برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1324 100 1

Probable

/ˈprɑːbəbl̩/ /ˈprɒbəbl̩/

معنی: باور کردنی، محتمل، احتمالی، امر احتمالی
معانی دیگر: شایند، شایمان، گمانا، شوا، گمان سزا، لابد، شایدی، شایندی، گمانایی، شوایی

بررسی کلمه Probable

صفت ( adjective )
(1) تعریف: likely to occur or be true.
مترادف: apt, likely, possible, thinkable
متضاد: improbable, unlikely
مشابه: apparent, believable, conceivable, doubtless, feasible, imaginable, indubitable, plausible, potential, viable

- What he said about the business closing seemed probable.
[ترجمه ترگمان] چیزی که او درباره این کار گفت محتمل به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل] آنچه که او در مورد بسته شدن کسب و کار گفت، احتمالا ممکن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: very possible but not certain.
مترادف: expected, likely, possible, presumed
متضاد: improbable, unlikely
مشابه: alleged, apparent, contingent, ostensible, potential, promising, seeming, supposed

- With her school record, it's probable that she'll get into an excellent college.
[ترجمه ترگمان] با سابقه مدرسه‌اش، احتمال دارد که او به یک دانشگاه عالی برود
[ترجمه گوگل] با رکورد مدرسه او احتمال دارد او به یک کالج عالی تبدیل شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Probable در جمله های نمونه

1. a probable conclusion
یک نتیجه‌گیری شایند (محتمل)

2. the probable course of events
روند احتمالی رویدادها

3. one of the probable presidential candidates
یکی از نامزدهای شایندی (احتمالی) ریاست جمهوری

4. the government is providing against a probable famine
دولت دارد برای مقابله با قحطی احتمالی تدارک می‌بیند.

5. they sent a special emissary to discuss probable peace terms
آنان فرستاده‌ی ویژه‌ای رابرای مذاکره درباره‌ی شرایط صلح احتمالی گسیل داشتند.

6. his name was mentioned several times as the probable winner of the elections
نام او چندین بار به عنوان برنده‌ی احتمالی انتخابات ذکر شد.

7. i am tired of all the chitchat about their probable divorce
از اینهمه حرف مفت درباره‌ی طلاق احتمالی آنها خسته شده‌ام.

8. the bankruptcy of the company has become not only possible but also probable
ورشکستگی شرکت نه تنها ممکن بلکه محتمل هم شده است.

9. The probable cause of death was heart failure.
[ترجمه ترگمان]دلیل احتمالی مرگ، شکست قلبی بوده
[ترجمه گوگل]دلیل احتمالی مرگ نارسایی قلبی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Probable

باور کردنی (صفت)
believable , plausible , credible , probable , likely
محتمل (صفت)
plausible , contingent , feasible , probable , likely , possible , most likely , odds-on , presumable , verisimilar
احتمالی (صفت)
presumptive , probable , likely , eventual , probabilistic
امر احتمالی (صفت)
probable

معنی عبارات مرتبط با Probable به فارسی

(حقوق) شواهد و ادله ی کافی (برای وارد آوردن اتهام)

معنی Probable در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] محتمل
[نساجی] شدنی - امکان پذیر - ممکن
[ریاضیات] محتمل
[حقوق] علت متعارف، دلیل محتمل و عقلایی (بالاخص در مورد احتمال گناهکار بودن متهم)
[عمران و معماری] خطای احتمالی - خطای محتمل
[برق و الکترونیک] خطای محتمل مقدار خطایی که احتمال اتفاق افتادن آن در حین اندازه گیری وجود دارد . نیمی از نتایج ، خطایی بیش از این مقدار و نیم دیگر خطای کمتری خواهند داشت.
[ریاضیات] اشتباه محتمل، خطای محتمل
[آمار] خطای محتمل
[آمار] فقره محتمل
[ریاضیات] حدود محتمل
[آب و خاک] حداکثر سیل محتمل
[عمران و معماری] حداکثر بارش محتمل - بارش بیشینه محتمل - بارش حداکثر محتمل - حداکثر بارندگی محتمل
[معدن] ذخیره معدنی احتمالی (ارزیابی ذخیره)
[زمین شناسی] کانسنگ احتمالی - الف) مترادف کانسنگ احتمالی(indicated ore). - ب) کانسار مجاور با کانسنگ رشد یافته که هنوز با توسعه اثبات نشده است.
[نفت] ذخایر محتمل گاز قابل استخراج
...

معنی کلمه Probable به انگلیسی

probable
• reasonable, plausible; almost certain, very likely; expected, anticipated
• something that is probable is very likely to be true or likely to happen.
probable cause
• reasonable grounds for presuming someone to be guilty (law)
probable consequence
• what will probably happen as a result of
probable route
• route that is likely to be used, supposed track

Probable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیررضا فرهید
باور کردنی .... واقعی .... حقیقی
tinabailari
محمتل
the doctor had told me that it was probable that he would die from a heart disease
دکتر به من گفته بود که محتمل است او از بیماری قلبی بمیرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی probable
کلمه : probable
املای فارسی : پرببل
اشتباه تایپی : حقخذشذمث
عکس probable : در گوگل

آیا معنی Probable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )