estimate , authenticity , validity , influence , authority , trust , reputation , validation , credit , reliability , credibility , importance , esteem , reputability , prestige
نفوذ (اسم)
influx , prevalence , force , influence , authority , leading , penetration , infiltration , permeation , dominance , importance , transpiration , transudation , insinuation , seepage , prestige
اب رو (اسم)
reputation , name , canal , honor , credit , brow , eyebrow , effluent , gutter , runnel , prestige
قدر و منزلت (اسم)
prestige
حیثیت (اسم)
respect , prestige

معنی کلمه Prestige به انگلیسی

prestige
• reputation for being high quality, good standing within public opinion; good reputation, favorable regard
• if you have prestige, other people admire you because of your position or the quality of your work.
enhancing his prestige
• increasing his influence, adding to his reputation
status prestige
• degree of prestige that accompanies a particular profession or position

Prestige را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرشته
شهوت( در روانشناسی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی prestige
کلمه : prestige
املای فارسی : پرستیژ
اشتباه تایپی : حقثسفهلث
عکس prestige : در گوگل

آیا معنی Prestige مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )